باران
 
برای کسانی که درآن زندگی کرده اند سرشار از خاطرات است.

«مارکز» پس از مرگ هم جایزه گرفت

 

«مارکز» پس از مرگ هم جایزه گرفت 

در این مراسم از رمان‌هایی از مارکز یاد شده که در آن به بزرگترین شهر کاتالونیا اشاره شده است که از آن میان می‌توان به «پاییز پدرسالار»، «داستان یک ملوان کشتی‌ شکسته» و «دوازده داستان سرگردان» اشاره کرد.مدال طلای شهر بارسلون پس از سه ماه از مرگ «گابریل گارسیا مارکز» به این نویسنده کلمبیایی برنده نوبل اعطا شد. به گزارش ایسنا، مقامات شهر بارسلون در ایالت کاتالونیا - بخش خودمختار در شمال شرقی اسپانیا - مدال طلای این شهر را به گابریل گارسیا مارکز، خالق رمان «صد سال تنهایی» اعطا کردند.«گابو»ی کلمبیایی که از سال 1977 تا 1984 در پایتخت کاتالونیا سکونت داشت، هفدهم آوریل 2014 درگذشت. این جایزه به پاس «فعالیت‌های شایان توجه مارکز در جهت افزایش غنای فرهنگی و جهانی کردن میراث ادبی شهر بارسلون» به وی تعلق گرفت. به گفته یکی از مسئولین بارسلون، مدال طلا به چهره‌هایی اهدا می‌شود که به شهرت این شهر کمک کرده باشند. به گزارش ال ناسیونال، در این مراسم از رمان‌هایی از مارکز یاد شده که در آن به بزرگترین شهر کاتالونیا اشاره شده است که از آن میان می‌توان به «پاییز پدرسالار»، «داستان یک ملوان کشتی‌ شکسته» و «دوازده داستان سرگردان» اشاره کرد. بارسلون شهری است که مارکز در آن «پاییز پدرسالار» را به نگارش درآورد. «ماریو بارگاس یوسا» رمان‌نویس پرویی برنده نوبل هم از سال 1967 تا 1974 در این شهر زندگی می‌کرد و در آن زمان رابطه دوستانه و نزدیکی با مارکز داشت. گابریل گارسیا مارکز از بزرگترین چهره‌های ادبیات اسپانیولی‌زبان و آمریکای لاتین محسوب می‌شد که در سال 1982 به جایزه‌ی نوبل ادبیات دست یافت. وی به عنوان پیشتاز سبک رئالیسم جادویی شهرت داشت که در بیمارستان شهر مکزیکوسیتی در 87 سالگی درگذشت. «صد سال تنهایی» که نمونه بارز رئالیسم جادویی است، معروفترین اثر مارکز محسوب می‌شود. «پاییز پدرسالار»، «عشق سال‌های وبا»، «خاطره دلبرکان غمگین من» و «گزارش یک مرگ» از دیگر رمان‌های معروف این نویسنده‌ی برجسته هستند. آثار این نویسنده تاکنون به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌اند.
عصرایران 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه پنجم مرداد 1393 توسط hosein

ضعف اطلاع‌رساني دولت روحانی در بیان دکترصادق زیباکلام

صادق زیباکلام، تحلیل گر مسائل سیاسی،درباره انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از ضعف اطلاع‌رساني دولت که معتقد است نمونه ای از آن در مورد قیمت خودروها بروز پیدا کرده است، در گفتگو با فرارو گفت: من هم کاملا معتقدم که دولت آقای روحانی در حوزه اطلاع رسانی ضعیف است و این ضعف هم از ابتدای آغاز به کار دولت بوده و روز به روز هم بیشتر شده است. وی با بیان اینکه اجازه دهید پیش از آنکه به ضعف دولت در حوزه اطلاع رسانی بپردازم نکته ای را درباره قیمت خودرو عرض کنم گفت: تعیین قیمت خودرو آیینه تمام نمای یک اقتصاد ایرانی است. تعیین قیمت خودرو و اساسا صنعت خودرو در ایران به یک مسئله گریه دار تبدیل شده است.حداقل دو سالی می شود که مسئله تعیین قیمت خودرو در کشور مطرح است اما به دلیل آنکه اقتصاد ما آنقدر درمانده و فشل است نه دولت گذشته و نه دولت فعلی نتوانسته‌اند مسئله ای به این سادگی را حل و فصل کنند.وی ادامه داد: در ایران صنعتی به نام خودروسازی وجود دارد که نه دولت، نه مصرف کننده، نه سازمان حمایت از مصرف کننده نه نیروی انتظامی که معترض به آمار بالای تلفات ناشی از تولید خودروهای بی کیفیت است و نه محیط زیست از آن راضی نیستند. پای بحث قیمت هم که به میان می آید به جمع معترضان، تولید کنندگان هم اضافه می شود. بنابراین خودروسازی یک صنعت تولید کننده نارضایتی است. با این حال و با وجود این حجم از نارضایتی یک متولی وجود ندارد که بتواند از جنبه تولید، کیفیت و قیمت رضایت همه را جلب کند. بنابراین صنعت خودروسازی آینه تمام نمای اقتصاد کشور است. بر این اساس چطور انتظار داریم که این اقتصاد در افق 1404 به اقتصاد برتر تبدیل شود و یا بتواند در عرصه جهانی به الگویی برای کشورهای دیگر تبدیل شود.اما در خصوص بحث اطلاع رسانی دولت آقای روحانی باید عرض کنم که آقای روحانی از یک حزب سازمان یافته و ریشه دار و کارکرده و آشنا به امور که همراهان او قبلا با هم کار تشکیلاتی داشته اند به سمت ریاست جمهوری نرسید. این استاد دانشگاه تاکید کرد: هر چند آقایان و همراهان آقای روحانی دوست دارند قمپز در کنند که در دفتر تحقیقات استراتژیک، پایه مکتب نیاوران را بنا نهادند و متکب نیاوران خاستگاه اعتدال است و سال ها تحقیق و کار جمعی توانسته است پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد سال گذشته را رقم بزند.زیباکلام با بیان اینکه این حرف هایی که برخی همراهان و دوستان آقای روحانی مطرح می کنند از جنس حرف های احمدی نژادی است گفت: واقع مطلب این است تا 72 ساعت قبل از برگزاری انتخابات، شاید خود آقای روحانی هم باور نداشتند که می توانند پیروز انتخابات باشند. وی با تاکید بر اینکه یک سری عوامل دست به دست هم داده اند که زمینه پیروزی آقای روحانی در انتخابات را رقم زد گفت: رد صلاحیت آقای هاشمی، حمایت آقایان هاشمی و خاتمی از آقای روحانی، حمایت همه جانبه اصلاح طلبان و کناره گیری عارف از جمله عواملی بود که دست به دست هم داد تا پیروزی آقای روحانی در انتخابات رقم خورد. این استاد دانشگاه افزود: بنابراین مجموعه عواملی سبب شد تا گروهی که تا پیش از این برای حوزه های مدیریتی فکری نکرده بود و برای بخش های مختلف اجرایی طرح و برنامه ای نداشت وارد پاستور شود تا آن وقت بنشینند کنار هم و مدیران خود در حوزه های مختلف را انتخاب کنند.وی ادامه داد: در این بین دولت مجبور شد در برخی جاها امتیازاتی به رقبا و حتی جریاناتی که همفکرش هم نیستند بدهد که از یک سو مثلا شعار اعتدال را در عمل به منصه ظهور برساند در حالی که اعتدال معنی اش دادن امتیازات مفت به رقبا و مخالفان نیست و از سوی دیگر در مسیر حرکت خود از حملات و هجمه های رقبا و مخالفان در امان باشد. دولت برای آنکه متهم به نزدیکی بیشتر به اصلاح طلبان نشود، خود را از انتخاب مدیران شایسته و کارآمد این طیف محروم کرد و حتی در برخی مواقع در برابر فشار مخالفان روی انتخاب آنها پافشاری نکرد. این ها را شما قرار دهید کنار افراد نزدیک به آقای روحانی که متاسفانه بسیاری از آنها افرادی متکبر و جاه طلبی هستند که حضورشان بیش از آنکه بار دولت را سبک کند آن را سنگین تر کرده است و با اعمال و رفتار و کردارشان سبب شده اند که شاهد ریزش هوادران دولت حداقل در بدنه رسانه ها باشیم. زیباکلام افزود: در مصاحبه های مطبوعاتی و یا اجتماع های به اصطلاح اصحاب رسانه، هنوز هم شاهدیم که رسانه های مستقل جایی برای ظهور و بروز پیدا نمی کنند و یا به آنها این فرصت داده نمی شود که به جمع هایی که رییس جمهور حضور دارند راه پیدا کنند.از طرف دیگر همین جمع مدیران رسانه ای رییس جمهور به عنوان مشاور آقای روحانی نتوانسته اند یک سخنرانی تلویزیونی رضایت بخش ترتیب بدهند تا تردید آنهایی که 24 خرداد رای خود به روحانی را به صندوق های رای انداختند را برطرف کند و آنها را به این اطمینان برسانند که خوب شد چنین انتخابی کردیم. وی تصریح کرد: ممکن است دولت در حوزه های دیگر ضعف هایی داشته باشد مثلا در حوزه صنعت کشاورزی و... که چون بنده اطلاع و تخصصی درباره آن ندارم نمی توانم اظهار نظر کنم امادر حوزه سیاست خارجی و مذاکرات هسته ای و وزارت علوم هر چقدر دولت نمره خوبی به دست آورده است در حوزه اطلاع رسانی ضعیف بوده است و نتوانسته است افکار عمومی را در حمایت از دولت بسیج و همراه کند.شما مقایسه کنید با بهره ای که احمدی نژاد و دولتش از رسانه ها برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی می‌بردند با دولت آقای روحانی، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. زیباکلام با بیان اینکه متاسفانه نگاه مدیران دولت روحانی اعتماد به رسانه ها به خصوص رسانه های همسو نیست گفت: خوب است یک نفر از نزدیکان دولت به مدیران و وزرای دولت بگوید کسانی که از شما محبوب تر بودند روزی که پشت کردند به رسانه ها زمین خوردند شما که جای خود را دارید. وی در خاتمه گفت: به عقیده من تاکنون هم اگر دولت آقای روحانی نزد افکارعمومی تا حدودی موفق جلوه کرده است - که البته بنده معتقدم در بسیاری حوزه ها بی تردید موفق هم بوده است اما چون اطلاع رسانی درست نمی شود مردم در جریان قرار نمی گیرند- این موفقیت را باید مرهون خراب کاری های دولت احمدی نژاد دانست و دولت روحانی نان ناکارآمدی دولت احمدی نژاد و اصولگرایان را تاکنون خورده است که این نان ها روزی تمام می شود و آن وقت باید دید دولت چه می خواهد بکند تا همراهان خود را راضی کند.

منبع: فرارو


نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مرداد 1393 توسط hosein

در دیدار با دانشجویان رهبر انقلاب:

نبايد اين گونه تصور شود که همه بايد منتظر بمانند تا رهبري،ابتدا موضع خود را درباره يک شخص و يا يک سياست اتخاذ کند و بقيه بر همان اساس موضع گيري کنند.اين روش کارها را قفل خواهد کرد.

 رهبر معظم انقلاب، راهکار از بین رفتن رژیم صهیونیستی را زفراندوم دانستند و تأکيد کردند: همانگونه که امام خميني مي فرمود اسرائيل بايد از بين برود، البته نابودي اسرائيل  به معنای از بين بردن مردم يهود اين منطقه نيست بلکه براي اين کار منطقي، ساز و کاري عملي وجود دارد که جمهوري اسلامي آن را در مجامع بين المللي ارائه داده است.ايشان افزودند: براساس اين ساز و کار مورد پسند ملتها، مردمي که در اين منطقه زندگي مي کنند و اهل و متعلق به آنجا هستند در يک رفراندوم، حکومت مورد نظر خود را اعلام مي کنند و از اين طريق، رژيم غاصب و جعلي از بين خواهد رفت. ایشان در پاسخ به سوال يکي از دانشجويان که پرسيد: آيا مواضع سياسي افراد و دانشجويان و تشکل هاي دانشجويي بايد منطبق با نظرات رهبري باشد؟ فرمودند: خير، اين تصور صحيحي نيست که مواضع آحاد مردم از جمله دانشجويان که جزو قشرهاي پيشرو هستند، بايد الگو گرفته و برگردان نظرات رهبري باشد.ايشان افزودند: دانشجو به عنوان انساني مسلمان، مؤمن و صاحب فکر بايد با نگاه به صحنه تحليل داشته باشد و براساس آن تحليل نسبت به اشخاص، سياستها، جريانها و دولتها موضعگيري کند.رهبر انقلاب اسلامي تأکيد کردند: تنها معيار صحيح تحليل، بايد تقوا يعني دخالت ندادن هواي نفس در طرفداري يا مخالفت، و در تمجيد يا انتقاد، باشد و افزودند: نبايد اين گونه تصور شود که همه بايد منتظر بمانند تا رهبري، ابتدا موضع خود را درباره يک شخص و يا يک سياست اتخاذ کند و بقيه بر همان اساس موضع گيري کنند. اين روش کارها را قفل خواهد کرد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مرداد 1393 توسط hosein

نقشه غزه

غزه کجاست؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مرداد 1393 توسط hosein

 به گزارش<< تابناک>> دکتر مادس گیلبرت پزشک 67 ساله نروژی که این را هم در هنگام حمله رژیم اسرائیل به باریکه غزه، در بیمارستان الشفاء غزه در حال کمک به فلسطینی‌ها است، در نامه‌ای به توصیف وضعیت مردم غزه در شرایط حمله ارتش اسرائیل پرداخته و از هر کسی که کاری از دستش بر می‌آید، خواسته است به پایان یافتن این رنج مردم غزه کمک کند.

