او در روز میلاد امام حسین (ع) بدنیا آمد و پس ازانقلاب بدلیل علاقه به فعالیتهای سیاسی وارد روزنامه جمهوری اسلامی میشود درطول مدت حضورش در این روزنامه علاوه برسرویس اجتماعی درحوزه مقاومت نیز فعالیت میکند گزارش او از واقعه طبس بعنوان اولین خبرنگاری که وارد این صحنه میشود خواندنی است اما او درماموریت خبر خود به لبنان و اردن نیز گزارش های ماندگاری ازخود بجای میگذارد .غلامحسین باوجود سن کم طراحی عملیاتهای پیچیده جنگی را عهده دار میشود وبعنوان جوانترین فرمانده سپاه ایران...

فاصله محل سوزاندن تانکر تا محل سقوط هواپیما حدود یک و نیم کیلومتر بود؛ از دور فقط ۲ هلی‌کوپتر به چشم می‌خورد و ۲ تا ۳ تا پره که عمودی نیز در زمین فرو رفته بودند. جلو‌تر که رفتیم فرمانده حفاظت منطقه توضیح داد که این نقطه جزو نقشه‌ای بوده است که در زمان رژیم طاغوت قرار بود، فرودگاه شود و چون این نقشه‌ها توسط همین آمریکایی‌ها طرح‌ریزی شده لذا مختصات این منطقه را داشته‌اند و قبلاً هم از این محل برای صدور اورانیوم‌های استخراج شده از منطقه به آمریکا استفاده می‌کردند. باید متذکر شد که منطقه فرود هلی‌کوپتر‌ها، منطقه‌ای از کویر به صورت دشت باز و گسترده به وسعت بیش از ۱۰ کیلومتر مربع با میدان دید وسیع که گنجایش فرود هواپیما و هلی‌کوپتر‌های زیادی را دارا است. سرگرد فرمانده نظارت منطقه، ادامه داد که آمریکایی‌ها حساب همه چیز را کرده بودند. اما از آنجا که پشتیبان ملت، خداوند متعال است، سطح کویر شنی بوده و تمام نقشه‌های آن‌ها را برهم ریخت.


این بخشی از گزارش خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی از واقعه طبس است که بعنوان اولین خبرنگار پس از شکست مفتضحانه کارتر در دریای شن ایران واقعه سپاه ابرهه و حمله ابابیل را با دانه های سجیل به ترسیم کشید.


خبرنگاری که خیلی زود با ذهن خلاقی که از خود به نمایش میگذارد شگفتی های ماندگاری را در دوران دفاع مقدس ترسیم کرده و تاکنون نیز بسیاری از فرماندهان بزرگ ارتش و سپاه از پیچیدگی آن حیران مانده اند.


او شاید تنها خبرنگاری باشد که در طول تاریخ موفق شده در سنین جوانی به درجه سرلشگری نائل آمده و علاوه بررشادتهایش این جایگاه بلند نظامی را نیز به خود اختصاص دهد.
این خبرنگار جوان کسی نیست جز غلامحسین افشرده مشهور به حسن باقری که پس از انقلاب علاوه برفعالیتهای سیاسی وارد روزنامه جمهوری اسلامی شده و درسرویس اجتماعی این روزنامه فعالیت کرد .


غلامحسین افشردی با پیروزی انقلاب اسلامی 23 سال سن داشت وارد فعالیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی از جمله خبرنگاری می شود .


