هین سخن تازه بگو
|
هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود |
|
وارهد از حد جهان بیحد و اندازه شود |
|
خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد |
|
یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود |
|
هر کی شدت حلقه در زود برد حقه زر |
|
خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود |
|
آب چه دانست که او گوهر گوینده شود |
|
خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود |
|
روی کسی سرخ نشد بیمدد لعل لبت |
|
بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود |
|
ناقه صالح چو ز که زاد یقین گشت مرا |
|
کوه پی مژده تو اشتر جمازه شود |
|
راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود |
|
آنچ جگرسوزه بود باز جگرسازه شود |
مولانا
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط hosein
|