 

 

در این نامه آمده است:

«عزیزترین دوستان؛

دیشب، آخرش بود. «تهاجم زمینی» به غزه به انبوهی از فلسطینی‌ها با همه نوع مجروحیتی از نقص عضو، بدن‌های پاره پاره، خونریزی، رعشه و در آستانه مرگ منجر شد که از هر سنی بودند و همه آن‌ها هم غیرنظامی و بی‌گناه بودند.قهرمانان در آمبولانس‌ها و تمام بیمارستان‌های غزه 12 ساعت کار می‌کنند و 24 ساعت استراحت. صورت‌هایشان از خستگی و بار کاری ناجوانمردانه تیره شده است (آن هم بدون آنکه در چهار ماه گذشته از الشفاء حقوقی دریافت کرده باشند). آن‌ها از بیمارها مراقبت می‌کنند، وضعیت آن‌ها را بررسی می‌کنند و سعی می‌کنند هرج و مرج غیرقابل درک پیکرها، اندازه‌ها، دست و پاها، راه رفتن یا نرفتن، نفس کشیدن یا نکشیدن، خونریزی کردن یا نکردن آدم‌ها را بفهمند. آدم‌ها!. اکنون یک بار دیگر با این آدم‌ها مانند حیوان رفتار شده است به وسیله «اخلاق‌مدارترین ارتش جهان» [دقیقا!] بی‌نهایت برای زخمی‌ها و اراده‌ آن‌ها در عین درد کشیدن، رنج و شوک، احترام قائلم. احترام من برای پرسنل بیمارستان و نیروهای داوطلب نهایتی ندارد. بودنم در کنار «مقاومت» فلسطینی‌ها به من قدرت می‌دهد، هرچند که در چشم به هم زدنی می‌خواهم فریاد بکشم، کسی را محکم به آغوش بکشم، بگریم و پوست و موی گرم کودکی آغشته به خون استشمام کنم و هر دویمان یکدیگر را در آغوشی بی‌انتها محافظت کنیم. اما نه ما می‌توانیم این کار را کنیم، نه آن‌ها.صورت‌های خاکستری، آه، نه! باز هم محموله‌ای از بدن‌های پاره پاره و در حال خونریزی، نه، همین حالا هم برکه‌هایی از خون، کوهی از گوشت، بانداژهای آغشته به خون کف اورژانس را پوشانده است. آه، نظافتچی‌ها، همه جا هستند، سریع زمین را از خون پاک می‌کنند و باندها، موها، لباس و هر چیزی که از کشته‌ها مانده را بیرون می‌ریزند... تا دوباره آماده شوند، تا همه چیز دوباره تکرار شود. در 24 ساعت گذشته، بیشتر از 100 مورد به بیمارستان «شفا» آمده‌اند. تعداد کافی برای یک بیمارستان بزرگ و با نیروهایی اموزش دیده، اما اینجا، تقریبا هیچ چیز نداریم: نه برق، نه آب، نه مواد یکبار مصرف، نه دارو، نه تخت، نه ابزار، نه نشانگرهای درمانی. هر چیز هم که هست، زهوار در رفته است و گویی از موزه بیمارستان‌ها برداشته شده. اما این قهرمان‌ها، شکایتی نمی‌کنند. آن‌ها مثل جنگجویان با همین کنار آمده و مصمم به کارشان ادامه می‌دهند.این جملات را در حالی برای شما می‌نویسم که تنها روی تختی دراز کشیده و اشک‌هایم جاری است؛ اشک‌های گرم، اما بی‌فایده‌ از درد و رنج و خشم و ترس. و همین حالا، ماشین جنگی اسرائیل دوباره سمفونی نفرت‌انگیز ارکسترش را شروع شد. همین الان: شلیک مداوم توپ قایق‌های نیروی دریایی در نزدیکی‌های ساحل فرود آمد، غرش اف-16ها، پهپادهای تهوع‌آور و آپاچی‌های گوش‌خراش. اکثر آن‌ها ساخت آمریکا و خریداری شده با پول آمریکا هستند. آقای اوباما؛ تو قلب داری؟دعوتت می‌کنم، یک شب، - فقط یک شب - با ما در الشفا باشی. شاید با لباس مبدل یک نظافت‌چی. مطمئنم، 100 درصد، که این تاریخ را تغییر می‌دهد.هیچ کس با داشتن قلب و توان نمی‌تواند یک شب از کنار این بیمارستان رد شود و مصمم نشود که به سلاخی مردم فلسطین پایان دهد.اما سنگ‌دل‌ها و بی‌رحم‌ها محاسبات خود را کرده و برنامه «ضاحیه» [حومه جنوبی بیروت] دیگری را ریخته‌اند.نهرهای خون امشب هم جاری خواهند بود. می‌توانم حس کنم که آن‌ها ابزارهای خود را برای کشتن آماده کرده‌اند.لطفا، هر کاری از دستتان بر می‌آید انجام دهید. این وضعیت نمی‌تواند این طور ادامه پیدا کند».

مادس گیلبرت

استاد و رئیس کلینیک دانشگاه شمال نروژ


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 توسط hosein

با عرض پوزش از درج این تصاویر درزمانی که مسلمانان غزه دررنج هستند..

به گزارش فرارو، رژیم صهیونیستی که هر روز جنایت تازه ای علیه مردم بی دفاع غزه انجام می دهد روز گذشته در تازه ترین اقدام خود منطقه شجاعیه در غزه را هدف بمب های خود قرار داد که حدود هفتاد نفر در شجاعیه کشته شدند این در حالی است که 34 نفر دیگر نیز در مناطق دیگر غزه در حملات نیروهای اسرائیلی جان خود را از دست دادند. براساس گزارش ها بیشتر کشته شدگان زنان و کودکانند و به این ترتیب با اتفاقات دیروز غزه تعداد کشته شدگان حملات اسرائیل به حدود 500 نفر و تعداد زخمی 3150 نفر رسیده است.در همین حال گروهی از صهیونیست های ساکن امریکا دیروز در حمایت از این کشتار ظالمانه تظاهرات کردند. آنان در این تظاهرات شعارهایی علیه حماس و در دفاع از رژیم صهیونیستی چون، دفاع حق اسرائیل است، حماس باید از غزه بیرون رود و یازده سپتامبر را فراموش نکنید و اسرائیل صلح می خواهد، سردادند.

جهت دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید..



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 توسط hosein

با آرزوی گرفتن حاجات در این شب های احتمالی قدر و عرض تسلیت سالگرد شهادت امیرالمومنین علی (ع)

شب قدر با نگاه ساده

خداوند که مافوق همه ثروتمندان و ارباب عالمه برای رفع خستگی بندگانش در این دنیا یک شب از سال را آستین افشانی می کند. درزمان های قدیم برخی پادشاهان سخاوتمند داخل آستینشان جایی برای سکه طلا یا نقره یا جواهر جاسازی می کردند و وقتی به میان مردم  و استقبال کننده ها می رفتن آنرا باز می گشودند... اما اینک خدای پادشاهان آستین افشانی می کند. فرموده است: ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، پس شب قدر قبل از پیامبر و امام علی ع و اسلام و شاید قبل از همه پیامبران و با آفرینش دنیا و برای یک کار مهم بوده است.شاید وقتی امام علی ع بعد از ضربت خوردن فرمود؛ به خدای کعبه رستگار شدم منظور از سعادتمندی و رستگاری شهادت توسط دشمن در انتهای شب قدر بوده باشد. مثلا پیامبر از جانب خدا قبلا به وی گفته باشد که اگر مسیر را درست طی کنی در شب قدر توسط فلان دشمن کشته می شوی و بدان که دیگر رستگار شده ای! مراسم سوگواری امام علی ع در دایره خود و جشن شب قدر در دایره خود قابل تامل است.خداوند مهربان در سوره قدر فرمود: شب قدر بهتر از هزارماه است!!! 1000 تقسیم بر 12 ماه می شود 83 سال و خورده ای. عبادت و بندگی در این شب که چند ساعت بیشتر طول نمی کشه برابر با هشتاد و سه سال عبادت و بندگی پاداش دارد، هشتاد و سه سال و خورده ای که نخورید و نخوابید و فقط عبادت کنید که عمر حضرت نوح لازم داره و عملا درزندگی ما ممکن نیست با یک راه میان بر شدنی می شود. شکارش سخته چون دقیقا معلوم نیست کدام شبه ! اما  یک شکار درجه یک است. یک آستین افشانی واقعی از طرف خدا به بندگانی که امیدشان به پیشرفت و رسیدن به خدا کم سو شده  و بدهکاری خود را زیاد می دانند. شب قدر فراتر از تعیین سرنوشتمان برای سال آینده است..ولی باید بخواهیم تا بشود..

- هرچی دوست داریم؟

- بله !

- هرچی؟!

- هرچی!

  - کتاب و عربی بلد نباشیم چی ؟

-  اشکالی نداره جان من!

-  چقدر امیدوارم کردی ... با همین زبان الکن؟!

- بله برادر و خواهر... با همین زبان الکن! فقط بخواه...

- هرچه بخواهم؟

- او فرموده هر چه بخواهی...

التماس دعا


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 توسط hosein

روایت پرویز پرستویی از روز رفتن خسرو شکیبایی

 
خسروشكيبايي يكي از بازيگران برجسته سينماي ايران بود كه مرگش سينماي ايران را در بهت وحيرت فرو برد. هنوز بسياري از علاقه‌مندان بي‌شمار اين بازيگر اندوه رفتنش را باور نكرده‌اند. پرستویی در آستانه ششمین سالگرد درگذشت خسرو شکیبایی در گفت‌وگو با «ایسنا» گفت: سال 66 برای فیلم «شکار» کار دلچسب مجید جوانمرد با خسرو آشنا شدم و رفاقتمان شکل گرفت. یکی از لذت بخش‌ترین کارها و یکی از اتفاقات خوب زندگی من این بود که در آن کار با او همبازی شدم. حضوری گرم و پرانرژی داشت و کنکاش‌ او برای نقش، آدم را برای کار کردن به وجد می‌آورد.وی ادامه داد: رفاقت و مهربانی خسرو را هیچ وقت از یاد نمی‌برم. آنقدر این آدم را دوست داشتم که با همان یک تجربه حس کردم 50 سال است، همدیگر را می‌شناسیم. همکاری‌مان در «شکار» در رفاقتمان ریشه دواند. پرستویی هم بازی بودن و دوستی با شکیبایی را جزو افتخاراتش دانست و با یادآوری خاطراتش در فیلم «شکار» گفت: در ایوانکی کار می‌کردیم و کمپ ما در مدرسه‌ای بود و هرکس در کلاسی اقامت داشت. اما من و خسرو در یک کلاس بودیم و حتی تخت‌هایمان را به هم چسبانده بودیم. مرتب با هم صحبت می‌کردیم و آینه همدیگر بودیم. مسیر زندگی‌مان یکی بود و از یک جاده عبور کرده بودیم.این بازیگر با اشاره به 28 تیر 87 روز درگذشت خسرو شکیبایی اظهار کرد: صبح زود در شمال در حیاط نشسته بودم، تلفن زنگ زد و نام خسرو شکیبایی روی گوشی نقش بست. پویا پسر خسرو پشت خط بود. ابتدا به خاطر شباهت صدایش فکر کردم، خود خسرو است. گفت: «عمو پرویز بابا فوت شد.»وی افزود: آنقدر برایم عزیز بود که احساس می‌کردم، پاره تنم را از دست داده‌ام. کمتر از یک ساعت به همه خبر دادم و به سرعت از شمال برگشتم. وقتی پرویز فنی زاده فوت کرد، آقای مشایخی پیگیر مراسم‌اش بود و من در مراسم تدفین‌اش شرکت کردم و این بار خودم پیگیر برنامه‌های خسرو شدم.پرستویی با بیان اینکه خسرو خیلی زود از میان ما رفت، ادامه داد: خیلی جا داشت همچنان نفس گرم‌اش در سینما جاری باشد. کسی نیست از شکیبایی خاطره بدی داشته باشد و کارهای خوب‌اش به یاد مانده است. بعد از «هامون» در میانسالی مطرح شد و در تئاتر هم قَدر بود و می‌درخشید. 20 دقیقه‌ای را که در سریال «مدرس» روی منبر رفت و دیالوگ گفت نمی‌توان فراموش کرد، خسرو نمونه دوم ندارد و دیگر نخواهد داشت.
روزنامه دنیای اقتصاد

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 توسط hosein
نويسنده بزرگ ضد آپارتايد درگذشت
 
 
نادين گورديمر بانوي بزرگ ادبيات آفريقاي جنوبي كه همواره به عنوان تلاشگري ضد
 
آپارتايد شناخته مي شد، در 90 سالگي درگذشت.
 