او در گزارش مشهورش از شکست ابرهه زمان مینویسد:

منطقه فرود هواپیما‌ها و هلی‌کوپتر‌ها محلی است در فاصله حدود ۲۷۰ کیلومتری یزد و ۱۶۰ کیلومتری طبس و حوزه ژاندار‌مری بیرجند پاسگاه رباط‌خان در ۴۰ کیلومتری این نقطه واقع است. دیروز صبح در ۲ کیلومتری محل فرود هواپیما و اولین گروه سربازان ژاندارمری برخوردیم که محافظت منطقه را برعهده داشتند. در کنار تانکری که توسط مزدوران کثیف آمریکایی به آتش کشیده شده بود به نگهبانی مشغول بودند؛ افسر فرمانده این گروه به ما گفت که مزدوران آمریکایی سوار بر یک موتور ترل جلوی این تانکر، مواد سوختی را گرفتند و حتی به راننده اجازه برگشت هم ندادند و در عوض تانکر او را به گلوله بستند که در نتیجه تانکر منفجر و به آتش کشیده شد و راننده هم از ناحیه سر آسیب دیده است که برای مداوا به یزد اعزام گردیده و باقیمانده سوخت تانکر حاکی از شعله و حرارت بیش از حد و اندازه آن می‌باشد.

تنها چیز سالمی که ما از این تانکر دیدیم، نمره جلوی آن بود و دیگر هیچ چیز سالمی دیده نمی‌شد. حادثه به اندازه‌ای بود که فنر‌های عقب ماشین و حتی شاسی اصلی ماشین را نیز کج کرده و در این بین فرمانده حفاظت منطقه که یک سرگرد نیروی زمینی لشگر خراسان بود، برای بازدید به این محل آمد و وقتی که فهمید ما خبرنگار هستیم و از تهران آمدیم، متذکر شد که این منطقه توسط مزدوران آمریکایی مین‌گذاری شده و رفتن برای تهیه عکس و گزارش خطرناک است اما وقتی با اصرار ما روبرو شد، قبول کرد که خود نیز همراه ما بیاید و راهنمایی کند. ما نیز متوجه شدیم که اولین گروه خبرنگار و عکاس هستیم که برای تهیه گزارش از این جنایت فضاحت‌بار کار‌تر به منطقه آمده‌ایم.


افشاگری شهید باقری از اقدامات ضدامنیتی آمریکا در طبس

فاصله محل سوزاندن تانکر تا محل سقوط هواپیما حدود یک و نیم کیلومتر بود؛ از دور فقط ۲ هلی‌کوپتر به چشم می‌خورد و ۲ تا ۳ تا پره که عمودی نیز در زمین فرو رفته بودند. جلو‌تر که رفتیم فرمانده حفاظت منطقه توضیح داد که این نقطه جزو نقشه‌ای بوده است که در زمان رژیم طاغوت قرار بود، فرودگاه شود و چون این نقشه‌ها توسط همین آمریکایی‌ها طرح‌ریزی شده لذا مختصات این منطقه را داشته‌اند و قبلاً هم از این محل برای صدور اورانیوم‌های استخراج شده از منطقه به آمریکا استفاده می‌کردند. باید متذکر شد که منطقه فرود هلی‌کوپتر‌ها، منطقه‌ای از کویر به صورت دشت باز و گسترده به وسعت بیش از ۱۰ کیلومتر مربع با میدان دید وسیع که گنجایش فرود هواپیما و هلی‌کوپتر‌های زیادی را دارا است. سرگرد فرمانده نظارت منطقه، ادامه داد که آمریکایی‌ها حساب همه چیز را کرده بودند. اما از آنجا که پشتیبان ملت، خداوند متعال است، سطح کویر شنی بوده و تمام نقشه‌های آن‌ها را برهم ریخت.

نیروی دریایی آمریکا در منطقه بود که هنوز منفجر یا منهدم نشده بود و فقط بعضی از چرخ‌هایش در شن فرو رفته بود. دکه این دو هلی‌کوپتر یکی در سمت راست جاده و دیگری در سمت چپ قرار داشت. هلی‌کوپتر‌ دیگری در سمت چپ جاده سوخته و متلاشی شده بود و علاوه بر این هلی‌کوپتر‌های سالم یک هلی‌کوپتر‌ هم با هواپیما سی ۱۳۰ آمریکایی تصادف کرده بود و هر دو آتش گرفته بودند و خود این حادثه باعث عقیم ماندن تلاش‌های کار‌تر دیوانه شده بود. البته راجع به علت تصادف هواپیمای سی ۱۳۰ و هلی‌کوپتر، احوال گوناگونی نقل می‌شود.

