آیا خدا بنده اش را تنبیه می کند؟

توسط مجری تلویزیون سوال شده بود آیا خدا بی رحم و خشن است و کسی که گناه می کند ، خدا او را با اخم و تاخم ازخودش دور می کند و به این مضمون حتی توی جلسه راهش نمی دهد و تصویرش را ممنوع می کند و می گوید برو برو دیگه نمی خوام ببینمت؟! و نمی گذارد دیگران هم اورا ببینند؟...جواب روحانی عزیز برنامه به این مضمون جالب بود گفت ؛ نه عزیز من ،این طور نیست که خدا کسی را به کیفر برساند و مجازات کند، بلکه این خود شخص است که از خدا دور می شود و این دور شدن که شخص با نادیده گرفتن دستورات خدا خودش برای خودش ایجاد می کنه یعنی نرسیدن یعنی مجازات، بعد مثال آورد ؛ که یکی روبروی خورشید قرار می گیرد یکی پشت دیوار و یکی آن طرف تر و دورتر... هر سه از نورو گرمای خورشید بهره مندند، ولی آن که خودش را دورتر و مخفی نگه داشته خوب نور کمتری به او می رسد و گرمای کمتری به او می تابد و او که تلاش کرده جلوتر آمده نور به او می رسد و گرما به او می تابد و خورشید عقب جلو نشده سرجای خودش است و یکسان نور می تاباند و گرما می دهد و همان نشاط و شادابی را دارد، نه سایه کرده ، نه نورش کم و زیاد شده... 

رسول الله اسوه حسنه

 امروز سالروز مبعث پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) است. پیامبر بزرگی که  مشهور به خوش اخلاق بودن و مراوده است ، دنیای امروز از بداخلاقی ها خسته شده و ازدشمنی ها بیزاراست و نیاز به انسان هایی دارد که استارت خوش برخوردی و خوش اخلاقی با همنوعان توسط آنان زده شود،دولتمردان به دلیل دارایی و توانایی درقدرت و مال پیشگام این مطلبند و می توان گفت جهان پیرمون ازبالا به پایین فرهنگ سازی می کند، چه خوش است روزی که انسان ها بتوانند ازمیان خود خوش اخلاق ترین و خوش مرام ترین و خوش سوادترین راانتخابات کنند تا بوسیله آنان زندگی مردمان کره حاکی از بداخلاقی و یکنواختی به درآید و فرهنگ  ازبالا به پایین دلنشین و پذیرفتنی باشد.

 

بدرود امام عزیز

 

حسین محمدی

می خواستم درباره سالگرد امام خمینی (ره) مطلبی بنویسم ، دیدم تلفن هی زنگ می زند ، یکی از دوستانم بود گفت : چرا گوشی را برنمی داری ؟ توضیح دادم که خواستم درباره امام مطلبی بنویسم که زنگ زدی و حواسم را به هم ریختی گفت : بله بله این مرض نویسنده ها است وقتی می نویسند دوست ندارند پرنده پر بزند، و ادامه داد : آلان مطلبی درباره امام و اوایل انقلاب توی ذهنم است بگویم می توانی بنویسی ؟ گفتم ؛ چرا نتوانم ، تو که می دانی من همه وقت برای نوشتن آماده ام بگو بنویسم..ولی ممکن است بعدا کم و زیاد کنم ، ناراحت نشی.. گفت مدیر این نوشته ها خودت هستی و هیچ اشکالی نداره و شروع کرد به تعریف کردن: یادش به خیر با چه روزهای خوش وقشنگی داشتیم البته روزهای غم انگیز زیادی هم بود ، آمدن امام از پاریس اوج شادی ملت بود،همه تصورآزادی واقعی داشتند و برای همدیگر می مردند ، نمی توانم توصیف کنم چه عشقی نسبت به هم ،.

روی ادامه مطلب کلیک کنید

  

ادامه نوشته