به گزارش مهر ، اين نويسنده برجسته كه جايزه ادبي نوبل را در كارنامه‌اش داشت،
 
ديشب درگذشت.ندين گورديمر كه براي موضع گيري ها و تلاشش در تمام طول
 
 زندگي عليه سيستم آپارتايد و تبعيض نژادي در جهان شناخته و تحسين مي شد
 
در هنگام مرگ 90 سال داشت.گورديمر جايزه نوبل را در سال 1991 دريافت كرد و اين جايزه
 
 براي نوشته هاي اخلاقي جادويي اش كه براي انسان‌ها سودمند بودند، به وي تعلق گرفت.
 
خانم گورديمر در دهه هفتم و هشتم زندگي اش در جنبش هاي ضد تبعيض نژادي فعال بود
 
و دوستي نزديكي با نلسون ماندلا و تلاش او براي رفع تبعيض نژادي داشت.
 
 او تمامي اين انديشه ها را در نوشته هايش نيز بازتاب داد و همين موجب شد تا
 
شماري از آثارش در آفريقاي جنوبي ممنوع شود. «يك جهان از بيگانه ها» از جمله آثار او بود
 
 كه به مدت 12 سال در زادگاهش اجازه انتشار نيافت. رمان «دختر برگر» نيز در سال 1979
 
 بلافاصله پس از انتشار ممنوع شد.گورديمر تا واپيسين روزهاي زندگي اش به نوشتن ادامه داد
 
  و مجموعه داستان‌هاي كوتاه او با عنوان «دوران زندگي: داستان‌ها» در سال 2011 منتشر شد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 توسط hosein

بشر واقعی دنبال واقعیت باش نه خیال

با سلام

در جوانی ما می توانستیم هزاران آرزو داشته باشیم و هزاران خیال، اما از یک سن خاصی دیگر نباید به دنبال خیال باشیم. یکی از مشکلات اجتماعی ما، مرز قائل نشدن میان خیال و واقعیت است. در خیال کسانی که آرمانگرایی همه چیز زندگی شان بود دیگران را مانند خود کردن مهم ترین اصل بود که شدنی نیست. اما کم کم عقل کامل و کامل تر شد و کسانی که به میانسالی رسیدند دریافتند که دنیا به سادگی خیال نوجوانان و جوانان اداره نمی شود  که بر بالای سفارت فلان کشور پرچمی پایین بیاورند و تصور کنند کار آن کشور تمام است. برای فهماندن نظراتمان به متخاصمین راه احساسی پیش گرفتن زبان آنها را دراز  و منافع آنان را کوک می کند تا سند بسازند و تحریم کنند،ساز و کارهای مدرن تری لازم است پس باید رویاهای شخصی و من درآوردی  را تغییر داد و به واقعییت فکر کرد.اگر نوجوان و جوان بداند کشورشان نباید مانند پاکستان و افغانستان و عراق جرگه جرگه شود ، سنین بالاتر باید بیشتر بدانند که بادکنک (خیال) جوانی  را در سن میان سالی باد کردن کوچکشان می کند و وسیله ای می شود تا  نوجوان و جوان از تجربیات ارزشمند آنها استفاده نکنند (امروز می بینیم نوجوانان و جوانان خاطرات و تجربیات گذشتگان را چون چمدانی بسته و کنار گذاشته است) زیرا آنرا بادکنک  تصور می کند و می داند که بادکنک نمی تواند به مثابه هواپیما ما را به آسمان ببرد و اگر قبلا با جیغ و فریاد به بادکنک می رسیدیم، امروز هزار مذاکره برای رسیدن به هواپیما لازم است.در ورای این نوشته کتابها حرف برای گفتن است. بزرگسالانی که با نوجوانان و جوانان نشست و برخاست دارند و در همان قالب رشد نایافته ادامه تفکر می دهند (بنظر این حقیر نوجوان و جوان و میان سال و پیر هر کدام در سن و سال خود باید بررسی شوند و ادغام آنها و عقب جلو شدنشان در شرایط امروز جواب نمی دهد) و حتی در نظر دارند از طریق آنها هدایت شوند و حس تهی بودن می کنند. آنها مسولین و سرپرستان با هوشی نیستند و نمی توانند اجتماع را پویا کنند و حتی چوب لای چرخ ترقی اجتماع می گذارند . مسولان و  نمایندگانی که سن و سالی از آنها گذشته  و تحصیلات آکادمیک و حوزوی دارند اما در سطح نوجوانی به حوانی و خیالات مانده اند و حرفهایی می زنند که عقل  اجتماعی هزار سال دیگر با آنها همراه نمی شود، ولایت فقیه  را شعار قرار داده اند و جور دیگر شنا می کنند و مردم را گمراه می کنند و اجتماع را روانپریش نگه می دارند، در صحبت هایشان می گویند مردم دانا هستند و به تفکر مردم که می رسد مردم را نادان و ساده می دانند.

حسین محمدی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 توسط hosein


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 توسط hosein

طنزی که در محضر رهبری خوانده شد

طنز و کاریکاتور > طنز - شب گذشته در دیدار سالیانه شاعران با رهبر انقلاب،
 
سعید طلایی شعر طنزی را قرائت کرد.

فکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیست

سجاده ی زر دوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ای دوست کجا نیست

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد! ابداً قصد ریا نیست!

از کمیت کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک ذره فقط کند تر از سرعت نور است

هر رکعت من حائز عنوان جهانی­ست...


در این جای شعر رهبری گفتند بدهید در گینس ثبت اش کنند.

این سجده سهو است و یا رکعت آخر؟

چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست!

بی دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی­ست ربا نیست

از بس که پی نیم وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست صفا نیست

گویند که گنجی ست به هر سجده، بیایید!

من رفتم و پیدا نشد ای دوست، نیا! نیست...

به به! چه نمازی­ست همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست...

در پایان بازهم رهبری به مزاح این جمله را بیان کردند: خدا ان شاء الله این نماز رو از شما قبول کنه!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 توسط hosein
حجت الاسلام رشید داودی: سید احمد خاتمی، جمعه اخیر در برنامه شناسنامه تلویزیون حضور یافت. او در خصوص سوابق قبل و بعد از انقلاب گفت: «سیداحمد خاتمی یک طلبه قم بوده و هست. بنده از سال 1354 که به قم آمدم قبلش 3 سال سمنان بودم. تا الان اشتغال حوزوی داشته‌ام. سال 1364 مدرس قم بودم که در تمام دروس حوزوی مدرس بودم و بعضی از آنها را 7 دور تدریس کردم و از سال 74 درس خارج فقه و اصول را شروع کردم که اکنون دوره سوم آن است».

ایشان همچون گذشته، با توجه به سابقه متفاوت سیاسی و انقلابی خود (که ذکر آن گذشت) به تحلیل مباحث سیاسی و اجتماعی پرداختند؛ تا جایی که به آیت الله هاشمی بارها تذکر داده و ایشان را نصیحت کرده اند.

این جنس سخنان ایشان ، تامل را برمی انگیزد:

1. حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در پاسخ به سخنان آیت الله امامی کاشانی که «کاهش نمازگزاران جمعه» را در همین برنامه شناسنامه، رسانه ای کرده بود و دلیل آن را کم شدن مسائل اخلاقی بیان کرده بودند، این سخنان را نپذیرفته و بیان می کنند: «لکن از همان زمانی که فرمایش ایشان را خواندم، نتوانستم بپذیرم و بزرگانی که می‌آیند از خود ایشان گرفته تا آیت‌الله جنتی و آیت‌الله موحدی کرمانی، آیت‌الله صدیقی که خطابه می‌‌خوانند، مگر مباحث اخلاقی ندارند؟» جای بسی تعجب است که ایشان چطور عدم مراعات اخلاق سیاسی و نادیده گرفتن اخلاق اسلامی در مواضع سیاسی را به ذکر کردن مباحث اخلاقی تعبیر می کنند! و حال آنکه منظور آیت الله امامی کاشانی بر همگان هویدا بود.

2. حجت الاسلام والمسلمین خاتمی که خود را نه اصولگرا که ارزشگرا می خوانند هنگامی که در مورد محتوای خطبه هایش سخن به میان می آورند می گویند که برای ارائه دو خطبه، بیست ساعت مطالعه می کنند و گاه از اول تا آخر هفته ذهنشان را مشغول می کنند، در مورد مواضع هسته ای خود، از مشورت کردن با آقایان لاریجانی و جلیلی سخن به میان می آورند اما آنگاه که از او در مورد مشورت خواستن با آقای ظریف سئوال می شود با لحنی تبختر آمیز می گویند که « به آقای ظریف پیغام داده‌ام که اگر شما نظری دارید در رابطه با مسائل هسته‌ای به ما منتقل کنید»؛ تصور می کتم آن اخلاق مفقوده ای که آیت الله کاشانی از فقدانش سخن به میان آورده بودند بسیار نمود پیدا می کند.

3. جناب خاتمی، شما که مسئولیتها و مشاغل خود را از قلم نیاندختید و به هفت دوره تدریس یک درس نیز اشاره کردید، و حتی از پیشنهاد پذیرفتن مسئولیت از دوستان خود نیز دریغ نکردید؛ لازم است قدری بیشتر در مورد پیشنهاد پذیرفتن نمایندگی مجلس توضیح دهید. مگر نمایندگی مجلس پذیرفتنی است که به شما پیشنهاد پذیرفتنش را داده اند و شما امتناع کرده اید؟ انتخابات چه می شود؟ مردم کجا قرار دارند؟ «خداوند آیت‌الله مشکینی را رحمت کند که در یکی از دوره‌ها خود ایشان زنگ زدند که نمایندگی را بپذیرید»!

4. جناب حجت الاسلام والمسلمین خاتمی، بار دیگر سخن از نامه محرمانه به رئیس جمهور منتخب به میان راندید و آن را ناصحانه و دلسوزانه خواندید؛ به شما عرض می شود که نامه دلسوزانه شما و دوستان هم حزبتان آنگاه که با تهدید به رودرو قرار گرفتن و ایستادن در مقابل منتخبان ملت، همراه شد، دیگر نه تنها ناصحانه نیست که مغرضانه و شاید ظالمانه و توأم با تهدید، نام گیرد. جنابعالی و دوستان دلواپستان که چنین رویه ای را عادی و آن را دارای پیشینه می خوانید، لطف نموده و یک مورد از این نامه ها را که به رییس جمهور سابق آقای احمدی نژاد داده اید و آنگاه در رسانه ها فریاد سر دادید که چنین نامه ای (آنهم با تاکید بر محرمانه و فوق محرمانه بودن)، نوشته اید را نام ببرید. جناب خاتمی نامه ناصحانه و دلسوزانه خود را چونان محرمانه و فوق محرمانه خوانده اید که از صدها تهدید و تخریب بدتر است و آنگاه با صلاح ، ناصحانه می خوانیدش! وا عجبا!

5. دین و مذهب و اخلاق حکم می کند هنگامی که در مورد فردی سخن می گویید که سِناً، علماً و عملاً از شما بالاتر هست، کمال ادب و احترام را داشته باشیم. جنابعالی به کدام دلیل شرعی و عقلی ، تشخیص خود را حق و تشخیص دیگران را ناحق می خوانید آنگاه با نگاهی از بالا چنین سخن برانید: «ما به عنوان هیئت رئیسه خبرگان خیلی تلاش کردیم که جناب آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را از محدوده فتنه دور نگه داریم، بنده به تنهایی التماس‌ها کردم و تذکرات فراوانی به ایشان دادم که علیه فتنه‌گران موضع بگیرند».

جناب خاتمی، شما سال 54 در حالی که 15 سال داشتید وارد حوزه قم شدید و در آن زمان آیت الله هاشمی قریب به دو دهه از فعالیت های انقلابی شان می گذشت و در سال هایی که شما الفبای دروس را می خواندید ایشان در زندان های پهلوی کوچک، تفسیر قرآن می نوشت و در سال هایی که شما به تعبیر خودتان در خیابان ساحلی قم، برای برای رزمندگان دعا می کردید، ایشان در میان بارش تیر و ترکش در میانه میدان، جنگ را مدیریت می کرد و ... حال شما به آیت الله تذکر می دهید؟ آیا تصور نمی کنید این نوع بیان و طرز گفتار ، محتوای ولو صحیح را هم نابود می کند؟!

6. جناب حجت الاسلام والمسلمین خاتمی شما برای یک خطبه بیست ساعت وقت و یک هفته مشغولیت دارید که هم ماحصل روشن است و هم خروجی اش؛ حال در مورد کسی چنین سخن می رانید که در روز نوشت شنبه ششم تیرماه در سال شصت می نویسد:

«با کمی تأخیر به بیمارستان رسیدم. هم آقای خامنه ای را زیارت کردم و هم درباره حال ایشان با دکتر‌ها صحبت کردم.آن‌ها گفتند حداقل چند ماهی ایشان قادر به اقامه نماز جمعه نخواهند بود، گرچه اینبار اطمینان به رفع خطر پیدا کرده بودند. من بایستی هم به مجلس برسم، هم به حزب و هم شورای عالی دفاع و هم شورای ریاست جمهوری و در مورد شورای عالی قضایی و کابینه هم توقع زیادی از من بود.براین‌ها اضافه کنید که سنگر نماز جمعه هم که پشتوانه روحی و بسیج کننده عمده نیرو‌ها بود».

و امروزه بر هیچ کسی پوشیده نیست که خروجی آن نماز جمعه ها آنهم با آن بار مسئولیت و دشواری های کمر شکن، چه بود...

