کسانی که امام خمینی ره را با زعم خویش قبول دارند
کسانی که امام خمینی ره را با زعم خویش قبول دارند
انقلاب اسلامی یک انقلاب خدایی بود.درزمانی که زر و زور و تزویر سایه خود را بر مملکت گسترانده بود و فساد دربار مردم را با فرهنگ دنیا طلبی ذلیل ساخته بود و آن را بهترین راه می دانستند و ثروت ملی در اختیار خاندان پهلوی بی حساب و کتاب خرج می شد و کسی را یارای باز خواست نبود(همان پهلوی که بازماندگانش درغرب لمیده اند و ادعای میراث و بازگشت و سلطنت دارند و با مظلوم نمایی فیلم هایی که از کمترین سند بهره می برد و به نام مستند می سازند و می خواهند باور کنیم فرشته بودند و مردم اشتباه کردند) عده ای روشنفکر چون دکترعلی شریعتی و استاد مرتضی مطهری مورد قبول عامه و در میان دانشجویان مردم را آگاه کردند تا بدانند خدا از انسان چه می خواهد و راه و روش یک انسان آزاده که امام حسین ع هم در این باره فرمود ؛خداوند تو را آزاد آفرید پس بنده و برده کسی نباش با آنچه امروز هستند تفاوت دارد و آن اطلاع رسانی ها با تدبیر مردی بزرگ چون امام خمینی که امروز در جامعه فراموش کرده اند و روز به روز به فراموشی می رود که ایشان چه نقش بزرگی در کدخدا منشی آن روزگار داشته است ، درزمانی که به دلیل دیکتاتوری خلاف جهت شنا کردن ممکن نبود(زیرا دیکتاتوران قبل از آن که دیکتاتور شوند دوستانی دارند مردمی و خاکی که به دلیل علاقه ای که به ارباب دارند کم کم تبدیل به چاپلوسان و جاسوسانی علیه مردم می شوند و به جای ارباب با مردم حرف می زنند و خواسته های واقعی مردم را سانسور کرده تحویل ارباب می دهند و به عبارتی دیکتاتور زایی می کنند، این به وضوح در زمان شاه بوده است) انقلاب اسلامی شد . متاسفانه پول و ثروت و نگاه به دوروزه زندگی دنیایی همه آن خوبی ها و کارهای امام را از یاد جامعه برد.مثلا امام فرمود نظامیان وارد سیاست نشوند و شدند و امام موافق مسولیت سیاسی گرفتن روحانیان نبود و با تبصره این کار شد.عده ای می گویند باید خشن بود و دیگران را ترساند تا زندگی کرد . عده ای می گویند باید نرمخویی پیشی گرفت و دیگران را جذب خود و کرد و عیسی وار زندگی کرد و عده ای دنبال ایجاد تعادل میان این دو هستند و می گویند اگر امام خواهان خشونت و یک دندگی بود جنگ با عراق هنوز به پایان نرسیده بود و شطرنج که آن زمان می گفتند دست زدن به آن حرام است با فتوای امام آزاد نمی شد . اگر امام خواهان برتری و قدرت ولایت فقیه به شکل امروزی بود هرگز فرماندهی کل قوا را به رییس جمهورها نمی داد و بعد در دوره دیگر به نوعی به هاشمی رفسنجانی اختیارات تام در فرماندهی جنگ نمی داد. اگر امام که همه پشت او سنگر گرفتیم تا تیر به ما نخورد و به اینجا رسیدیم طالب تعادل در زندگی مسلمانان نبود هرگز جماران را برای زندگی انتخاب نمی کرد که در نزدیکی کاخ شاه قرار داشت و دارای بهترین آب و هوا در تهران است زیرا امام مانندآقای احمدی نژاد می توانست بگوید من باید به میان تهران و پاستور بروم و نه مانند خاتمی در نیاوران و بالا بالاها دفتر کار انتخاب کنم و جماران که قدم زدن زیر درختان توت و گردوی آن به دنیایی می ارزد و توجه داشته باشید امام در آن روزگار که آن مکان را برای ایشان انتخاب کردند پذیرفت قبول کرد و در آن جا ماند و توجه داشته باشید امام می توانست در فرانسه نماند ولی فرانسه را قبول کرد و از فرانسه بود که به ایران بازگشت نمود و هزاران مطلب از امام بصورت نشنیده باقی مانده است که خانواده و نزدیکان ایشان در این روزهای نیازباید برای مردم بگویند.