از هواپیمای ۳۳۰ که چهار موتوره است، جز تل خاکستر، آلومینیوم‌های ذوب شده که در سطح کویر روان شده بود چیزی باقی نمانده بود. پنج جسد سوخته خلبانان آمریکایی را در لابلای لاشه هواپیما مشاهده کردیم که عبارت بودند از خلبان و خدمه هواپیمای سی ۱۳۰. هلی‌کوپتری هم که به این هواپیما برخورد کرده بود متلاشی شده بود که مسلماً خلبانانش به درک واصل شدند.

آمریکایی‌ها حتی وقت نکردند فشنگ‌ها را بردارند

نکته قابل توجه اینکه جعبه سیاه هواپیمای سی ۱۳۰ که حافظه مختصات پرواز جهت و مسیر پرواز بوده در محل بین سوخته‌های لاشه هواپیما موجود بود و از این جعبه می‌توان کاملاً مطمئن شد که این مزدوران از کدام یک از پایگاه‌های کشورهای مزدور آمریکا در منطقه پرواز کرده است.

مقدار زیادی پوکه‌های شلیک شده ۱۶ ـ ۸۸ را مشاهده کردیم و فانوسقه‌های زیادی روی زمین پخش بود که در هر کدام از این‌ها فانوسقه‌ها، بمب و دو جافشنگی ۱۶ـ m که در هر کدام سه خشاب ۲۰ تیری ۱۶ـ m وجود داشته است و آمریکائی‌ها حتی وقت نکرده بودند که این فشنگ‌ها را همراه خود ببرند و در محل‌‌ رها کرده و فرار کردند. گفته می‌شد که کنار هر وسیله مقداری مواد منفجره گذاشتند و ما دوربین اسلحه‌های زاویه سنج سنگین را دیدم که کنار آن‌ها جعبه مواد منفجره آماده انفجار قرار داشت و این بسیار خطرناک بود.

او علاوه برفعالیتهایش در داخل کشور درهمین سال بنابردعوت جنبش امل لبنان وازسوی روزنامه جمهوری اسلامی به لبنان واردن سفر می کند.


شهید باقری طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابسامان مسلمین در آن منطقه تهیه کرد. در خردادماه سال 1358 موفق به اخذ دیپلم ادبی شد. سپس در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کرد و با رتبه صد و چهارم در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول گردید. او در مدت حضور در محیط دانشگاه، نقش فعال و مؤثری در مقابله با توطئه‌های ضدانقلاب و گروهکها داشت. شهید باقری اوایل سال 1359 به عضویت سپاه در آمد. ابتدا در واحد اطلاعات مشغول به خدمت شد و در زمینه شناسایی و مقابله با گروهکهای منحرف و وابسته، فعالیت خود را استمرار بخشید و در این واحد بود که نام مستعار "حسن باقری" برای ایشان در نظر گرفته شد.

جوانترین سرلشگر سپاه ایران

در سال 59 با شروع جنگ تحمیلی راهی جبهه های جنوب شده و در بدو ورود به اهواز «واحد اطلاعات عملیات رزمی» را برای دستیابی دقیق از موقعیت دشمن راه اندازی می کند که این آغازی برای راه اندازی این واحد در ستاد عملیات جنوب می شود.

شهید باقری به ‌عنوان فرمانده قرارگاه‌های نصر و کربلا نقش بسیاری در موفقیت رزمندگان اسلام در عملیات‌های فتح‌المبین، رمضان، بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر داشت و آخرین مسئولیت این سردار شجاع اسلام،‌ قائم‌مقامی فرمانده نیروی زمینی سپاه بود.