7. جناب آقای خاتمی مجال اندک است و امکان نیز همینطور، وگرنه در میان سخنان شما نقاط تاریک کم نیست. اما این یادداشت را از آن رو عیان نوشتم که شما عیان گفتید و به تعبیر خودتان: « عزیز من حرفی که علنی گفته می‌شود، جوابش علنی است».
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 توسط hosein
 روز ١٢ ژوئن (۲۲ خرداد) خبرگزاری های جهان گزارش کردند که ٣ جوان اسرائیلی از ساکنین شهرک های یهودی نشین ربوده شده و احتمالا کشته شده اند. ١٨ روز بعد دولت اسرائیل از کشف اجساد سه جوان، که با شلیک گلوله کشته شده بودند، خبر داد. در این مدت مطبوعات اسرائیل، با همکاری دولت، فضائی هیستریک ایجاد کردند. کمپین "پسران ما را باز گردانید" شکل گرفت و جستجوی خانه به خانه منازل مسکونی فلسطینی ها در هبرون آغاز و صد ها نفر دستگیر شدند. اما ناگهان با علنی شدن یک نوار تلفنی حقایق دیگری برملا شد. ظاهرا یکی از سه نوجوان بلافاصله پس از گرفته شدن توسط دو عرب دگمه اضطراری تلفنی دستی اش را فشار می دهد. آنچه که ضبط شده صدای شلیک چند گلوله و صدای مردی به زبان عربی است که می گوید همه آنها را کشتیم. خبر به سرعت در اسرائیل پیچید و اهل عقل و استدلال را به واکنش واداشت. واقعیت این است که مقامات اسرائیلی و ارتش اسرائیل از جریان نوار اطلاع داشتند اما به دلائلی موضوع را از افکار عمومی پنهان کردند. شلومی الدار، روزنامه نگار اسرائیلی می نویسد: "از لحظه آدم ربائی سه نو جوان مشخص بود که دستگاه سیاسی و نظامی در پی کتمان حقیقت است. در حالی کمپین "پسران ما را بازگردانید" به راه انداختند که همین اسم عملیات نشان می داد که ارتش اسرائیل با گمراه کردن افکار عمومی این مجوز را برای خود کسب کرده که به خانه های (فلسطینی ها) در منطقه هبرون هجوم بیاورد، به بهانه اینکه در جستجوی نوجوانان گم شده است. اما کسانی که نوار تلفن اضطراری را همراه با صدای گلوله ها شنیده بودند به خوبی می دانستند که حداکثر امید این است که جسد جوانان برای آرمیدن در منزل ابدی شان بازگردانده شود."ظرف ١٨ روزی که از اعلام خبر تا اعلام کشف اجساد سپری شد ماجرا تیتر اول خبرگزاری های جهان بود. دولت اسرائیل در این قضیه ۴ هدف را دنبال می کرد: 1- استفاده از خبر ربوده شدن جوانان شهرک نشین برای جستجوی خانه به خانه فلسطینی ها در هبرون و دستگیری صد ها نفر از فلسطینی ها 2- دامن زدن به خشم عمومی در داخل اسرائیل و آماده کردن افکار عمومی برای ورود به یک ماجراجوئی جدید و حمله به نوار غزه 3 - از آنجا که اسرائیل بطور بی سابقه ای در سطح بین المللی به انزوا کشیده شده و از سوی بسیاری از مراکز آکادمیک و دانشگاهی، گروه های مذهبی، سازمان های غیردولتی (NGOs) محکوم و حتی تحریم شده، دولت اسرائیل تلاش کرد که یک فضای احساسی پیرامون این مسئله، با کمک رسانه های حامی خود در غرب، ایجاد کند، با این هدف که به روند منزوی شدن خود پایان دهد. اگر حقیقت ماجرا بلافاصله اعلام می شد این فرصت برای فضاسازی وجود نداشت. 4- با فضاسازی، ظرف تقریبا ٣ هفته، هدف دولت اسرائیل این بود که جهان را برای حمله به نوار غزه متقاعد کند. هدف از این حمله، همانگونه که نماینده اسرائیل در سازمان ملل اظهار داشته، ادامه جنگ تا از هم پاشیدن سیستم موشکی حماس است که در گوشه و کنار غزه پراکنده و مخفی است. اما هدف راهبردی اسرائیل در این مقطع در هم شکستن توافق و آشتی الفتح و حماس است که درماه آوریل، یعنی حدود دو ماه پیش شکل گرفت. دولت اسرائیل حماس را متهم به قتل سه جوان اسرائیلی می کند. ضمن اینکه هیچ عقل سلیمی با این عمل موافقت نمی کند با اندکی تامل می توان دریافت که حماس از دست زدن به چنین عملی هیچ سودی نمی توانسته ببرد جز اینکه به دولت نتانیاهو کمک کند که در سطح داخلی و بین المللی افکار عمومی را علیه فلسطین بسیج کند. روز پنج شنبه ١٠ ژوئیه (19 تیر) در حالی که ران پراسور نماینده اسرائیل در سازمان ملل مشغول سخنرانی بود ناگهان طنین آژیر قرمز در سالن محل اجتماع به صدا درآمد. صدای آژیر ١۵ ثانیه طول کشید درحالی که حاضرین مات و مبهوت مانده بودند که جریان از چه قرار است. صدای آژیر از تلفن دستی پراسور، که وی آن را در برابر میکروفون قرار داده بود، پخش می شد. پس از قطع صدای آژیر پرآسور به حاضرین گفت این ١۵ ثانیه زمانی است که مردم اسرائیل فرصت دارند جان خود را از خطر موشک های حماس نجات دهند! پس از خاتمه جلسه وی در حالی که در راهرو های سازمان ملل قدم می زد صدای آژیر را از تلفن دستی اش پخش می کرد. دولت اسرائیل، به رهبری نتانیاهو، حتی پیش از توافق آشتی فلسطینی ها در آوریل از مذاکره صلح با تشکیلات خود گردان فلسطینی طفره می رفت به این بهانه که تشکیلات مزبور همه فلسطین را نمایندگی نمی کند. جالب اینکه پس از توافق حماس با الفتح، نتانیاهو اعلام کرد که با وجود حماس دولت او حاضر به مذاکره برای رسیدن به صلح نیست. در پی وقایع اخیر، گیدئون لوی، روزنامه نگار سرشناس اسرائیلی در روزنامه هاآرتص چاپ اسرائیل نوشت (مقاله از روی وبسایت هاآرتص حذف شده اما در بسیاری از سایت های دیگر قابل دسترسی است): " اسرائيل خواهان صلح نيست. از میان چیز هائی که نوشته ام در هیچ موردی تا این حد دلم نمی خواست که نظرم اشتباه باشد. امّا قرائن و شواهد روی هم تلنبار می‌شوند. در واقع، می‌توان گفت که اسرائيل هيچ وقت خواهان صلح نبوده است؛ منظور يک صلح عادلانه است، صلح بر اساس سازشی عادلانه برای هر دو طرف .... تقريبا همۀ اسرائيلی‌ها مدام تکرار می‌کنند که خواهان صلح‌اند، و البته که چنين می خواهند. امّا منظور آنها چنان صلحی نيست که با عدالت همراه باشد .... اسرائيلی‌ها خواهان صلح‌اند، نه عدالت".جهان غرب که سیاست حمایت بدون قید و شرط از اسرائیل را سیاست راهبردی خود قرار داده باید چشمانش را بر این حقیقت باز کند که روند تحولات خاورمیانه در ۶٠ سال گذشته نشان می دهد که نه تنها منطقه بلکه جهان به آرامش نخواهد رسید مگر اینکه مسئله فلسطین و مردم مظلوم آن به نحوی عادلانه حل شود. ظرف سال های اخیر صد ها کودک بیگناه فلسطینی بر اثر حملات اسرائیل به خون غلطیده اند، آب و غذا را بر روی آن ها بسته اند، اما فلسطین در اعماق این فاحعه انسانی باز هم مقاومت می کند. پشت فلسطین زیر فشار خم شده اما هرگز نخواهد شکست.

*شهیر شهیدثالث
منبع: انتخاب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 توسط hosein

ماجرای آیت الله گیلانی و 2 پسرشآیه الله محمدی گیلانی روز گذشته جان به جان آفرین تسلیم کرد. وی از یاران انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی ره بود. به مناسبت درگذشت ایشان در گیلان عزای عمومی اعلام شد. برای یادآوری مسولییت های ایشان مقاله ذیل را از عصرایران انتخاب نمودم:

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- درگذشت آیت الله محمد محمدی گیلانی بهانه ای است تا به یکی از داستان های مشهور منسوب به او اشاره شود؛ داستانی که پس از دریافت «نشان عدالت» از دست محمود احمدی نژاد قوت بیشتری گرفت؛ به خاطر جمله ای که اعطا کننده بر زبان آورد.البته چون اعطای این نشان درششم تیرماه سال 88 و در گرماگرم توفان پس از انتخابات صورت پذیرفت چندان انعکاس رسانه ای نداشت و طبعا تحت الشعاع اخبار دیگر آن روزها قرار گرفت.آن داستان اما که در سی و چند سال گذشته بسیار کسان نقل کرده اند این است که آیت الله گیلانی در مقام حاکم شرع، حکم اعدام دو فرزند خود را صادر کرده بود.

محمود احمدی نژاد در آن آیین گفت: «آیت الله گیلانی عدالت را ابتدا درباره خود و بعد درباره دیگران اجرا کرد.» با این که او در حد همین اشاره بسنده کرد اما این سخن به منزله مستندی در تایید آن داستان مشهور تلقی شد.هر چند که احمدی نژاد خود به بیان سخنان نامستند شهرت داشت اما به هر رو چون از جانب یک مقام رسمی و برای اولین بار در یک جمع عمومی مطرح می شد و محمدی گیلانی نیز درصدد تکذیب برنیامد این تصور شکل گرفت که این حکایت که حکم اعدام فرزندان را خودش صادر کرده درست است و حتی برخی از دو پسر به سه پسر افزایش دادند.این داستان هر چند رگه هایی از واقعیت را درون خود دارد اما اعدامی در کار نبوده است. بلکه دو فرزند او – کاظم و محمد مهدی- در درگیری در سال 1361 و نه در وقایع سال 60 کشته شدند.
در این باره دو روایت وجود دارد: یکی این که حین درگیری کشته شدند و دیگری – مطابق نقل رییس موسسه کیهان- پیش از آن که به دست نیروهای امنیتی بیفتند سیانور خورده بودند. در هر صورت حاکم شرع، حکم اعدام دو فرزندش را صادر نکرد بلکه وقتی از او استعلام می شود که چنانچه با فرزندان شما مواجه شویم چگونه عمل کنیم، پاسخ می دهد: «هر کاری که در موارد دیگر انجام می دهید». فرمان مستقیم و صریح و خاصی صادر نمی کند که از آن حکم کشتن آنان برآید.درباره فرزند دیگر نیز باید گفت مراد فرزند اول اوست – جعفر - که در بهار 1358 در سانحه رانندگی درگذشت و در قبرستان شیخان قم دفن شد؛احتمالا در همان سانحه ای که پدر و مادر او نیز مجروح شدند و در مطلب مربوط به دکتر شیخ الاسلام زاده وزیر بهداری دولت هویدا توضیح داده شد که با همان حالت آنان را به بهداری اوین می رسانند و دکتر شیخ که حکم حبس ابد را از محمدی گیلانی دریافت کرده بود جان حاکم شرع را نجات می دهد.«محمد محمدی دعوی سرایی» که با عنوان آیت الله «محمدی گیلانی» شهرت داشت درسال 1307 خورشیدی در روستای دعوی سرا از توابع شهرستان رودسر در استان گیلان به دنیا آمد و پس از انقلاب، جانشین شیخ صادق خلخالی در دادگاه های انقلاب شد و شماری از احکام مشهور از جمله حکم حبس ابد عباس امیر انتظام را او صادر کرد. برخی از افرادی که با حکم شیخ صادق خلخالی به اعدام محکوم شده بودند با حکم گیلانی تخفیف گرفتند و نجات یافتند. مشهورترین آنان سید شجاع الدین شیخ الاسلام زاده وزیر بهداری دولت هویدا بود که به تازگی درگذشت.شهرت اصلی محمدی گیلانی اما به خاطر محاکمات و احکام مربوط به وقایع سال 1360 ونیز برنامه های تلویزیونی است که با لحن و ادبیات متفاوت پاره ای احکام فقهی را توضیح می داد.جالب است که گفته شود هر چند که به سخت گیری در احکام صادره شهرت داشت اما درمقام رییس هیات عفو نیز عمل کرده بود.مناصب او در جمهوری اسلامی را می توان این گونه برشمرد: حاکم شرع و رییس دادگاه های انقلاب اسلامی، عضو فقها و دبیر شورای نگهبان، رییس هیات عفو قوه قضاییه، عضو شورای بازنگری قانون اساسی در حیات امام خمینی، نماینده تهران در چهار دوره مجلس خبرگان رهبری و رییس دیوان عالی کشور.
از بازی های زمانه این که آیت الله محمدی گیلانی در بیمارستان پارس بستری شد. بیمارستانی که یکی از محکومین بعدا آزاد شده او پزشک و عضو هیات مدیره آن بود. عباس امیر انتظام نیز که برای مداوا بیرون زندان به سر می برد در بیمارستان پارس باخبر می شود صادر کننده حکم او نیز در همان بیمارستان و در بخش مراقبت های ویژه بستری است و به اصرار همسرش از او عیادت می کند.با این همه اگر همین حالا از ایرانیانی که در سن میان سالی و بالاتر به سر می برند درباره محمدی گیلانی بپرسید پاسخ خواهند داد: «همان که دو فرزند خود را اعدام کرد؟!»راز سکوت خود او اما پیچیده نیست. معمولا در گفت و گوهای مستقیم از این گونه پرسش ها که پاسخ دهنده را به لحاظ عاطفی در موقعیت دشوار قرار می دهد، مطرح نمی شود. شاید هر که غیر احمدی نژاد بود نیز ولو غیر مستقیم اشاره نمی کرد. پاسخ درست اما همان است: حکم اعدام نداد اما احتمال مرگ آنان را در تصمیم خود نادیده انگاشت.کارنامه محمد محمدی گیلانی را می توان به چند دوره تقسیم کرد: دادگاه های انقلاب و از ابتدای جمهوری اسلامی تا سال 60، محاکمات سال های 60 و 61 ومناصب عالی قضایی بعدی. در این میان و به رغم اشتهار او به همسویی کامل با مواضع رسمی این قول هم شنیده شده که در مسایل مربوط به آیت الله حسینعلی منتظری او دیدگاه های متفاوتی داشته است.

