ضعف مدیریت نیروی انسانی تازه وارد
حسین محمدی
نظام اداری ما از ابتدا توانایی های زیادی در هدایت نیروی انسانی تازه وارد ازخود نشان می دهد ولی پس از مدت کوتاهی می بینیم نیروی انسانی تازه وارد مانند بقیه کارکنان انرژی روانی خود را از دست می دهد و دل به کار ندارد . چه دلیلی دارد؟ به جرات می توان گفت مدیرانی که آینده نگر نیستند مسوول این قضیه اند. با یک بررسی ساده می توان به این مطلب رسید.مدیران باید نه تنها پیش بینی چند ماه آینده کار خود را داشته باشند بلکه باید برای سال آینده خود و چند سال آینده پیش بینی داشته باشند و اگر غیر این باشد باید آنان را بااحترام کنار گذاشت و مدیرانی را جایگربن نمود که توانایی این کاررا داشته باشند و بتوانند به کارکنان خودانگیزه بدهند.هرسازمان باید برای کارکنان خود افق ایجاد کند،کارکنان باید بدانند چند ماه بعد وضع زندگی شان و وضع سازمانشان چه می شود تا انگیزه کافی به کار داشته باشند.مدیران مافوق که خود این پله ها را نمی بینند و تصویری ندارند و به عبارتی دیگر از حداقل روانشناسی کار اطلاع ندارند و براثر حادثه و اتفاق مدیر شده اند ممکن نیست سازمان را به موفقیت برسانند. آن ها حتی افراد آینده نگری که برای سازمان قابل شناسایی هستند را در باکس خود نگه نمی دارند زیرا از زبانزد شدنشان میان سایر کارکنان هراس دارند و کارکنانی را حفظ می کنند که توانایی داشته باشند از سازمان برای مافوق خرج کنند. در ذهن یک مدیر فاقد آینده نگری برنامه داشتن بی معنی است و این تفکر را به زیر مجموعه انتقال می دهد. این مدیران برای نیروی انسانی ممتاز خود امتیازی قائل نمی شوند زیرا معتقدند حال که از بالا چنین دیدی وجود ندارد، موظف به این کارنیستند،درنتیجه کورمال کورمال ادامه مسیر می دهند.توجه به روانشناسی در کار مانند سیمان عمل می کند و اجزای سازمان را به هم می چسباند گرچه پروسه آن طولانی تر و دیربازده تر است و مدیران به دلیل همین دیربازده بودن و دیر نتیجه دادن ، به این مصالح توجه ندارند. آن ها آماری که خواستند همین آلان باید روی میز باشد و به کمیت آماده کردن آمار توجه دارند و کیفیت مهم نیست و در بلند مدت سازمان را به شکست می کشانند و این عملکرد توسط نیروی انسانی جدید فقط تا مدتی مورد پذیرش قرار می گیرد و پس از آن همچون خالی شدن باد لاستیک یک ماشین، انرژی روانی شان از دست می رود.