سردار شهید حسن باقری، هنگامی که در منطقه فکه مشغول شناسایی منطقه و آماده‌سازی عملیات والفجر مقدماتی بود، مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و همراه با شهید حمید بقایی به شهادت رسید. وی در زمان شهادت 27 سال داشت.

*شگفت‌زدگی فرماندهان با ارائه اطلاعات جالب شهید حسن باقری

سرلشگر سیدیحیی رحیم‌صفوی مشاور عالی مقام معظم رهبری درخاطره‌ای از شهید «حسن باقری» می‌گوید: آغاز جنگ که بنی‌صدر ملعون و خائن به جبهه‌ها می‌آمد، بنده، فرمانده عملیات خوزستان بودم. ما را به جلساتی که راجع به جنگ بود راه نمی‌دادند! من با شهید بزرگوار حسن باقری با تلاش مقام معظم رهبری که نماینده وقت حضرت امام (ره)بودند، وارد جلسه شدیم.


وی ادامه می‌دهد: وقتی نوبت صحبت کردن به ما رسید، ابتدا قرار بود وضعیت دشمن گزارش شود و بعد وضعیت جبهه خودمان. به شهید بزرگوار اشاره کردم و گفتم «شما این مطلب را توضیح بدهید»؛ مقام معظم رهبری در زمان‌های بعد از آن جلسه به من گفت که «تا شما اشاره کردی که حسن بلند شو، دیدم که یک جوان لاغر اندام و کوچولو بلند شد، بدون اینکه سر و ریشی، محاسنی داشته باشد (البته ته ریش کمی داشت)، دلم ناگهان ریخت. گفتم حالا بنی‌صدر و اینها نشسته‌اند، این جوان چه می‌خواهد بگوید، تا آمد پای تابلو، آنتن را گرفت و شروع کرد وضعیت دشمن را منطقه به منطقه تشریح کرد که دشمن اینجا چند تانک دارد، اینجا چه تیپ و لشکری مستقر است، آنجا خاکریز زدند، اینجا میدان مین و آنجا سیم خاردار ایجاد کرده‌اند، هر چه زمان می‌گذشت، قلبم روشن‌تر و چهره‌ام بازتر می‌شد؛ مثل یک روحانی که مثلاً وقتی پسرش می‌خواهد به منبر برود نگران است که آیا می‌تواند از عهده این منبر برآید یا نه. من چنین حالی داشتم ولی هر چه بیشتر صحبت می‌کرد من چهره‌ام بازتر می‌شد.»


شهید باقری در آن جلسه چنان گزارش دقیق، مصور و خوبی ارائه داد که همه حضار حتی خود بنی صدر به شگفت درآمد که این جوان این اطلاعات جالب را از کجا آورده است.

* شهید باقری همیشه به انجام تکلیف اعتقاد داشت

سردار حسین همدانی فرمانده سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بزرگ اظهار می‌دارد: شهید حسن باقری به عنوان یک خبرنگار و عکاس در بدو ورود خود به مناطق عملیاتی به ‌سرعت آموزه‌های جنگ را فرا گرفت و متعاقباً با سرعت بیشتری نیز به دیگر فرماندهان این آموزش‌ها را انتقال می‌داد و یکی از آموزه‌هایی که شهید باقری به دیگر فرمانده‌هان یاد ‌داد، بحث‌های مدیریتی، نوع و چگونگی ارائه اطلاعات فرمانده‌های رده‌های پایین به فرمانده‌های رأس جنگ بود.


سردار همدانی با اشاره به این که شهید حسن باقری با وجود سن پایین و اندام نحیف از جاذبه مدیریتی بالایی برخوردار بود، می‌افزاید: شهید حسن باقری آن‌چنان از اطلاعات جنگ آگاه بود که برخی مواقع آدمی فکر می‌کرد که این شهید بزرگ دارای علم غیب است ولی تلاش و ممارست شهید باقری در جمع‌آوری اطلاعات جنگ او را به یک فرد فوق‌العاده مطلع رسانده بود.


سردار همدانی به سخن شهید حسن باقری که گفته بود فتح خرمشهر باعث خوشحالی امام (ره) خواهد شد، اشاره کرده و می‌گوید: برای آزادی خرمشهر دو طرح از ارتش و سپاه ارائه شد که در نهایت طرح سپاه که مبدع و متفکر آن شهید حسن باقری بود مورد قبول واقع شد و در نهایت رزمندگان اسلام با این طرح توانستند خرمشهر را آزاد کنند.

وی اظهار می‌گوید: شهید باقری به عنوان فرمانده قرارگاه نصر و جانشین قرارگاه کربلا به عنوان مغز متفکر دفاع مقدس شناخته می‌شود و این شهید بزرگ همیشه در جهت کارهای جدید و به خصوص فریب دشمن در جنگ جهت پیروزی رزمندگان اسلام گام برمی‌داشت.


وی با اشاره به اینکه شهید حسن باقری همیشه به انجام تکلیف در جنگ اعتقاد داشت و این فرهنگ را نیز بعد از خود بین جمع فرماندهان و رزمندگان ترویج داد، اظهار می‌دارد: جوانان امروز جامعه باید از این شهید بزرگ درس‌ها بیاموزند چرا که جامعه امروزی از شهید حسن باقری‌های زیادی برخوردار است.

* شهید باقری بر سنگرش نوشته بود «صد در صد شناسایی، صد در صد موفقیت»

سعید قاسمی از فرماندهان دوران دفاع مقدس نیز درباره شهید حسن باقری اظهار می‌دارد: در دوران دفاع مقدس معروف است که شهید سردار حسن باقری فرهنگ برنامه‌های اطلاعات و عملیات در جبهه‌‌ها را بنا کرده و باعث دگرگونی جنگ‌های کلاسیک ارتش‌های جهان شده بود.


وی با اشاره به اینکه شخصاً با شهید حسن باقری بعد از عملیات بیت‌المقدس در قرارگاه‌های مشترک سپاه و ارتش در سال 60 آشنا شده است، می‌افزاید: این شهید بزرگوار در جلسات معروفی که با سرداران جنگ بر پا می‌شد تمام این بزرگان را با تحلیل‌ها و اطلاعات کامل خود از بابت اشراف مناطق عملیاتی متعجب می‌کرد.

سردار قاسمی با بیان اینکه یکی از اصول جنگ‌های مدرن و کلاسیک رعایت فاصله 3 کیلومتری نیروهای خودی تا خط لبه مقابل نبرد دشمن است، بیان می‌دارد: بسیجیان سرافراز وطن با کمترین آموزش ولی با طرح اطلاعاتی و عملیاتی شهید حسن باقری، نبردهایی که در دنیا معروف به کماندویی بود را تا عمق 20 تا 30 کیلومتری مواضع دشمن انجام می‌دادند.


وی موفقیت‌های رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس را سرچشمه از تفکرات اطلاعات و عملیاتی شهید باقری دانست و گفت: با وجود اینکه در تمام جنگ‌های مدرن شناخت جو، زمین، نیروهای دشمن و اطلاعات رزمی بسیار مهم است ولی نوع پیاده کردن این جنگ‌ها در دفاع مقدس با طرح‌های شهید باقری دگرگون شده بود و حالت بومی داشت.


وی به شعار معروف شهید حسن باقری که بر روی سنگر خود با این عنوان "صد در صد شناسایی، صد در صد موفقیت " اشاره کرد و تصریح کرد: این شهید بزرگوار غیر از تواضع خاصی که داشت یکی از خصلت‌ها و منش‌هایش در جبهه‌ها زبان و بیان ویژه او بود که در روابطش بین رزمندگان، تأثیر شگرفی ایجاد می‌کرد.

منبع: البرز