عصرایران


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 توسط hosein

واکنش زیباکلام به درخواست ممنوع‌البیان کردن خاتمی

یک استاد دانشگاه تهران با اشاره به تذکر 10 نماینده مجلس به وزیر دادگستری برای ممنوع‌التصویر، ممنوع‌البیان و ممنوع‌الخروج کردن سیدمحمد خاتمی، اظهار کرد: بزرگ‌ترین گناه خاتمی این است که روحانی با حمایت وی رییس‌جمهور شد. صادق زیباکلام در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به فشارهای اخیر مجلس به دولت، استیضاح وزیر علوم و تذکر به وزیر دادگستری، گفت: تندروهای اصولگرایان تلاش می‌کنند تا در کار دولت اخلال ایجاد کنند. وی افزود: آنها با جار و جنجال و هوچی‌گری به دنبال این هستند که توجه رییس‌جمهور و وزرا را از پیشبرد امور مملکت دور کنند. اینها نه کاری دارند، نه زندگی و برنامه، تنها هدف آنها این است که دولت روحانی را ناکام کنند. این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران همچنین گفت: دولت نباید وقت خود را با واکنش به این نمایندگان هدر دهد زیرا تمام این تلاش‌های راست افراطی برای این است که آنها احساس می‌کنند روحانی در خصوص باز کردن گره کور هسته‌ای کشور در حال موفق شدن است. به نظر من هر چقدر موفقیت تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای بیشتر شود و هر چه به پایان 21 روز مذاکرات هسته‌ای نزدیک‌تر شویم این هوچی‌گری‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود، بنابراین نه وزیر دادگستری و نه دولت نباید به این مواضع توجه کنند. زیباکلام همچنین اظهارکرد : دولت می‌تواند نمایندگان جبهه پایداری و کسانی که در خط اول استیضاح وزیر علوم و به دنبال تقابل با خاتمی هستند را به مردم معرفی کنند و بگوید این نمایندگان در اسفند 90 در حوزه‌های انتخابیه خود چه میزان رای داشتند. به طور مثال روح‌الله حسینیان، حمید رسایی یا کوچک‌زاده فقط در حوزه رای خود در تهران که حداقل شش میلیون رای دهنده دارد 300 هزار رای کسب کردند. اگر حداکثر 10 درصد مردم به آنها رای می‌دادند آنها باید 600 هزار رای می‌آوردند. بنا به ادعای زیباکلام، میزان رای آنها به این معناست که 95 درصد مردم حوزه انتخابیه به آنها رای ندادند. چگونه رسایی، زاکانی و کوچک‌زاده می‌توانند بگویند که آنها نماینده مردم تهران هستند. این آمار نشان می‌دهد که پایگاه مردمی این افراد چگونه است. این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران همچنین ابراز عقیده کرد: در انتخابات 24 خرداد 92 حدود 50 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن بودند که سعید جلیلی فقط چهار میلیون رای آورد این به این معناست که آنها در کل کشور نمایندگی فقط 9 درصد مردم را دارا هستند. زیباکلام در ادامه با اشاره به این‌که این آمار را باید دولت اعلام کند، خاطرنشان کرد: بیان این آمار به مردم نشان می‌دهد کسانی که خواهان بسته شدن صدای خاتمی یا دنبال استیضاح وزیر علوم هستند نمایندگی چند درصد مردم را دارا هستند. وی همچنین اظهار کرد: اگر این حملات ادامه داشته باشد باید گفته شود که استیضاح وزیر علوم به چه معناست؟ فرجی‌دانا در حال افشا کردن اقدامات خلاف، غیرقانونی و ظالمانه وزارت علوم اصولگرایان در بین سال‌های 84 تا 92 است. وی به مردم می‌گوید که در این مدت سه هزار نفر به صورت غیرقانونی بورسیه شدند و هزاران نفر از جوانان این کشور به صورت غیرقانونی ستاره‌دار شده و تعداد زیادی از اساتید منتقد دولت احمدی‌نژاد بعد از انتخابات سال 88 ممنوع‌التدریس، بازنشسته یا اخراج شدند. زیباکلام در ادامه با اشاره به این‌که در کجای قانون اساسی آمده که فقط طرفداران دولت حق تحصیل در دانشگاه‌ را دارند، خاطرنشان کرد: بزرگ‌ترین گناه فرجی‌دانا این است که در حال برملا کردن اقدامات غیرقانونی وزارت علوم اصولگرایان و جبران این اقدامات است. این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در پایان با بیان این که بزرگ‌ترین گناه خاتمی حمایت از روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته بود، گفت: تندروهای اصولگرایان به درستی تشخیص دادند که اگر حمایت خاتمی، هاشمی رفسنجانی و اصلاح‌طلبان نبود روحانی در انتخابات پیروز نمی‌شد پس آنها بغض و کینه این افراد را دارند.
منبع: اکونومیست

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم تیر 1393 توسط hosein
روزنامه ابتکارامروز نوشت:

گروه سياسي- عليرغم محدوديت هاي غير رسمي که براي فعاليت هاي سيد محمد خاتمي وجود دارد، برخي از نمايندگان وابسته به يک طيف خاص روز گذشته طي درخواستي عجيب از وزير دادگستري خواستند تا هرگونه محدوديت ممکن را عليه رئيس جمهور اسبق اعمال نمايد.کريمي قدوسي،کائيدي، پژمان‌فر، کوثري،حسيني، آليا، موسوي‌نژاد، حسينيان و بذرپاش نمايندگاني هستند که در تذکري به وزير دادگستري خواستار« اهتمام جدي اين وزارت خانه براي اجراي حکم ممنوع‌التصوير، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البيان بودن آقاي خاتمي» شدند.اين درخواست در حالي ارائه شده که در چندسال گذشته اين نمايندگان و بسياري از همفکران شان شديد ترين تهمت ها و حملات را به سيد محمد خاتمي روا داشتند و رئيس جمهور اسبق کشور هيچ گاه فرصت نيافت از تريبون هاي رسمي کشور و حتي تريبون هاي غير رسمي -که از آنجا مورد حمله قرار مي گيرد- دربرابر اتهامات مطرح شده، از خود دفاع کند.چندي پيش بود که رئيس جمهور روحاني از تمام جريان‌هاي سياسي خواست گذشته را ورق نزنند و کاري به کسي که قوه قضائيه او را محکوم نکرده است، نداشته باشند و اجازه بدهند که کشور مسير آرام خود را طي کند تا مردم به دور از دعواهاي سياسي روزهاي خود را سپري کنند. اما گويي برخي نان خود را در اين حاشيه سازي مي‌بينند.انتخاب با اشاره به تذکر اين نمايندگان به وزير دادگستري درباره خاتمي نوشت: اين تذکر به خوبي نشان مي‌دهد که چه کساني و با چه اهدافي به دنبال هم زدن حوادث سياسي ايران در ميان مردم هستند. پژمان‌فر، کائيدي، کوثري، آشتياني، حسيني، آليا، موسوي نژاد، حسينيان و بذرپاش، از نمايندگان منتسب به جبهه پايداري، در تفکر خود معتقد به نقش خاتمي در حوادث سال 88 هستند و اعتقاد دارند که او از رهبران حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري سال 88 است و اين درحالي است که قوه قضائيه تا کنون حکمي را در قبال خاتمي صادر نکرده است. حتي هيچ يک از روساي قوا و شخصيت‌هاي برجسته کشور از خاتمي به عنوان عامل آن حوادث نام نبرده‌اند.
درخواست‌هاي اين 10 تن از وزير دادگستري، در حالي مطرح مي‌شود که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، آزادي بيان از مهم‌ترين اصول است و به تمام افراد کشور اجازه داده شده است که در چارچوب قانون و اسلام سخن بگويند و انديشه‌هاي خود را تبيين کنند. حالا برخي نمايندگان که خود بايد تبلور قانون اساسي در کشور باشند، در اقدامي عجيب از يک وزير مي‌خواهند زمينه ساز ممنوع البيان شدن، رئيس جمهور پيشين ايران شوند، کسي که به ادعاي بسياري از فرهيخته ترين چهره‌هاي سياسي و فرهنگي کشور است.اين نمايندگان دم از ممنوع الخروج بودن خاتمي مي‌زنند بدون اينکه بگويند چرا بايد خاتمي ممنوع الخروج باشد. آيا آنها از اين مي‌ترسند که خاتمي به خارج برود و ديگر برنگردد؟ يا اينکه از اين وحشت دارند که خاتمي به مجامع خارجي برود و به تبيين چهره‌هاي اصيل اسلام و نظام جمهوري اسلامي بپردازد و ابر بدبيني که دوستان اين نمايندگان در دولت گذشته ايجاد کرده‌اند را رفع کند؟ به نظر مي‌رسد آنها از مقبوليت بيشتر خاتمي در مجامع جهاني وحشت دارند. اين درحاليست که علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز ممنوع الخروجي خاتمي را بدعتي از سوي دولت احمدي نژاد دانسته بود و گفته بود « من فکر مي کنم که دولت احمدي نژاد در برخي موارد عادات بدي داشت که اين هم يکي ازآنها بود و فکر مي کنم که اين مسئله به آساني قابل حل است.» اظهاراتي که گوياي آن است که فردي در جايگاه علي لاريجاني نيز اين رويه را بر نمي تابد و مخالف اين گونه اقدامات سلبي عليه مسئولان نظام است.نشان دادن چهره خاتمي در فيلم تبليغاتي حسن روحاني نيز به خوبي نشان داد که رئيس جمهور پيشين ايران، ممنوع التصوير نيست و او مي‌تواند در مجامع عمومي سخن بگويد و هيچکس حق ندارد او را محکوم کند و مانع انتشار تصويرش در رسانه‌هاي گوناگون شود.انتخابات سال 92 و حمايت خاتمي از حسن روحاني و نقش او در راي آوردن رئيس دولت يازدهم، نشان مي‌دهد که مردم برخلاف اين ده نماينده فکر مي‌کنند و آنها اعتقاد دارند که خاتمي يکي از کارگزارن جمهوري اسلامي ايران است و هيچ کس نمي‌تواند او را از اين حلقه خارج کند.در کنار مردم اما برخي ديگر دوستان اين آقايان از جريان اصول گرايي نيز هنوز از سيد محمد خاتمي به عنوان يک چهره قابل احترام و فرهنگي ياد مي‌کنند. برنامه شناسنامه که جمعه‌ها از شبکه سه پخش مي‌شود که اجراي آن برنامه نيز به عهده مجري معروف نزيک به يک جريان خاص است سعي کرد با پرسيدن نظر مهمان خود در مورد خاتمي، ذهن مردم را به اين سمت بکشاند که خاتمي علت اصلي حادثه 88 بوده است، اما بسياري از مهمانان اين برنامه از خاتمي به عنوان يک چهره فرهنگي ياد کردند تا تير اين گروه به سنگ بخورد.محسن اسماعيلي، از اعضاي شوراي نگهبان از مهمانان اين برنامه در مورد خاتمي مي‌گويد:« شخصيت نجيب و فرهيخته که به موضع گيري‌هاي شفاف نيازمند است». مرضيه حبيب چي نيز مي‌گويد:« ايشان انسان فرهنگي و خوبي هستند. انشاالله زحماتي که براي انقلاب کشيدند مورد لطف خدا قرار بگيرد.» حسين مظفر نماينده اصول گراي مجلس نيز در مورد خاتمي مي‌گويد:« من براي شخص آقاي خاتمي احترام زيادي قائلم، انسان مودب و فرهخيته اي است»غفوري فرد نيز او را فرزند آيت‌الله سيد روح الله خاتمي مي‌داند. همانطور که مشاهده مي‌کنيد، اصول گرايان نيز از خاتمي به نيکي ياد مي‌کنند درست برخلاف نمايندگاني که سعي مي‌کنند خاتمي را مقصر اصلي حوادث سال 88 بنامند.بازخواني راي مردم به حسن روحاني نشان مي‌دهد که که آنها از دست افراط گري‌ها به اعتدال پناه بردند و پيام واضح خود را به گوش آقايان رساندند. اما گويي اين پيام هنوز توسط برخي آقايان دريافت نشده است. ديگر شعار خاتمي و فتنه، داستان نخ نما شده‌اي است.در آخر بازهم خالي از لطف نيست سخنان روحاني در مورد بازگشت عده‌اي به گذشته را مرور کنيم:« اينقدر گذشته را ياد نياوريم. برخي سرشان را به پشت گرفته اند راه مي روند. ما مي ترسيم اينها زمين بخورند. حالا يه وقت کاري شد چيزي بود بگذريم تمام کنيم. هي مي خواهيم کش بدهيم و بادش کنيم. در اين کشور هر کس جرمي کرده قوه قضائيه ببرد محاکمه کند. اگر نگرفتي يعني پاک است ولش کنيم. اگر کسي دستگير نشده و در خيابان راه مي رود يعني گناهي و جرمي نکرده. صبح تا شب متهم نکنيم»بهتر از اين نمايندگان لحظاتي از هواي خنک مجلس بيرون آيند و از مردم نظرخواهي کنند که مشکلات مردم چيست و چقدر در راستاي حل مشکلات آنها گام برداشتند و بپرسند که چه کسي در قلب مردم حضور دارد.يک نماينده اسبق مجلس شوراي اسلامي تاکيد کرد:برخي از تذکرات نمايندگان، توهين به ملت و راي مردم و تخريب سرمايه‌هاي اجتماعي و نمادين کشور است.جلال جلالي‌زاده در گفت‌وگو با ايلنا، در خصوص تذکر تعدادي از نمايندگان مجلس مبني بر اهتمام جدي وزارت دادگستري در اجراي حکم ممنوع‌التصوير، ممنوع‌الخروج و ممنوع‌البيان بودن آقاي خاتمي توسط قوه قضائيه گفت: اگر در کشوري دموکراسي و قوانين اخلاقي حاکم باشد، بايد به هر حزب و جرياني به اندازه ظرفيت و پايگاه اجتماعي‌اش بها داد.وي با تاکيد بر اينکه تربيون مجلس، تريبون ملت است اظهار داشت: مجلس بايد صداي ملت باشد و خواست و مطالبات آنها را بيان کند اما امروز با توجه به انتخاب آقاي روحاني که نشان‌دهنده خواست مردم است، مشاهده مي‌کنيم که برخي از نمايندگان که با حمايت از جريان‌هاي خاصي بر روي کار آمدند، امروز با استفاده از تريبون مجلس، صداي ملت نيستند و فکر مي‌کنند که صداي آنها، صداي ملت است.اين فعال سياسي اصلاح‌طلب با اشاره به جايگاه و موقعيت خاتمي در جامعه تصريح کرد: بهتر است اين نمايندگان لحظاتي از هواي خنک مجلس بيرون آيند و از مردم نظرخواهي کنند که مشکلات مردم چيست و چقدر در راستاي حل مشکلات آنها گام برداشتند و بپرسند که چه کسي در قلب مردم حضور دارد.جلالي‌زاده در پايان تاکيد کرد: اين تذکرها، توهين به ملت و راي مردم و تخريب سرمايه‌هاي اجتماعي و نمادين کشور است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 توسط hosein

پاسخ علی مطهری به سرمقاله رسالت به قلم انبارلویی

مدیر مسئول محترم روزنامه رسالت

با اهداء سلام، در سرمقاله روز دهم تیر ماه آن روزنامه مطلبی در ارتباط با اینجانب درج شده بود که لازم است نکات ذیل به اطلاع خوانندگان محترم آن روزنامه برسد.مستدعی است طبق قانون مطبوعات در اولین شماره و در همان محل عیناً درج شود:

1. این که بخواهیم اصرار بر ریزش های انقلاب داشته باشیم و همه منتقدان را ریزش انقلاب به حساب آوریم حاکی از بی مهری و تعلق خاطر نداشتن و بی تفاوتی نسبت به آینده انقلاب اسلامی و انحصار طلبی در قدرت است. فقط کسانی و گروه هایی که بر ضد انقلاب اسلامی قیام مسلحانه کرده اند ریزش انقلاب محسوب می شوند.گروهی مانند گروه سید مهدی هاشمی که قبل از انقلاب مرحوم شمس آبادی را به قتل رساند، از ابتدا در دایره انقلاب نبودند که بخواهند بعداً ریزش پیدا کنند.نهضت آزادی هم اگر پاسخ منسوب به امام خمینی به نامه وزیر کشور وقت درباره این گروه اصالت داشته باشد، این نامه حداکثر می رساند که پستهای کلیدی نباید به دست این گروه سپرده شود و الّا خارج از دایره انقلاب نیستند و ریزش محسوب نمی شوند. همین طور معترضان به انتخابات سال 88 ریزش انقلاب محسوب نمی شوند بلکه صرفاً منتقد شمرده می شوند چنان که هر نظام سیاسی و هر حکومتی منتقدانی دارد. به هر حال ملاک ریزش فقط قیام مسلحانه است.

2. اگر آیت الله منتظری برای تصدی مسئولیت رهبری مناسب نبوده و انتقاداتی نیز به نظام داشته است آیا این امر می تواند مجوزی برای رفتارهای خشنی باشد که در حق او انجام شد و مثلاً همه اموال و تجهیزات حسینیه او به غارت رفت. آیا این توصیه امام(ره) که آیت الله منتظری گرمی بخش حوزه علمیه باشد و از فقاهت ایشان استفاده شود عمل شد؟ مشکل سرمقاله نویس روزنامه رسالت این است که فکر می کند اگر کسی انتقادی به نظام داشت باید به نحوی حذف شود، به این معنی که یا ساکت بماند یا با حصر خانگی دچار مرگ زودرس تدریجی شود و یا به نحوی به دنیای دیگر رخت بربندد، به عبارت دیگر مردم باید سه دسته باشند، یا متملق و چاپلوس و مجیزگو یا ساکت و یا منتقدانی که تحت نظر بوده و حق اظهار نظر ندارند و خلاصه همه باید یک حرف بزنند، در غیر این صورت ریزش انقلاب محسوب می شوند. این طرز فکر با بیان رهبر انقلاب که در 14 خرداد 92 به رعایت احترام مخالفان توصیه کردند سازگار نیست.

3. مغالطه سرمقاله نویس رسالت جالب است که حصر خانگی فعلی را به محافظت از عایشه پس از جنگ جمل ــ که برای حفظ احترام همسر پیامبر بود ــ تشبیه می کند، یعنی اولاً اعتراضات سال 88 به انتخابات را نظیر جنگ جمل یعنی یک قیام مسلحانه می داند و ثانیاً حصر فعلی را نظیر آن محافظت احترام آمیز معرفی می کند. سستی این استدلال و بغض و کینه سرمقاله نویس نسبت به محصوران کاملاً هویداست.

4. جالب تر این است که سرمقاله نویس ما قبل از آنکه دفاعیات متهمان مورد نظر را بشنود و نقش و تأثیر طرف دیگر فتنه را نیز در نظر بگیرد، در حالی که صلاحیت قضاوت نیز ندارد حکم قضائی صادر می کند که آنها محارب و باغی هستند و حکمشان اعدام است، کاری که حتی پیامبر خدا هم خود را مجاز به انجام آن نمی داند. اما این که وی چه لذتی از اعدام منتقد و معترض می برد شاید نیاز به یک روانکاوی داشته باشد.سخن آخر این که تا زمانی که مانند سرمقاله نویس رسالت نخواهیم انصاف را رعایت کنیم و تعصب و کوردلی ما را از دیدن حقیقت محروم کرده باشد و تا زمانی که نخواهیم به ریشه های حوادث سال 88 و اتهامات طرف مقابل بپردازیم و در واقع تا زمانی که نخواهیم به اشتباهات خود در آن ماجرا اعتراف کنیم و از روشن شدن حقایق برای مردم در هراس باشیم و به همین جهت از محاکمه متهمان وحشت داشته باشیم، این ماجرا به نقطه پایان خود نخواهد رسید و برای انقلاب اسلامی هزینه خواهد داشت.

93.4.11

علی مطهری

منبع: عصرایران


نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم تیر 1393 توسط hosein

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان صبح امروز در صفحه فیسبوک خود نوشت:

سلام دوستان
ساعت ۵ و ۴۰ دقیقه صبح پنجشنبه به وقت وین (۸ و ۱۰ دقیقه صبح به وقت ایران عزیز) است.دور جدید مذاکرات از دیروز شروع شد و در دو هفته آینده به صورت فشرده ادامه خواهد داشت. با توجه به پیچیدگی و بهم پیوستگی موضوعات متعددی که برای رسیدن به تفاهم جامع باید مورد توافق قرار گیرند، واقعا دشوار است نتیجه مذاکرات را پیش‌بینی کرد و گمانه‌زنی‌های برخی رسانه‌ها به ویژه در غرب را نباید چندان جدی گرفت چون بیشتر از تحلیل و خبررسانی تلاششان برای فضاسازی و تاثیرگذاری بر مذاکرات است. آنچه می‌توانم به شما اطمینان دهم این است که من و همکارانم تمام تلاش خود را برای رسیدن به راه حل منطقی و پایدار به کار خواهیم گرفت و در این مسیر دشوار بیش از همیشه به حمایت و به ویژه به دعای خیر شما در این ماه رحمت نیازمندیم. قبل از رفتن به وین یک پیام ویدیویی به زبان انگلیسی تهیه کردم که با زیرنویس به زبان‌های مختلف در فضای مجازی منتشر شد.

متن کامل پیام ویدیویی ظریف وزیر امورخارجه ایران به شرح زیر است:

«تا سه هفته آینده، ما یک فرصت استثنایی داریم تا تاریخ‌ساز شویم؛ تا بر روی توافق‌نامه جامع برنامه هسته‌ای ایران به اجماع برسیم، و پایان دادن به یک بحران غیرضروری، که ما را از رسیدگی به چالش‌های مشترک بازداشته است. چالش‌هایی مانند اتفاقات هولناکی که در چند هفته پیش در عراق شاهد آن بودیم. ما می‌توانستیم مسئله هسته‌ای را در سال ۱۳۸۴ حل و فصل کنیم. ولی در آن زمان حرف من را باور نمی‌کردند، وقتی که می‌گفتم ایرانی‌ها به فشار حساسیت دارند. دولت بوش با اصرار بر اینکه ما غنی‌سازی را به کلی رها کنیم، باعث از هم پاشیدن معامله شد. سپس آن‌ها به مدت ۸ سال، به فشار و تحریم روی آوردند. تحریم‌ها فلج‌کننده بودند، و حتی کشنده؛ به معنای واقعی کلمه. بیماران سرطانی ایران قادر نبودند با پول خودشان دارو بخرند، چرا که بانک‌های سراسر دنبا توسط خزانه‌داری آمریکا مجبور شده بودند تا از نقل و انتقال دارایی‌های ایرانیان جلوگیری کنند. در حالی که تحریم‌ها برنامه هسته‌ای ما را فلج نکرد؛ نه ترور دانشمندان هسته‌ای ما و یا خرابکاری تاسیسات هسته‌ای، که می‌توانست عواقب فجایع‌بار زیست محیطی به همراه داشته باشد، و یا حتی تهدیدهای مکرر به حمله نظامی. در واقع این‌ها همه اثر کاملا معکوس داشتند. اصرار بر عدم غنی‌سازی باعث افزایش ۱۰۰ برابری تعداد سانتریفیوژهای ما شد، یعنی افزایش کمتر از ۲۰۰ سانتریفیوژ به نزدیک به ۲۰ هزار. ممانعت از فروش سوخت برای راکتور تحقیقاتی ما که توسط خود آمریکا ساخته شده است، ما را مجبور کرد تا سوخت مورد نیاز را خودمان، با بالا بردن سطح غنی‌سازی از ۳.۵ درصد به ۲۰ درصد، تولید کنیم. محروم کردن بیماران سرطانی ایران از ایزوتوپ‌های درمانی، ما را وادار کرد تا یک راکتور آب سنگین بسازیم و این ایده کم کم تبدیل به یک نیروگاه کامل شد که به زودی راه‌اندازی می‌شود، و تهدیدهای حمله به تاسیسات اتمی ما و با خاک یکسان کردن آن‌ها، ما را مجبور به ساخت فردو کرد، مکانی که تحت حفاظت کوه‌ها قرار دارد. دولت‌های غربی اعتراض و انکار کردند در حالی که این وضعیت را خودشان به وجود آوردند. با نزدیک شدن به ۲۹ تیر، من یک بار دیگر احساس نیاز می‌کنم که هشدار دهم و بگویم که بازین شاهین - قمری، به امید گرفتن امتیاز در لحظه آخر نمی‌تواند نتیجه‌ای بهتر از سال ۱۳۸۴ بدهد. به تمام کسانی که هنوز فکر می‌کنند تحریم‌ها ایران را به پای میز مذاکره کشاند، فقط می‌توانم بگویم که تحت فشار قرار دادن، نه در طول ۸ سال گذشته، بلکه در واقع در ۳۵ سال گذشته را امتحان کردید. این روش ملت ایران را وادار به تسلیم نکرد، نه در حال و نه در آینده هم نخواهد کرد. ما هنوز فرصت داریم که از این چرخه تشدید شونده خارج شویم. بیایید احترام متقابل را امتحان کنید؛ این کارساز است. ما در حال تلاش برای دستیابی به توافق هستیم. نه یک توافق خوب یا بد، بلکه یک توافق شدنی و ماندگار. و هر توافقی، همانطور که از اسمش پیداست، برآمده از فهم و احترام متقابل است و نه تحمیل خواسته از سویی به سوی دیگر. ما آماده‌ایم تا گام‌های مشخصی برداریم تا تضمین کنیم که برنامه هسته‌ای ما همیشه صلح‌آمیز باقی خواهد ماند. ما هنوز فرصت داریم تا به افسانه‌ای که می‌گوید ایران به دنبال ساخت بمب است پایان دهیم. و برای اثبات این ادعایمان، سابقه ۲۵۰ ساله عدم تجاوز را به همراه داریم. دولت من متعهد است که به این بحران غیرضروری تا ۲۹ تیر پایان دهد. امیدوارم که همتایانم نیز همین تعهد را داشته باشند.
من جواد ظریف هستم و این پیام ایران است.

منبع: خبر آنلاین


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 توسط hosein

حضرت آیه الله خامنه ای:

در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده کم نبوده است


می دانید که من به طور طبیعی از جمله آدم های غرب ستیزم. چنان که هیچ ویژگی غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمی کند. در عین حال، ویژگی های مثبت غرب را از روی محاسبه، تأیید می کنم. یکی از آن ویژگی ها، مقوله موسیقی است.درست است که در غرب، موسیقی رقص و لهو و سایر موسیقی‌های منحط وجود دارد، اما در همان نقطه از جهان، از دیرباز موسیقی‌های آموزنده و معنادار هم بوده است؛ موسیقی‌ای که برای گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، می‌تواند بلیت تهیه کند، در سالن اجرای کنسرت بنشیند و ساعتی از آن لذت ببرد. در غرب موسیقی‌هایی که گاهی یک ملت را نجات داده و گاهی یک مجموعه فکری را به سمت صحیحی هدایت کرده، کم نبوده است. غرب برخوردار از چنین ویژگی‌ای نیز بوده، و هست.

تابناک 1/4/93


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط hosein
زهرا، یکی از افرادی که در خیابان جشن گرفته بود، گفت: تیم ما اسطوره ای بود. اعتماد به نفس آنها در نیمه دوم بسیار بالا بود.روزنامه لس آنجلس تایمز نوشت: مردم ایران با شادی در خیابان ها و به صدا درآوردن بوق ماشین هایشان بازی مقتدرانه تیم ملی فوتبال کشورشان را در مقابل با آرژانتین جشن گرفتند.به گزارش «انتخاب»، باوجود آنکه ایران به دنبال گل لحظات آخر لیونل مسی، فوق ستاره تیم آرژانتین بازی را یک بر هیچ واگذار کرد، اما طرفداران ایران غیرت و حمیت تیم ملی کشورشان را که توانستند در مقابل بازیکنان آرژانتین مقاومت کنند،گرامی داشتند.زهرا، یکی از افرادی که در خیابان جشن گرفته بود، گفت: تیم ما اسطوره ای بود. اعتماد به نفس آنها در نیمه دوم بسیار بالا بود.نتیجه مساوی برای آرژانتینی ها که دو بار قهرمان جام جهانی شده اند و بسیاری از ستاره های لیگ های اروپا در تیمشان بازی می کنند، بسیار ناامید کننده بود.عملکرد شجاعانه تیم ملی ایران در مقابل آرژانتین به دنبال تساوی صفر- صفر با نیجریه روی داد. برخی ناظران آن بازی را کسل کننده ترین بازی توصیف کردند اما شنبه ایران یک بازی با انگیزه به نمایش درآورد.رسانه های خبری ایران نتیجه بازی را «تلاشی افتخار آمیز» و «شکستی شجاعانه» توصیف کردند.شبکه های ورزشی پر از منتقدانی بود که تیم ملی به ویژه علیرضا حقیقی، دروازه بان را می ستودند.نخبگان سیاسی ایران هم به جمع تمجید کنندگان تیم ملی پیوستند؛ تیمی که حملات قوی آرژانتین را دفع کرد و چند بار به ویژه در نیمه دوم فرصت کسب امتیاز پیدا کرد.محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران گفت به تیم ملی کشورش افتخار می کند.حسن روحانی، رئیس جمهور و روحانی که در روزهای پیش از انقلاب خود یک فوتبالیست بوده است، خطاب به بازیکنان تیم ملی ایران بازی آنها را افتخار آفرین خواند.کارلوس کی روش،‌ سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، روز شنبه گفت نمی داند داور مسابقه فوتبال بین تیم های ملی فوتبال ایران و آرژانتین چگونه می تواند بعد از نگرفتن یک پنالتی از بازیکنان آرژانتینی شب را آسوده خاطر بخوابد.میلوراد مازیچ، داور این مسابقه، بعد از آن که مدافع آرژانتینی در نیمه دوم بازی بر روی اشکان دژآگه، مهاجم تیم ایران، در درون محوطه جریمه مرتکب خطا شد نقطه پنالتی را نشان نداد.کی روش گفت داور باید پنالتی اعلام می کرد و به بازیکن خاطی کارت قرمز می داد. وی گفت: «من نمی دانم که این فرد چگونه می تواند امشب یا در طول زندگی اش آُسوده بخوابد.»کی روش افزود دوست دارد یک گفتگوی رو در رو با مازیچ داشته باشد و از وی بپرسد «چرا این کار را با ما انجام داد؟» کی روش گفت هیچ دلیلی برای پنالتی اعلام نکردن آن صحنه وجود نداشت.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط hosein
اعترافات حداد عادل درباره دولت احمدی‌نژاد :
محمود حمدي‌نژاد هزينه‌هاي بسيار زيادي را به كشور وارد كرده به نوشته اعتماد، غلامعلي حدادعادل كه روزي او را با حمايت‌هاي گسترده‌اش از دولت‌هاي نهم، دهم و رييسش مي‌شناختند حالا و در آستانه يك سالگي دولت يازدهم براي دومين بار اعتراف كرد كه محمود احمدي‌نژاد هزينه‌هاي بسيار زيادي را به كشور وارد كرده كه اين هزينه‌ها به پاي اصولگرايان هم نوشته شده است. وي عدم انتقاد جريان اصولگرايي از محمود احمدي‌نژاد را ترس از امتياز گرفتن اصلاح‌طلبان عنوان كرد. غلامعلي حدادعادل در مصاحبه‌اي با سايت خبري «پارس» گفته: «دولت آقاي احمدي‌نژاد در چهار سال دوم خود، هزينه‌هاي بسيار بالايي را به نظام و كشور تحميل كرد كه همه اين هزينه‌ها و خسارت‌ها به پاي اصولگرايان نوشته شد.» حدادعادل دليل نبود اين شهامت را اين‌طور توضيح داده است كه «در مقابل احمدي‌نژاد امكان فرياد نداشتيم كه مبادا اصلاح‌طلبان امتياز بگيرند.»البته او در ادامه گفت‌وگويش گفته كه «سكوت و همراهي (با احمدي‌نژاد) نيز در مقاطعي ممكن نبود» اما توضيحي درباره مصداق‌هاي اين سكوت شكستن‌ها نداده است. حدادعادل اما از حضور احمدي‌نژاد به عنوان دليلي براي سردرگمي اصولگرايان هم ياد كرده است و گفته: «در سال آخر خاتمي، فضاي خوبي بين اصولگرايان حاكم بود اما با آمدن احمدي‌نژاد بسياري از اصولگرايان دچار سر‌درگمي شدند.»
اکونومیست 

نوشته شده در تاريخ جمعه سی ام خرداد 1393 توسط hosein

بمناسبت سی و هفتمین سال درگذشت دکتر علی شریعتی

روایت دکتر سروش از ساعت های بعد از مرگ دکتر شریعتی:


خاطراتی را می گویم که به طور کاملا واضح و روشن درذهن من است. سه نفر بودیم. راه افتادیم و به منزلی که مرحوم دکتر، شب قبل در آنجا اقامت داشت رفتیم. دو دختر مرحوم دکتر، آن موقع بسیار نوجوان بودند. مثل دو گنجشک پژمرده، لباس های مشکی پوشیده بودند و کنار دیوار ایستاده بودند. سراسر رخسارشان را غم پوشانده بود. ما وارد اتاقی شدیم وآنها تختخوابی را که مرحوم دکتر بر آن خوابیده بود به ما نشان دادند. گفتند تا دیرگاه با ما نشسته بود و سخن می گفت. تازه هم از راه رسیده بود و علی رغم خستگی، نشست و نشست و چای خورد و تعریف کرد و سخن گفت و سیگار کشید و … تا نزدیک سحر. پس از اذان صبح، نمازش را خواند و برای استراحت به اتاق خود رفت تا بخوابد. هنگام صبحانه خوردن، اهل خانه منتظر مرحوم دکتر بودند که بیاید و در صبحانه با آن ها شرکت کند. می گفتند که نیامد و دیر کرد. صدا کردیم. جواب نیامد. به اتاق او رفتیم. گفتند همین که وارد اتاق شدیم، دیدیم که دکتر با صورت به زمین افتاده است. حتی به ما آن نقطه ای از موکت اتاق را که آثار ساییدن بینی دکتر در آنجا هنوز آشکار بود نشان دادند، کاملا معلوم بود که هنگامی که او می خواسته از تخت پایین بیاید، قلبش درد گرفته و دست روی قلب گذاشته و دیگر نتوانسته کنترل خود را حفظ کند و با صورت به زمین افتاده است.
به هر حال با دیدن این وضع بلا فاصله آمبولانسی خبر کرده بودند و ماموران آمبولانس هم تا آمده بودند، در همان محل علا ئم حیاتی مرحوم دکتر را معاینه کرده بودند و گفته بودند که ۱۵ دقیقه است ایشان فوت کرده، درعین حال به سرعت او را به بیمارستان ساوت همپتن رسانده بودند. ما هم به بیمارستان رفتیم. دکتر را به سردخانه برده بودند و ما را به سردخانه راه نمی دادند. من کارت دانشجویی ام همراهم بود و چون روی آن نوشته بودند دکتر فلا نی، آنها تصور کردند من طبیبم و اجازه دادند به سردخانه وارد شوم و همراه دوستان به سردخانه وارد شدیم. در آن جا دو کشو بود. اولی را کشیدند تا جنازه دکتر را به ما نشان بدهند. اما در کشوی اول، جنازه یک زن بود. کشوی بعدی را کشیدند که جسد مرحوم دکتر در آن بود. بسیار بسیار آرام خوابیده بود. من حقیقتا کمتر چهره آرامی را، این چنین دیده بودم. موهای سرش تا روی شانه هایش ریخته بود و فوق العاده آرام خوابیده بود. آقای میناچی که همراه ما بود، جلو رفت و به دلیل اینکه وکیل بود و با پاره ای از امور آشنایی داشت، کمی کوشید تا با دقت نگاه کند و ببیند که آیا زخمی یا آثار ضربه ای یا چیزی بر روی بدن دکتر دیده می شود یا خیر؟ که حقیقتا نبود. خیلی چهره معمولی ای داشت، اصلا گرفته نبود، در هم نبود، چشم هایش بر هم بود و در یک خواب ناز ابدی فرو رفته بود.
بیرون آمدیم و به لندن بازگشتیم و دوستان دیگر را خبر کردیم. به هر حال مقدمات برگزاری مراسم ترحیم و بزرگداشت مرحوم دکتر، فراهم شد. دوستان در سراسر دنیا – چنان که گفتم – همه با خبر شدند و یکی پس از دیگری، از این جا و آن جا دررسیدند. در آن ایام، لندن، ایام بسیار شلوغی را پشت سر می گذاشت و همه کسانی که در آن وقت نامی داشتند و از مخالفان به نام رژیم شاه بودند، این جا گرد آمدند. در همین اثنا، جناب آقای شبستری هم که امام مسجد هامبورگ بودند، بدون خبر از این که چنین اتفاقی افتاده است به منزل یکی از دوستان که بقیه دوستان هم در آنجا بودند وارد شدند. ایشان به من می گفت وقتی آمدم، دیدم همه چهره ها گرفته است; من خبر نداشتم که چه اتفاقی افتاده است ولی پا به مجلس که گذاشتم، دیدم مجلس غیرمتعارفی است. وقتی به ایشان گفتند که مرحوم شریعتی از دنیا رفته است، به طوری بسیار طبیعی، آهی از نهاد برکشید و گفت: عجب! دکتر شریعتی هم به تاریخ پیوست و حقیقتا به تاریخ پیوسته بود. به هر حال مقدمات فراهم شد و برخلاف مشهور، جنازه مرحوم دکتر در این جا یعنی در “امام باره”، غسل داده نشد بلکه در یکی از مساجد لندن که مسجدی کوچک و متعلق به اهل سنت بود و غسال خانه ای داشت، غسل داده شد. بنده و جناب آقای شبستری متعهد تغسیل و تکفین ایشان بودیم; یعنی در واقع، دوستان از آقای شبستری خواسته بودند و ایشان هم به من گفت که بیا تا با هم این کار را انجام بدهیم، البته دو نفر دیگر هم به ما پیوستند: آقای دکتر ابراهیم یزدی و آقای صادق قطب زاده. این چهار نفر بودیم که جنازه مرحوم دکتر را آوردند. دیگر جسد دکتر سالم نبود، سرتاپای او را شکافته بودند، تمام سر و بدن شکافته شده بود، نمونه برداری شده بود و بررسی های طبی بسیار جدی ای صورت گرفته بود. بیمارستان ساوت همپتن، یک گزارش مفصل طبی در باب مرگ دکتر ارائه کرد و در آن گفته بود چیز مشکوکی دیده نشده است و مرگ او مثلا بر اثر به قتل رسیدن، دسیسه، زهر، دشنه و چیزی از این قبیل نبوده و به نظر می آید که به مرگ طبیعی از دنیا رفته است; مرگ طبیعی یعنی با سکته. اتفاقا همان روزی که به ساوت همپتن رفته بودیم و برای اولین بار با جای خالی مرحوم شریعتی روبه رو شدیم و بعدا به بیمارستان رفتیم، در همان اتاقی که مرحوم دکتر خوابیده بود، سطلی بود که شاید در آن، نزدیک به ۴۰ تا ته سیگار بود یعنی در همان مدت کوتاه، مرحوم دکتر مقدار زیادی سیگار کشیده بود. طبیبان مجلس ما بهتر از من می دانند که در حالت عصبی شدید و با آن فشاری که دکتر، در آن روزها، در آن قرار داشت، امکان چنین رخدادی وجود داشته است، خصوصا این که شب قبل از حادثه مرحوم شریعتی به فرودگاه هیثرو رفته بود چون قرار بود دختران او بیایند، همه مسافران آمده بودند الا دختران او. دوست ما نقل می کرد که فوق العاده مضطرب شده بود. چون خانمش از تهران تلفنی به او گفته بود که دخترها از گمرک و قسمت کنترل گذرنامه گذشته اند و به طرف هواپیما رفته اند. وقتی دخترها نیامده بودند، او شدیدا مضطرب شده بود که مبادا دوباره حیله ای در کار بوده و به نام سوار شدن هواپیما، دخترک ها را هدایت کرده اند و به جای دیگری برده اند و مثلا آنها را گروگان گرفته اند یا زندان انداخته اند. همه این فکرها از سر او گذشته بود و او را فوق العاده درپیچیده بود. البته دخترها آمده بودند و با او به ساوت همپتن رفته بودند. این فشارها بوده و بعد هم این همه سیگار مصرف شده بود که من گمان می کنم به بهترین وجهی می تواند علت یک سکته قلبی ناگهانی را توضیح بدهد.

منبع: وبسایت دکتر علی شریعتی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 توسط hosein

گاف های آقا جواد خیابانی!

آقای جواد خیابانی گزارشگر فوتبال در اولین گزارش جام جهانی‌ برزیل گاف های ذیل را تقدیم

ملت شریف نمود:

1.میشه گفت اروگوئه یا میبره یا میبازه یا مساوی میکنه.

عادل: اینو خودت تنها گفتی؟

۲.بله داور از اسپری هايی استفاده ميکنه که مثل برف شادى خودمونه.

۳.خطاب به فردوسي پور : اسم برنامتون چيه. (وی اسم برنامه ای که در آن حضور دارد را نمی داند.

 آن هم در حالی که یک هفته ای از پخش آن می گذرد)

۴.بازیکن کلمبیا که ابروش تازه خوب شده (ظاهرا بازیکن اسم ندارد)

۵.مهندس الکتریک

۶.حالا مهاجم کلمبیا هست و تنها (!!!) مدافع رو به روش. یک نفر هم سمت راسته یکی هم

سمت چپه . ( یپس ، تنها اوست و مدافع رو به رو یکی هم این طرف ، یکی هم اونطرف

پنجمین یونانی هم اضافه شد )

۷. از یک تیم از آرژانتین که مارادونا رو داشت ( باز هم اسم مجهول اصلی است.)

۸.دروازه بان یونان، بازیکن گرانادا، که همین چند وقت پیش در بازی برابر بارسلونا پیروز شدن

 و حتی بازیو بردن.

۹.او هم اسمش رو پشت لباسش نوشته (باید چه چیزی نوشته باشد؟)

۱۰.اگه بازی کلمبیا - یونان دوستانه بود ده نفرم نگاه نمیکردن

۱۱.تيمي كه در ٨ مسابقه گل نخوره قطعا از وضعيت دفاعی شرايط خوبی داره!!!

۱۲.ببینیم ضربه رو چه جور ميزنه... نميزنه!!!!

۱۳.دارن تو محوطه جریمه خودکشی می کنن نزدیکه گل شه.

۱۴.این بازیکن ترک تباره... جزو ترکیه ای هاییست که میشه گفت در یونان رشد کرده.

۱۵. اینجاهم کرواسی رو زد و داغون کرد.

۱۶.با شنیدن نام کلمبیا اونا که اهل مطالعن یاد اون نویسنده فقید هم میفتن ؛

كلمبيا يه نويسنده معروف به اسم گابريل گارسيا ماركز داره!

۱۷.از مرکز زمین به میانه میدان می فرسته.

۱۸.فوتبال امریکای لاتین اروپای لاتین رو میبره.

۱۹.با ابروی شکافته خودش کارو تموم میکنه.

۲۰.ساعتای جدید فیفا. جام جامه تكنولوزيه!!!!!

۲۱.اولين تعويض براي يونان آغاز ميشه.

۲۲.دیشب از ٧٥ ميليون ٢١ نفر بازی هلند و اسپانیا ۵ - ۱ رو درست پیش بینی کردن که این

 نشون دهنده بالا رفتن شعور فوتبالی مردم هست.

۲۳.استراليا تيم اول آسياست!!!

۲۴.به زبان ما سقراط برای یونان بازی می کنه.

۲۵.توپ طراحی جدیدی داره و میشه گفت با آخرین متدِ تکنولوژی ساخته شده. 

( منبع: الف )


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 توسط hosein
 
ژنرال سلیمانی هفته ی گذشته با 67 مشاور ارشد خود به عراق سفر کرد و اکنون فرماندهی عملیات ها را برعهده دارد.نشریه انگلیسی ساندی تایمز نوشت: ایران فرماندهی ارتش از هم فروپاشیده عراق را برعهده گرفته تا با نیروهای گروه تروریستی داعش مقابله کند.به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، ژنرال قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران، عملیات دفاع از بغداد پایتخت عراق را در مقابل حملات نیروهای گروه تروریستی دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش، فرماندهی می‌کند.یک منبع عراقی گفت: ژنرال سلیمانی هفته ی گذشته با 67 مشاور ارشد خود به عراق سفر کرد و اکنون فرماندهی عملیات ها را برعهده دارد.ین گزارش ادامه داده است که قاسم سلیمانی هم‌اینک فرماندهی عملیات ارتش عراق را در دست گرفته است.بنا بر این گزارش، ژنرال سلیمانی اکنون بر استقرار نیروهای عراقی و برنامه ریزی برای عملیات، نظارت دارد.روزنامه ایندیپندنت نیز در مقاله‌ای به قلم پاتریک کوکبرین نوشته است که فروپاشی سریع ارتش عراق با یک میلیون نیروی مسلح در مقابل یک گروه شبه نظامی، به عنوان یک حادثه بی سابقه در تاریخ فروپاشی نیروهای نظامی و امنیتی به شمار می‌آید.نویسنده این مقاله ابراز عقیده کرده است که فساد در فرماندهی ارتش عراق، یکی از عوامل نبود روحیه جنگجویانه در این ارتش بوده و سربازان عراقی، تا کنون آموزش کافی برای مقابله با بحران‌ها را ندیده‌اند.
انتخاب 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم خرداد 1393 توسط hosein

شرافت

 ضمن تبریک سالروز انتخابات به رییس جمهور عزیزمان دکتر روحانی و دولت محترم. در اخبار امروز گفته شد؛ دکتر حسن روحانی ناهار امروز را به اتفاق نامزدها صرف می کند.خبر شرافتمندانه و زیبایی بود و ای کاش آقای روحانی دوباره چنین برنامه ای داشته باشد و از روسای جمهور قبلی مانند آقای خاتمی و آقای هاشمی که کم کسی نیستند و  خود آقا که هشت سال رییس جمهور بودند و مهندس میر حسین موسوی که نخست وزیر زمان جنگ بود  دعوت کند که ناهاری با هم بخورند و یک عکس یادگاری با هم بگیرند و آقای احمدی نژاد که باید اسم ایشان را اول می گفتم.این کار اگر قبلا می شد مردم دلگرم می شدند که الکی هشت سال دنبال یکی نمی دویدند که می دانید ساده پنداری چه لطمه ای به <<خود>> انسان وارد می کند و دودل کردن مردم و بی اهمیت کردن رییس جمهورهای قبل کمک به بیهودگی انسان هایی است که از آنها خواسته می شود برای کشور دل بسوزانند.در عکس بالا می بینید که کاندیداها چقدر دلگرم هستند. اینها به دنبال رفتار دوستانه وقتی بیرون می روند به هوادارانشان می گویند که به دولت کمک کنید و بدست آوردن دل اینها واقعا مهم است.پارسال در چنین روزی آقای روحانی بر خلاف انتظار رای آورد.او تلاش زیادی کرد تا روابط آدمها را دوستانه کند.دیدگاههای او هر روز بیش از روز قبل مردم را شاد تر نموده و به جامعه  رو به موت حس زنده بودن می دهد. او می داند چگونه باید به خودش کمک کند.

حسین محمدی


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 توسط hosein

آیا اگر هواشناسی آمدن توفان را  اعلام می کرد تلفات کمتر بود؟!

حسین محمدی

به  جدول ذیل که نشاندهنده میزان تلفات توفان هفته قبل در تهران است دقت فرمایید و سپس نزذ خود به این سوال پاسخ بدهید؛  اگر سازمان هواشناسی با امکانات ناقص خود بر فرض پیش بینی دقیق ارائه می کرد و اعلام می کرد توفانی با سرعت 120 کیلومتر به سمت تهران می آید  چه مقدار از آمار ذیل کاسته می شد؟ آیا درخت ها کمتر می شکستند و دکل های برق و  دکل های مخابرات نمی افتاد ؟ تابلوها نمی افتادند و بنرها پاره نمی شدند؟ آیا خودروهایی که هیچوقت پارکینگ ندارند می توانستند به زور وارد پارکینگی که ندارند شوند تا در امان بمانند؟ و در خیابان هیچ ماشینی باقی نمی ماند که درخت روی سر آنها خراب شود ؟! باز تصور نمایید که مردم شنیده بودند که توفانی با این سرعت می آید و قبلا ترسیده بودند و بعد سر و کله ترسناک توفان که در فیلم ها و عکس ها دیده اید پیدا می شد و با ترسی که  قبلا داشتند بطور طبیعی تصمیم به فرار می گرفتند. اگر این طور بود تلفات چقدر بود؟ چند سال پیش در نماز جمعه یکی از شهرها صدایی شنیده شد شاید لامپی ترکید و به اشتباه اعلام شد که چیزی نیست آتش گرفته و مهار شده است و همین باعث شد خانم ها برای بیرون رفتن عجله کنند و همدیگر را لگد کرده و متاسفانه تعدادی در دم کشته شوند و تعدادی درراه بیمارستان جان خود را ازدست بدهند.

 



نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 توسط hosein
مادران چشم به راه

 مادری 32 سال آزگار پسرش را ندیده است.از روزی که فرزندش برای دفاع از این آب و خاک سوار بر اتوبوس و با همرزمانش به سوی جنگ حرکت کرد تا از شرف ایرانیان دفاع کند . رفت که رفت که رفت و تا امروز مادر خود  را چشم به راه فرزندش گذاشته است . هر وقت کسی در می زند این مادر به گمان آنکه شاید پسرش باشد به سوی در می رود. هر وقت از کسی تبریک می شنود خوشحال میشود که شاید او در ادامه  می خواهد بگوید فرزندت برگشته یا خبری از او  شنیده است ... هیچ کس نمی تواند خود را جای مادران شهید بگذارد و رنج مادران چشم به راه  را درک نماید.سپاس از شهرداری تهران که همایش برگزار کرد و از مادران چشم براه دلجویی کرد.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم خرداد 1393 توسط hosein



عکسی که «جف وایدنر» ۵ ژوئن ۱۹۸۹ از مرد ایستاده در برابر تانک‌ها ثبت کرد، به نماد سرکوب جنبش آزادیخواهی در میدان تیان‌آنمن بدل شد.با گسترش دامنه اعتراض‌ها و تظاهرات نهایتا دولت وقت چین، تانک و زره‌پوش‌های ارتش را به مصاف مخالفان فرستاد. روز ۴ و ۵ ژوئن ۱۹۸۹ اوج سرکوب‌ها و بازداشت‌ها در چین بود.او از شرایط گرفتن این عکس و تاثیر آن بر سرنوشتش می‌گوید:

لطفا کلیک کنید



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 توسط hosein

به گزارش ایرنا:

آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید:

 روز پنجشنبه در دیدار رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی گفت: هر تشکیلاتی برای توسعه و پیشرفت باید به اعداد و آمار واقعی تکیه کند و از ارائه آمار غیرواقعی و شعاری فاصله بگیرد. ایشان افزودند متاسفانه دولت سابق با ارائه آمار غیرواقعی و دروغین، خودشان و ملت را فریب می دادند و باعث دردسر مردم می شدند. وی با بیان اینکه با روی کارآمدن دولت یازدهم، مردم نسبت به حل آبرومند مساله انرژی هسته ای و بهبود وضعیت اقتصادی امیدوار شده اند، اضافه کرد: دولت بخوبی در مسیر حل مذاکرات هسته ای گام برمی دارد و اگر غربی ها لج بازی نکنند، امیدواریم این مذاکرات به سرانجام برسد.

اقتصادآنلاین


نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393 توسط hosein
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک