باران
 
برای کسانی که درآن زندگی کرده اند سرشار از خاطرات است.
فرارو- گردشگران خارجی که با قطار بوداپست به کشورمان سفر کرده اند امروز وارد مشهد شدند و به دیدن حرم امام رضا(ع) رفتند.به گزارش فرارو، قطار گردشگران اروپایی عقاب طلایی که چند روز پیش وارد ایران شده بود امروز قبل وارد ایستگاه راه‌آهن مشهد شد و مورد استقبال رجب‌علی لباف خانیکی، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی و همچنین علی‌محمد گلستانی‌فرد، فرماندار مشهد قرار گرفتند.مسافران این قطار پس از ورود به مشهد عازم حرم مطهر رضوی شدند و از آن بازدید کردند. عکس های محسن بخشنده عکاس ایرنا و محسن رحیمی عنبران عکاس باشگاه خبرنگاران از ورود گردشگران به مشهد را در زیر می بینید.
























نوشته شده در تاريخ جمعه نهم آبان 1393 توسط hosein

گفتاری ازمسئول ستادمرکزی هیئت رزمندگان اسلام

توصیه‌های رهبرانقلاب به هیئات‌مذهبی

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت‌ آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، با انتشار مطلبی ویژگی‌های هیئت‌های مذهبی از دیدگاه ایشان را تبیین کرد.

هیئت‌های مذهبی دارای چند ویژگی هستند که آنها را از سایر تشکل‌ها و جمع‌ها جدا می‌سازد: اولین ویژگی‌شان این است که توسط مردمی که علاقه‌مند به اسلام و ائمه‌ی طاهرین علیهم‌السلام هستند اداره می‌شوند و بر محور عشق به ائمه‌ی طاهرین علیهم‌السلام تشکیل شده‌اند. ویژگی دوم این است که هزینه‌­های این هیئت‌­ها توسط خود مردم تأمین می­‌شود و نه دستگاه‌های دولتی و حکومتی. ویژگی سوم هم این است که سه عنصر «مردم»، «روحانیت» و «مداح» در این هیئت‌­ها جمع شده‌اند. «مردم» هیئت را تشکیل می­‌دهند و هزینه‌­هایش را تأمین می‌­کنند، «روحانی» به‌عنوان کسی که معرفت و محبت به ائمه علیهم‌السلام را گسترش می‌دهد، و «مداح» هم به‌عنوان هنرمندی که می‌­تواند این محتوا را به دل و جان مردم منتقل کند در هیئت حضور دارد.

هیئت‌های مذهبی در طول تاریخ به‌خصوص در طول تاریخ تشیع در ایران، عامل اصلی گسترش فرهنگ اسلامی در بین مردم و نهادینه کردن آن بوده‌اند. رهبر معظم انقلاب راجع به این موضوع فرموده‌اند: «ما مسلمان‌ها و به‌خصوص ما شیعیان، امتیازی داریم که دیگر ملیت‌ها و ادیان این امتیاز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات دینی که به شکل روبه‌رو، چهره به چهره، نفس به نفس تشکیل می‌شود که این را در جاهای دیگر دنیا و در ادیان دیگر کمتر می‌شود پیدا کرد. هست؛ نه به این قوّت، نه به این وسعت، نه به این تأثیرگذاری و محتواهای راقی.» (۱۳۸۷/۴/۴)

توصیه‌های رهبر انقلاب به هیئات:

توصیه‌­هایی که رهبری در مورد هیئات مذهبی مطرح می­‌کنند، زیاد و متنوع است اما می‌توان آن‌ها را به‌طور کلی در شش دسته طبقه‌بندی کرد:

۱. فضای هیئت

درباره‌ی فضای جلسات، حضرت آقا معتقدند که باید تلفیقی از عنصر «منطق» و «عاطفه» باشد. ایشان معتقدند اساس حرکت تشیع بر «منطق قوی» و «عواطف» استوار است. یعنی اگر جلسه‌ای باشد که بحث­‌های استدلالی آن زیاد باشد، اما بحث‌های محبتی و عاطفی آن کم باشد، این جلسه معمولاً نمی‌­تواند مخاطب را جذب خودش کند. افراد معمولاً سراغ جلسه‌ای می­‌روند که بخشی از آن استدلال باشد و بخشی هم عاطفه. این امتزاج عاطفه و استدلال همیشه مورد تأکید رهبر انقلاب بوده است. ایشان فرموده‌اند: «اولاً اساس حرکت عمومی تشیع علاوه بر منطق قوی بر عواطف بود. از روز اول تا امروز در کنار عقل، عشق حضور جدی داشت؛ برای همین هم حرکت تشیع نابود نشد یعنی از بین نرفت و الا باید صد مرتبه در امواج متلاطم سیاست‌های متعرض و عنان­‌آلود نابود شده بود. منطق قوی است. یعنی صرف عواطف نیست، اما منطق تنها هم نیست. عواطف هم با آن درآمیخته است. این از آن‌جاهایی است که عقل و عشق با هم می‌­سازد.» (۱۳۸۱/۷/۲۰)

2. منبر

ایشان در جلسه‌ای در جمع فعالان هیئت‌های رزمندگان اسلام درباره‌ی اهمیت و کارکرد منبر در هیئت فرمودند: هیئت‌های مذهبی باید کلاس درس باشد. یعنی این‌طور می­‌فرمایند که اگر کسی ۱۰ جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است. مثلاً فهمیده باشد که خواص و عوام عاشورا چه کسانی بودند و چه موضوعاتی موجب شد تا عده‌ای در برابر امام معصوم علیه‌السلام قرار بگیرند و او را به شهادت برسانند. لذا ایشان در مورد بحث منبر می­‌فرمایند که عزاداری را واقعاً به معنای حقیقی کلمه باید به صورت کلاس درس دربیاوریم. این حالت را ما الان کم می‌­بینیم، به‌خصوص در هیئت­‌ها کم مشاهده می‌­شود. این جزو نقص­‌های کار کنونی کشور ما است. این همه مجالس عزا و این همه مناسبت‌­های مربوط به وفات و شهادت و موالید ائمه علیهم‌السلام که اجتماعات مردم را به صورت طبیعی به وجود می­‌آورند یک فرصت بسیار بزرگی است و فرمودند از این فرصت­‌ها باید شما استفاده کنید. (۱۳۸۶/۸/۲)

۳. هیئت نباید سکولار باشد

در جلسه‌ای که سال گذشته اعضای ستاد مرکزی هیئت رزمندگان اسلام خدمت حضرت آقا رسیدند، بنده صحبت کردم و اشاره داشتم که ما در هیئت­‌ها به شعرا و سخنرانان خودمان گفتیم که باید به دغدغه­‌های نظام اسلامی که دغدغه‌ی مردم هم هست پرداخته شود و از این جلسات باید برای بصیرت‌افزایی استفاده شود. ایشان هم بعداً در خلال صحبت خود به همین موضوع اشاره کردند و فرمودند: «یک نکته هم همین مطلبی است که آقای نجات اشاره کردند که درست هم هست. هیئت‌ها نمی‌توانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. این‌که آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزاداری مراقب باشد که نبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط است.»

یعنی هیئت این نیست که به سیاست کاری نداشته باشد؛ چون بعضی سخنران­‌ها عادت کردند که می­‌گویند ما سیاسی نیستیم. رهبر انقلاب معتقدند این عبارت، عبارت صحیحی نیست. ایشان فرموده‌اند: «یکی از خصوصیات ائمه‌ی طاهرین این بوده که همه‌ی آن‌ها مبارزین و مجاهیدن فی‌سبیل الله بودند. یکی از ائمه‌ی طاهرین را سراغ ندارید که این‌ها در موضع مجاهدت و مبارزه قرار نداشته باشد.» (۱۳۸۲/۸/۲)

این آموزه و این خط همان عاملی است که موتور محرکه‌ی شیعه را به کار انداخته است و ما بعد از ۱۳۰۰ سال از ظهور اسلام، شاهد هستیم پرچم شیعه در مناطقی از جهان اسلام بلند شده و این مسأله باعث عصبانیت سیاسیون، متعصبین و متحجرین منطقه و جهان شده است. ما قبل از انقلاب با تمسک به همین آموزه‌ها مبارزه می‌­کردیم. شهادت‌­طلبی‌ها و مبارزه‌ی ما با طاغوت از همین منبرها شروع ‌شد. یعنی این‌که حضرت امام رحمه‌الله عصر روز عاشورای سال ۴۲ تشریف می‌­برند به مدرسه‌ی فیضیه و آن منبر معروف خود را می‌روند و خطاب به شاه می­‌گویند که ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌کنم، دست از این اعمال و رویه بردار، من میل ندارم که اگر روزی ارباب‌ها بخواهند تو بروی، مردم شکرگزاری کنند؛ ‌ من نمی‌خواهم تو مثل پدرت بشی و شروع می­‌کنند به شاه نصیحت کردن. بنابراین حضرت امام در برهه‌های مختلف از عاشورا و تاسوعا و اربعین و محرم و صفر استفاده کردند برای پیروزی نهضت علیه رژیم. این یعنی هیئت سیاسی.

همچنین پس از پیروزی انقلاب هم ما از این ظرفیت استفاده کردیم. یعنی ما در دفاع مقدس با تمسک به مبارزه و شهادت­‌طلبی ائمه علیهم‌السلام بود که رزمندگان خودمان را تشویق می­‌کردیم؛ رزمندگان ما با سربندهای «یا فاطمة‌الزهرا» و «یا حسین» به جبهه‌ها ‌رفتند و در آن‌جا هم می‌­گفتند که ما می‌­خواهیم همان‌طور که امام حسین علیه‌السلام شهید شد، ما هم شهید بشویم.

پس معرفت‌زایی و شناخت باید از مهمترین کارکردهای هیئت­ باشد. یکی از مهم‌ترین کارها این است که به مردم بگوییم «هویت حسینی» و «هویت یزیدی» در دوران حاضر مربوط به چه کسانی است. چنان‌چه رهبر انقلاب فرموده‌اند: «فهمیدن قضیه‌ی عاشورا فقط در تاریخ نیست، در هر زمانی باید دید عناصر تشکیل‌دهنده‌ی هویت یزیدی کجا پیدا می‌شود؟ آن‌گاه در مقابلش باید عناصر تشکیل دهنده‌ی هویت حسینی را به میدان آورد. منبر باید انسان‌ساز باشد، اندیشه‌ساز باشد. روضه و نوحه و سینه‌زنی باید فضا را از مسائل زنده‌ی حسینی، معرفت و آگاهی پر کند.» (۱۳۸۷/۱/۲۳)

۴. مداح هیئت

راجع به مداحی به‌طورکلی نظر رهبر انقلاب این است که اگر محتوای شعر و نوع خواندن آن مداح هنرمندانه باشد بعضاً تأثیرش از دو یا سه منبر هم بیشتر است. بارها ایشان در صحبت‌­های خود فرموده‌اند که مداح باعث «معرفت‌افزایی» به افراد می‌­شود. ایشان مداحی را «جوشاندن چشمه­‌های عواطف در دل‌­ها» می­‌دانند: «مداحی، معرفت‌افزائی است. مداحی، پراکندن معرفت و حکمت و امید و عقیده‌ی راسخ است. مداحی، جوشاندن چشمه‌های عواطف در دل‌ها است؛ با استفاده‌ی از هنر شعر، هنر آواز، هنر اجرا.» (۱۳۹۲/۲/۱۱)

یک موقع یک فردی راجع به واقعه‌ی کربلا داستانی می‌­گوید که داستانش، هم خیلی زیبا و هم خیلی حزن‌­انگیز است؛ آن فردی هم که می­‌شنود متأثر می‌­شود؛ اما یک فرد دیگری می­‌آید همین داستان زیبا را تبدیل به فیلم یا تئاتر یا یک اثر هنری می‌­کند و آن وقت خیلی اثر می­‌گذارد بر قلوب انسان‌ها؛ اثری که درازمدت است. کار مداح هم مانند کار یک هنرمند است که یک موضوع را با استفاده از نوا و صدای خوش و هنرمندانه به مخاطب عرضه می‌کند که موجب اثرگذاری بیشتر آن می‌شود. رهبر انقلاب در یک جایی فرموده‌اند: «در کار مداحیِ شما چند چشمه‌ی هنری وجود دارد: شعرتان هنر است؛ صدایتان هنر است؛ آهنگی که انتخاب می‌کنید، هنر است؛ اشارات و کارهایی که انجام می‌دهید، هنر است. » (۱۳۷۷/۷/۱۹) لذا می­‌گویند در مداحی، شعر خوب و هنرمندانه خواندن بسیار مهم است.

۵. اشعار مداحی

راجع به بحث شعر، حضرت آقا می‌­گویند شعری را قبول داریم و می‌­گوییم که این شعر برای مجلس امام حسین علیه‌السلام خوب است که واجد چند خصوصیت باشد. فرموده‌اند شعر باید «محکم»، «قوی»، «خوش‌­مضمون» و «قانع‌کننده» باشد: «شعر شما باید خوب، محکم، قوی، خوش مضمون و قانع‌کننده باشد. گاهی قصیده‌ای که شما می‌خوانید، به اندازه‌ی چند منبرِ یک منبریِ خوش بیان تأثیر می‌گذارد. گاهی یک بیت شعرِ بجا به قدر یک کتاب قیمت دارد. اینها آسان و مجانی به‌دست نمی‌آید. انسان باید زحمت بکشد، کار و تلاش کند، شعر خوب را بیابد، آن را حفظ کند و بخواند.» (۱۳۷۷/۷/۱۹)

درباره‌ی خصوصیت دیگر شعر فرموده‌اند که باید دارای مفاهیم اسلامی باشد و صرف قشنگ و جذاب بودن کفایت نمی‌کند. مثلاً بعضی از اشعاری را که مداحان می‌­خوانند قشنگ است و آدم خوشش می­‌آید، اما هیچ مفهوم اسلامی همراهش نیست. افراد هم می‌­آیند و همراهش گریه می‌­کنند اما معرفتی در آن نهفته نیست. به همین دلیل ایشان فرموده‌اند: «یکی از چیزهایی که باید در این اشعار باشد، عبارت از مفاهیم بلند اسلامی - مثلاً در باب توحید یا نبوت - است. بهترین اشعار قدما در باب توحید و نبوت، همین مدایحی است که شعرای بزرگ ما در مقدمه‌ی دیوان‌ها و مثنوی‌هایشان ذکر کرده‌اند و گفته‌اند.» (۱۳۶۸/۱۰/۲۸)

۶. سبک و آهنگ مداحی

درباره‌ی سبک‌هایی هم که مداحان برای سرود‌ها و نوحه‌های خود در ایام ولادت و شهادت انتخاب می‌کنند نیز ایشان توصیه‌ها و نکاتی دارند. اولین نکته‌­ای که ایشان راجع به سبک روی آن تأکید دارند، «توجه به موسیقی اصیل ایرانی» است؛ ایشان معتقدند بسیاری از گوشه‌های موسیقی ایرانی برگرفته از مرثیه‌ها و مداحی­‌ها است. یعنی بسیاری از موسیقی­‌هایی که الان مرسوم است و آهنگسازان ما در دستگاه‌­های مختلف می‌سازند، برگرفته از مرثیه‌­های مداحی‌های قدیمی در ایران است. بنابراین مداحان می‌توانند از این موسیقی اصیل سنتی ایران که اتفاقاً دارای تنوع زیادی هم هست برای ساخت سبک‌ها و آهنگ‌های خود استفاده کنند: «ما در قدیم از زبان موسیقی‌دان‌های معروف شنیده بودیم که می‌گفتند موسیقی اصیل ایرانی را نوحه‌خوان و شبیه‌خوان‌ها حفظ کرده‌اند؛ موافق‌خوان، مخالف‌خوان، علی‌اکبرخوان، قاسم‌خوان. هر کدام یک دستگاهی را به اینها می‌دادند که باید در آن دستگاه بخوانند. این موجب شد که موسیقی نانوشته‌ی ایرانی - که نه نُت داشت، نه نوشته داشت و نه چیز دیگری داشت - بتواند برسد به دست کسانی که اینها را با نُت و شیوه‌های جدید بتوانند ثبت و ضبط کنند.» (۱۳۸۶/۴/۱۴)

نکته‌ی بعدی «پرهیز از تقلید غلط از سبک‌های غربی» است. ایشان معتقدند از سبک­‌های غربی باید پرهیز شود و در جاهای مختلفی بر این موضوع تأکید کرده‌اند: «خواننده‌ی جلسه‌ی مداحی، ناگهان بیاید آهنگ‌های اروپائی را - آن هم به شکل غلط و نابلد بنا کند خواندن؛ سبک‌هائی که فرض کنید حالا فلان خواننده‌ی غربی یا مقلد عربِ آن غربی یک‌وقتی خوانده، ما این را از او یاد بگیریم و بنا کنیم خواندن! که قبل از انقلاب هم متأسفانه همین کارها را کردند. موسیقی اصیل ایرانی را که می‌توانست نوع حلال هم داشته باشد - البته همان موسیقی اصیل، یک نوعش هم حرام است؛ فرقی بین ایرانی و غیر ایرانی نیست - همان را هم ضایع کردند. البته بعد از انقلاب بهتر شد؛ اما حالا مثلاً مداح یا خواننده‌ی ما بیاید در رادیو و تلویزیون به تقلید - آن هم غلط - آهنگ غربی یا آهنگ مجالس لهو را در مجلس ایمان و در مجلس معنویت تکرار کند، این درست نیست؛ این غلط است.» (۱۳۸۶/۴/۱۴)

به همین دلیل هم ایشان به مداحان توصیه می‌کنند که خودشان آهنگ بسازند: «خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقیناً در جمع علاقه‌مندان به این جریان کسانی هستند که می‌توانند آهنگ‌های خوبِ مخصوص مداحی بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادی.» (۱۳۸۴/۵/۵)

توصیه رهبر انقلاب درباره مراسم حسینیه امام خمینی

حضرت آقا درباره‌ی جلسات حسینیه چند نکته را هم تذکر داده‌اند؛ مثلاً این‌که گفته‌اند چون مردم از یکی دو ساعت قبل از شروع جلسه به این‌جا می‌آیند و می‌نشینند، برنامه‌ها طوری تنظیم شود که وقت مردم تلف نشود. به همین خاطر دفتر مقام معظم رهبری برنامه‌ی نماز‌های ظهر و عصر ماه مبارک رمضان را این‌گونه تنظیم کرده که از یک ساعت قبل از اذان ظهر برنامه‌ی قرائت قرآن شروع شود. یا در ایام محرم و فاطمیه، آقای فلاح‌زاده از نیم ساعت قبل از اذان می‌آیند و مسائل شرعی را مطرح می‌کنند. این باعث می­‌شود که وقت مردم بیهوده نگذرد.

در جلساتتان کتاب بخوانید

ایشان یک‌بار خودشان به من فرمودند که در این جلساتی که دارید، بعضی از کتاب‌­های خوب را بیاورید و از روی آنها برای حاضران بخوانید. حالا ممکن است این کتاب‌ها خاطرات رزمندگان باشد یا غیره. این باعث می‌شود که افراد به کتاب خواندن عادت کنند. چون مردم عموماً عادت ندارند به کتاب خواندن. ما هم با توجه به همین مسأله در جلسات خودمان، بعضاً این کار را انجام دادیم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم آبان 1393 توسط hosein

پس از 35 سال؛

بویینگ طلسم تحریم‌ها را شکست

شرکت بویینگ پس از 35 سال برای نخستین بار با یک ایرلاین ایرانی وارد معامله اقتصادی شد تا این قرارداد نشان دهد تحریم‌های صنعت هواپیمایی ایران رو به سوی کاهش دارد.

پس از امضای توافق نامه ژنو که به عنوان نخستین مرحله از توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با شش کشور قدرتمند دنیا شناخته شد صنعت هواپیمایی ایران به عنوان یکی از بخش‌هایی که از سال‌ها پیش در لیست تحریم‌ها قرار داشته توانست به عنوان یکی از اولین حوزه‌های اقتصادی با اروپا وآمریکا ارتباط مستقیم برقرار کند.هرچند در ماه‌های ابتدای این توافق همچنان بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی بزرگ جهان که سازنده قطعات و هواپیماهای مدرن هستند به دلیل ترس از بازگشت تحریم‌ها از فروش قطعات جدید به ایران سر باز زده‌اند اما با گذشت چند ماه از این توافق و ماندگاری آن کار مذاکرات ایرلاین‌های ایرانی با آن‌ها ادامه پیدا کرد.تا جایی که ایران ایر به عنوان بزرگترین شرکت هواپیمایی ایران توانست نخستین قرارداد خود را با شرکت بویینگ به امضا برساند.قراردادی که بر مبنای آن این شرکت آمریکایی پس از طی بیش از سه دهه به این شرکت ایرانی بسته های جانبی پروازی مانند نقشه، چارت و دیتای پرواز فروخته است.هر چند بویینگ اعلام کرده این بسته‌ها ارتباطی با قطعات هواپیما ندارد و تنها به منظور بالا بردن ایمنی پروازهای ایران به این کشور ارائه شده‌اند اما به گزارش ایسنا، صرف بسته شدن این قرارداد نشان از آن دارد که آمریکایی‌ها بار دیگر به بازار هواپیمایی ایران بازگشته‌اند.در سال‌های گذشته باقی ماندن تحریم‌های همه جانبه علیه صنعت هواپیمایی ایران ضربه‌های محسوسی را به این صنعت وارد کرد تا جایی که در حال حاضر نزدیک به نیمی از هواپیماهای ایران به دلیل نبود یک یا چند قطعه زمین گیر هستند و از سوی دیگر نبود هواپیماهای جدید باعث روی آوردن به هواپیماهایی شد که از نظر امنیتی شرایطی مناسبی نداشتند و بعضا به سقوط و حوادث هوایی منجر شدند.هر چند صنعت هوایی ایران با توجه به شرایط امروز خود و گذر از بیش از سه دهه تحریم‌های سخت اقتصادی بیش از هر چیز به قطعات و هواپیماهای جدید نیاز دارند اما حتی این قرارداد محدود نیز می‌تواند آغاز یک پایان بر تحریم‌های چندین ساله صنعت هوایی ایران باشد.

اقتصادآنلاین


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط hosein
کره زمین 3 روز در ماه آتی و از 21 -23 دسامبر برابر با 30 آذر، 1 و 2 دی ماه 1393 در تاریکی مطلق فرو می رود.
به گزارش مشرق، زمین از 21 تا 23 دسامبر ماه آینده ( 30 آذر تا 2 دی ماه ) به مدت سه روز در تاریکی مطلق فرو می رود، آیا این تاریکی مطلق به معنای پایان زندگی زمینیان است؟ آیا روزی که از سال های دور مبنی بر خاتمه یافتن زندگی انسان ها و مهاجرت به سایر سیاره ها پیش بینی شده بود، در ماه آتی فرا خواهد رسید؟ آخر الزمان در ماه آینده فرا می رسد!جملاتی که خواندید شایعات یا حقایقی است که در سایت های مختلفی نجومی و ستاره شناسی منتشر شده است مبنی بر اینکه در ماه دسامبر زمین به مدت 3 روز در تاریکی مطلق فرو می رود اما سرنوشت زمین پس از این 3 روز تاریکی چه خواهد شد؟ چرا زمین 3 روز در تاریکی مطلق فرو می رود؟ ناسا  نیز این جمله را تایید کرده اما به شکل دیگری!کارشناسان ناسا معتقدند زمین در 21، 22 و 23  دسامبر در تاریکی ناشی از طوفان های خورشیدی فرو خواهد رفت. "چارلز بولدن"، مدیر آژانس فضایی ناسا این خبر را تایید کرده و در ویدئوهایی که بر سایت ناسا قرار گرفته، شایعاتی مبنی بر پایان زندگی زمینیان را رد کرده  و اعلام داشته است: "زمین در تاریکی فرو می رود اما به دلیل طوفان های خورشیدی نه دلایلی مانند آخر الزمان بودن و ..."طوفان خورشیدی (یا طوفان مغناطیسی) پدیده انفجاری یا فورانی با منشا مغناطیسی در جو خورشید است که به آزاد شدن انرژی های فراوان می انجامد. به دلیل این پدیده، باد خورشیدی با سرعت و شدت بیشتری می وزد و ذرات باردار پر انرژی روانه منظومه شمسی می شوند که این ذرات به زمین رسیده و با میدان مغناطیسی بر هم کنش داشته و طوفان های خورشیدی را سبب می شوند. طوفان های خورشیدی باعت تیره شدن روز می شوند گویا شب هنگام فرا رسیده است.طوفان خورشیدی می تواند باعث قطع شدن سیستم های ارتباطاتی، مختل شدن پروازها، حرکت کشتی ها، عملکرد ماهواره ها و حتی مختل شدن فعالیت فضانوردان و ... را در برداشته باشد. امریکا یکی از کشورهایی است که با بیشترین حجم طوفان های خورشیدی روبرو است و بنا به گزارش اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا NOAA مخفف  (National Oceanic Association Administration) بیش از 1253 طوفان در بین سال های 1991 تا 2010 میلادی در امریکا به ثبت رسیده است که شدیدترین طوفان خورشیدی متعلق به کارینگتون بوده است.اما این سازمان اعلام کرده است، پیش بینی دقیق اتفاقاتی که در این سه روز به وقوع خواهند پیوست بسیار دشوار است و نمی توان پیش بینی دقیقی را برای فعالیت های خورشیدی اعلام کرد.
منبع: مهر

نوشته شده در تاريخ شنبه سوم آبان 1393 توسط hosein
فرارو- سید جمال هادیان طبائی زواره؛
 روز جمعه به اتفاق جمعی از اهالی رسانه، سی و دومین تهرانگردی احمد مسجدجامعی در منطقه 15 برگزار شد و طبق روال برنامه‌های گذشته بخش‌های جذاب و جدیدی در برداشت. دیدار با خانواده معظم شهیدان بجستانی، حضور در منزل شاعری که نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه، نهج‌الفصاحه و قانون اساسی جمهوری اسلامی را به نظم آورده بود. دیدار با جوانی که با شنای طول خلیج فارس رکورد گینس را به خود اختصاص داده بود. بازدید از مسجد حاج عبدالله که امام جماعت آن نوه مرحوم شیخ عباس قمی(صاحب کتاب مفاتیح) و مسجد محل مرحوم طیب حاج رضایی بود؛ حضور در زورخانه و تماشای هنرنمایی پهلوانان جدید و قدیم،‌ بازدید از گاراژهای بی سرو سامان اوراقچی‌ها در میدان شوش، حضور در بزرگترین کارخانه غذای آماده کشور و بازدید از عمارت تاریخی معروف به زندان هارون الرشید یا آتشکده ساسانی همه از جاذبه‌های این برنامه متنوع بود. اما آنچه بیش از همه من و جمع تهرانگردان را متأثر و متألم کرد حضور در میان مردمی بود که معضلی چون فقر با همه ابعادش چون اعتیاد، کارتن‌خوابی، سوء تغذیه، بیماری و عدم امنیت بلای جانشان شده بود. مردمی در دل بافت متراکم و فرسوده که گویی فراموش شده‌اند و حتی زباله‌های خیابانها و کوچه‌هایشان هم دیر به دیر جمع می‌شود. چراغ‌های معابرشان مدت‌هاست خاموش شده و تعویض نمی‌شود و اعتیاد و ناامنی عذابشان می‌دهد. مردمی که از سقف‌های در حال فرود آمدن بر سرشان می‌ترسند و نگران آینده فرزندانشان در این محیط ناامن و آلوده هستند.  وقتی به اصرار خبرنگاران ایسنا و فارس وارد برخی از بافت‌های منطقه 15 شدیم صحنه‌های رقت‌بار و باورکردنی را مشاهده کردیم که اگر از نزدیک نمی‌دیدیم هرگز باور نمی‌کردیم که اینجا تهران و قلب تپنده ایران اسلامی است. ما در اینجا کوچه‌های تنگ و کثیف بسیاری دیدیم که ساکنان برخی از خانه‌های آن معتادان یا موادفروشان بودند. ما در اینجا ساختمان‌های فرسوده‌ای را مشاهده کردیم که در هر اتاق آن یک یا چند نفر معتاد زن یا مرد مستأجر بودند و عجیب‌تر آنکه کودکانی گاه 5 یا 6 ساله در کنار مادر یا پدر معتاد و در حال مصرف مواد، بازی می‌کردند و قاعدتا در این سن یا اعتیاد دارند یا در حال گرفتار شدن به این بلای خانمان سوزند. کارتون‌خواب‌هایی را دیدیم که در کوچه‌ها، پارک‌ها و حتی کف جوی‌های پر از کثافت و آلودگی روز را به شب و شب را به روز می‌رسانند و گاه در اثر سرما، گرما یا فشار آب در داخل جویها و مسیل‌ها جان می‌دهند. کودکان و نوجوانان بسیاری که در این مکان‌های فاسد در حال بازی با سرنگ آلوده والدین معتادشان هستند و زنان و دختران بیچاره‌ای که از ترس گرفتار شدن به دام اراذل جرئت خروج از خانه را ندارند.  


چندهزار خانه فرسوده سی چهل متری در این منطقه در حال فروریختن بر سر ساکنانشان هستند و با کوچکترین لرزه‌ای فاجعه خواهند آفرید. نه قابل تجمیع‌اند و نه قابل ساخت چون پس از عقب‌نشینی چیزی برای ساخت باقی نمی‌ماند، مضاف بر آنکه وضعیت معیشتی ساکنان آن آنقدر ضعیف است که قادر به ساخت و ساز نیستند. این معضل اینقدر وسیع است که بعید به نظر می‌رسد در کوتاه‌زمان نه تنها از دست شهرداری بلکه از دست هیچ نهادی کاری برآید. در این میان آنچه بیش از همه آزار دهنده است مشهود بودن همزمان چنین معضلاتی در یک منطقه شهری آن هم در قلب شهر مدرنی چون تهران است. خیلی عجیب است که به قول ما در ام‌القرای جهان اسلام که مهم‌ترین شعار انقلابی‌اش عدالت اجتماعی است عده‌ زیادی از شهروندان در فقر و فلاکت می‌‌سوزند و عده‌ای دیگر چند کیلومتر آن طرف‌تر با ثروت‌اندوزی و زندگی تجمل‌آمیز شهره خاص و عام شده‌اند. این صحنه‌ها آنقدر مرا متأثر کرد که آن شب به سختی خوابم برد. با خود می‌اندیشم تا کنون چند نفر از دولتمردان به این مناطق سر زده‌اند و برای حل این معضلات اهتمام به بسیج ملی و تحریک اراده حاکمیت داشته‌اند؟ به این فکر می‌کردم که نقش نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر چقدر در حل این معضلات اثر دارد؟ آیا وجدان عمومی بیدار است؟ آیا مسئولان دغدغه این مردم کوخ‌نشین را دارند یا خیر آنها را از یاد برده‌اند؟ به نظر می‌رسد برای اهتمام به حل این معظلات دو گام اساسی ضروری است: نخست آنکه معمولاً چنین معضلاتی در نقاط پر جمعیت اتفاق می‌افتد و یکی از آثار شهرنشینی لجام‌گسیخته و بدون برنامه است. از این رو تغییر پایتخت سیاسی با لحاظ شرایط آن زمینه حل بسیاری از معضلات اجتماعی و اقتصادی را در کشور فراهم خواهد کرد.  همواره افسوس می‌خورم که نمایندگانمان در مجلس و شورای شهر تهران به بهانه هزینه‌دار بودن انتقال پایتخت از انجام این مهم جلوگیری کرده‌اند با اینکه به هزار و یک دلیل تغییر پایتخت سیاسی هیچ هزینه‌ای ندارد چنانکه مالزی، کره جنوبی، پاکستان، قزاقستان، ترکیه، آلمان و برزیل در چند دهه گذشته اقدام به تغییر مرکز سیاسی کردند و موفق نیز بودند. ما نیز می‌توانیم مرکز سیاسی را با لحاظ شرایط کشورمان به نقطه‌ای مناسب انتقال دهیم و به‌تدریج انطباق مراکز سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و جمعیتی را بشکنیم و در سراسر کشور توزیع کنیم. تحقیقاً هزینه انتقال مرکز سیاسی از هزینه‌های متنوع و متعدد خدماتی، عمرانی، بهداشتی درمانی، امنیتی و قضایی اداره شهر بزرگی چون تهران در یک سال کمتر خواهد بود.  دوم آنکه فرهنگ عمومی در کشور ما ضعیف است و این موضوع ریشه‌های تاریخی دارد و باید برای نجات آن برنامه داشت. نکته مهمی که همواره از آن غافل بوده‌ایم و همواره وضع را بدتر کرده‌ایم. بسیاری از معضلات امروزی در جامعه ما ناشی از شکاف‌های عمیق و در حال گسترش در فرهنگ‌عمومی است. فرهنگی که جانمایه و قوام‌بخش زندگی در بطن جامعه است و اگر خللی به آن وارد شود نتایج آن تا نسل‌های نسل یک جامعه را همراهی خواهد کرد. جامعه شهری از فقر فرهنگ عمومی در عذاب و زمینه معضلات پیش‌گفته را فراهم آورده است. امیدوارم دولتمردان و تصمیم‌سازان نظام جمهوری اسلامی هر چه زودتر متوجه فاجعه‌ای که در زیر پوست این شهر در حال رخ دادن است بشوند و برای آن چاره‌ای بیندیشند. تصویر آن کودکان معصوم، کنار پدران و مادران معتاد، چنان در ذهنم حک شده که آرام و قرار ندارم و نمی‌توانم بخوابم و از اینکه در شهری زندگی می‌کنم که بخش زیادی از مردم آن در فقر و دست به گریبان با مشکلات متعدد زندگی می‌کنند و بخش قلیلی در اوج ثروت و رفاه‌اند، سخت متأثر و متأسفم.

نوشته شده در تاريخ شنبه سوم آبان 1393 توسط hosein

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی از آیت‌الله العظمی یوسف صانعی عیادت کرد.

 

به گزارش ایسنا، جماران با اعلام این خبر و انتشار عکسی از این عیادت، نوشت: «در پی بیماری آیت‌الله شیخ یوسف صانعی از مراجع عظام تقلید، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی با حضور در یکی از بیمارستان‌ ها از ایشان عیادت و با کسب اطلاع از مراحل درمانی، برای سلامتی ایشان دعا کرد. آیت‌الله العظمی شیخ یوسف صانعی از مراجع عظام تقلید روز دوشنبه به دلیل خونریزی گوارشی در بیمارستان قائم (عج) رشت بستری شده بود.»

عیادت خاتمی از آیت‌الله صانعی

همچنین صبح امروز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در بیمارستان از وی عیادت کرد.به گزارش فارس به نقل از روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پی بستری شدن آیت الله یوسف صانعی ،صبح امروز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در بیمارستان از وی عیادت کرد. در این ملاقات آیت الله هاشمی رفسنجانی ضمن سلام و احوالپرسی،از نزدیک در جریان مداوای آیت الله صانعی قرار گرفت و از درگاه خداوند برای ایشان آرزوی تندرستی و سلامت کامل کرد.

عیادت هاشمی رفسنجانی از آیت الله صانعی

نوشته شده در تاريخ شنبه سوم آبان 1393 توسط hosein

گفتاری به بهانه درگذشت یکی از چهره های رده اول انقلاب

آیت الله مهدوی کنی در 15 برش از تاریخ جمهوری اسلامی

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی را تنها نمی توان با عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری معرفی کرد. زیرا در تاریخ 36 ساله جمهوری اسلامی در هر واقعه مهم نام و نقش و نشانی از او می توان یافت. در این گفتار 15 برش آمده است.

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- آیت الله محمدرضا مهدوی کنی را که صبح سه شنبه 29 مهرماه 1393 درگذشت، تنها نمی توان با عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز معرفی کرد. زیرا در تاریخ 36 ساله جمهوری اسلامی در هر واقعه مهم نام و نقش و نشانی از او می توان یافت. این پیشینه را البته باید فراتر برد و از پیش از انقلاب یاد کرد که امامت مسجد جلیلی - در حوالی میدان فردوسی تهران- را برعهده داشت و به تناوب دستگیر و آزاد می شد. نهادها و اتفاقاتی که نام مرحوم مهدوی کنی یا نقشی از او بر جای مانده از این قرارند:

1- شورای انقلاب؛ آیت الله مهدوی کنی از اعضای هسته مرکزی شورای انقلاب به حساب می آمد. او در کنار آیت الله خامنه ای، مرتضی مطهری، طالقانی، بهشتی، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی و باهنر طیف روحانیون شورای انقلاب را تشکیل می دادند که با طیف غیر روحانی و بعضا مشهور به لیبرال مانند مهندس بازرگان، بنی صدر و عزت الله سحابی رابطه نزدیکی داشت.

2-کمیته انقلاب اسلامی؛ نخستین نهادی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی قبل از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاسیس شد «کمیته مرکزی انقلاب اسلامی» بود که در غیاب شهربانی و پلیس فرو پاشیده و از هم گسسته رژیم پهلوی امنیت شهرها را بر عهده گرفت. به گفته علی مطهری و به نقل از شهید مطهری، امام، حکم فرماندهی اولین نهاد انقلابی را ابتدا به نام آیت الله لاهوتی صادر کرده بود و قصد امضا داشت که استاد مطهری امام را بر حذر می دارد و از امکان نفوذ مجاهدین خلق در کمیته ها می گوید و در پی آن حکم خطاب به مهدوی کنی صادر می شود. آیت الله تا پایان کمیته ها فرماندهی کل را بر عهده داشت. بعد تر کمیته و شهربانی و ژاندارمری در هم ادغام شدند و نیروی انتظامی تشکیل شد.

3-حزب جمهوری اسلامی؛ او دعوت موسسین این حزب را رد کرد و حاضر به عضویت در حزب جمهوری اسلامی نشد زیرا معتقد بود روحانیت فراتر از احزاب است و نباید خود را درون روابط حزبی محدود کند. از این رو روحانیون شورای انقلاب به دو دسته تقسیم می شدند: جناح حزب جمهوری اسلامی شامل 5 موسس و جناح غیر حزبی که مطهری و طالقانی و مهدوی کنی در آن زمره بودند. با همین تفکر او هیچ گاه حاضر نشد برای جامعه روحانیت مبارز تقاضای مجوز کند و هر چند این تشکل حضور فعالی در عرصه های سیاسی و انتخاباتی داشت اما آن را حزب نمی دانست و می گفت: به وظایف مرتبط با روحانیت عمل می کنیم.

4-اشغال سفارت آمریکا؛ در جریان واقعه 13 آبان 1358 تقریبا تمام شخصیت ها و گروه های سیاسی از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام،حمایت کردند. حتی نهضت آزادی ایران که دولت را از دست داده بود با قلم عزت الله سحابی بیانیه ای صادر کرد و دبیر کل جبهه ملی که متهم به رابطه با آمریکا بود نیز در مصاحبه با روزنامه اطلاعات اصل کار را تایید کرد. از آیت الله مهدوی کنی اما نقل شد که اقامه نماز در حیاط سفارت را درست ندانست و گفت: این زمین غصبی است. جمله ای که موجب طعنه هایی در سال های آتی شد.


5- اولین انتخابات ریاست جمهوری؛ در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری جامعه روحانیت مبارز- تشکل متبوع آیت الله- رسما از کاندیداتوری ابوالحسن بنی صدر حمایت کرد. در حالی که حزب جمهوری اسلامی جلال الدین فارسی را معرفی کرده بود که به خاطر افشای افغان بودن تبار او از ادامه رقابت بازماند و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم از دکتر حسن ابراهیم حبیبی حمایت کرد.

6- شورای نگهبان؛ در ترکیب اولین دوره شورای نگهبان نام آیت الله مهدوی کنی نیز دیده می شود. هر چند اندکی بعد به خاطر قبول مسوولیت وزارت کشور از شورای نگهبان خارج شد و دیگر به این نهاد بازنگشت. در وزارت کشور برادر خود - مرتضی قاموس - را که وکیل دادگستری بود به عنوان معاون حقوقی انتخاب کرد. برادر دیگر آیت الله (باقری کنی) نیز نام خانوادگی متفاوتی داشت.

7- واقعه 14 اسفند 1359؛ در جریان مراسم سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق در دانشگاه تهران، ابوالحسن بنی صدر اولین رییس جمهوری ایران آشکارا در مقابل جریان خط امام قرار گرفت و پروسه ای شروع شد که کمتر از4 ماه بعد به عزل او انجامید. رهبر فقید انقلاب برای حل مناقشه یک کمیته سه نفری تشکیل داد تا یک نفر به نمایندگی از جانب رییس جمهوری، یکی از طرف روسای دو قوه دیگر و نخست وزیر و سومی هم از سوی خود ایشان انتخاب شود. نماینده امام در این هیات، آیت الله مهدوی کنی بود. دو عضو دیگر آیت الله اشراقی (ازطرف بنی صدر) و آیت الله محمد یزدی (از جانب دکتر بهشتی و هاشمی و رجایی) بودند. کار این هیات البته به نتیجه نرسید و قبل از بررسی طرح عدم کفایت رییس جمهوری در مجلس شورای اسلامی متوقف شد.

8- نخست وزیران؛ در فهرست نام نخست وزیران ایران، محمد رضا مهدوی کنی نیز دیده می شود که در شهریور و مهر 1360 نخست وزیر بود ولی برخی به اشتباه از او به عنوان نخست وزیر موقت یاد می کنند. حال آن که موقت نبود و قرار گرفتن بین دو رییس جمهوری این ذهنیت را ایجاد کرده است.

9- نامزدی ریاست جمهوری؛ مهدوی کنی برای سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شد اما حزب جمهوری اسلامی ترجیح داد اگر بنا بر ریاست جمهوری یک روحانی است آن روحانی دبیر کل حزب باشد که آیت الله خامنه ای بود. او سرانجام انصراف داد و کنار رفت.

10- دانشگاه امام صادق(ع)؛ پس از نخست وزیری آیت الله وقت خود را در «جامعه الامام الصادق» صرف کرد. کلنگ احداث این مجموعه در محل سابق شعبه دانشگاه هاروارد در منطقه سعادت آباد را آیت الله منتظری و در زمان تصدی امامت جمعه تهران بر زمین زد و خود به عضویت هیات امنا درآمد. اما پس از عزل از قائم مقامی رهبری، آقای منتظری از این مجموعه که دیگر عنوان دانشگاه گرفته بود، کنار گذاشته شد و تا پایان به این امر معترض بود. آیت الله مهدوی کنی در دفاع می گفت پس از قطع ارتباط ایشان با نهاد ولایت فقیه امکان ادامه عضویت نبوده است.

11- مجلس سوم ؛ در آستانه انتخابات مجلس سوم امام در پیامی تعبیر اسلام آمریکایی را به کار برد که در فضای خاص آن زمان این گونه تلقی شد که رهبر فقید انقلاب جناح راست را متهم کرده و به پیروزی قاطع چپ سنتی در انتخابات مجلس انجامید. آقای مهدوی کنی در خاطرات خود آورده است که نزد امام رفته و گله کرده و از ایشان خواسته اگر آنان را آمریکایی نمی دانند مکتوبی بنویسند و امام پاسخ می دهند منظور شان آنان نبوده اما مکتوب نخواهند کرد چون در فضای انتخابات اثر می گذارد.
12- ارتحال امام خمینی؛ در روزهای درگذشت رهبر فقید انقلاب در خرداد 1368 آیت الله در خارج از کشور (انگلستان) به سر می برد و در حال درمان بود. از این رو در فهرست احتمالی گزینه های رهبری مطرح نشد. طبعا نقش ویژه ای نیز نتوانست ایفا کند اما در برگشت و پس از انتخاب آیت الله خامنه ای و تا پایان عمر از هیچ تایید و حمایتی فروگذار نکرد.

13- دوم خرداد 76؛ در انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 دو رقیب اصلی علی اکبر ناطق نوری و سید محمد خاتمی بودند. اما در واقع رقابت میان جامعه روحانیت مبارز به دبیر کلی محمد رضا مهدوی کنی و مجمع روحانیون مبارز به دبیر کلی مهدی کروبی بود. روزنامه ابرار روز چهارشنبه 31 اردیبهشت 1376 تمام نیم صفحه بالای خود را با تیتر درشت به نقل این جمله مهدوی کنی اختصاص داد: «حدس می زنم نظر مقام معظم رهبری آقای ناطق نوری است» اما آیت الله خامنه ای در سخنانی که پس از بخش خبری ساعت 14 تلویزیون در همان روز پخش شد تصریح کردند هر یک از 4 کاندیدا که رای بیاورند مورد حمایت ایشان خواهند بود و نگرانی های حامیان خاتمی رفع شد.

حمایت تمام قد مهدوی کنی از ناطق نوری با شکست این نامزد در دوم خرداد 76 تصویر یک منتقد دولت اصلاحات را از آیت الله ترسیم کرد. هر چند خود خاتمی احترام نگاه می داشت و آیت الله نیز فاصله خود از رادیکال ها را معمولا حفظ می کرد. مهندس سحابی نیز در سرمقاله «ایران فردا» با عنوان « نه» بزرگ، مواردی را متوجه آیت الله مهدوی کنی کرد که چون حاضر به پس گرفتن و تکذیب آنها نشد مهدوی از سحابی شکایت کرد و یکی از دادگاه های تاریخی مطبوعات رقم خورد که یک عضو سرشناس و ارشد شورای انقلاب از عضو مشهور دیگر شکایت می کرد.

14- مجلس خبرگان رهبری؛ آیت الله هیچ گاه نامزد هیچ انتخاباتی نشد (بدون احتساب انصراف از کاندیداتوری ریاست جمهوری) مگر در انتخابات میان دوره ای دوره جاری مجلس خبرگان رهبری که به خبرگان راه یافت و پس از مدتی ریاست آن را در اختیار گرفت تا سومین رییس مجلس خبرگان (پس از مرحوم مشکینی و هاشمی رفسنجانی) باشد. اما برای این که تصور نشود در پروژه حذف هاشمی از مناصب عالی پس از حوادث 88 شرکت کرده این تعبیر را به کار برد: « آقای هاشمی ریاست مجلس خبرگان را به من تفویض کردند». چون هاشمی کاندیدای ریاست نشده بود.آقای مهدوی معتقد بود نظارت خبرگان بر رهبری نه استطلاعی است نه استصوابی بلکه نظارت «حراستی» است یعنی از جایگاه رهبری حراست می کند.

15- انتخابات اخیر ریاست جمهوری؛ با این که حسن روحانی از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و طبعا روحانی بود آیت الله و این تشکل از نامزدی او حمایت نکردند چرا که از 88 به بعد در جلسات آن شرکت نمی کرد. نامزد مورد حمایت آیت الله، دکتر ولایتی بود هر چند این شایعه هم درگرفت که در روزهای آخر از او خواسته بودند به نفع سعید جلیلی کنار برود که نپذیرفت. آقای مهدوی کنی در پیام تبریک خود به رییس جمهور روحانی قید «مشروط» را آورد تا روشن شود ادعای اصلاح طلبان که روحانی به آنان نزدیک تر است تا خاستگاه خود، گزاف نبوده است.نقش آیت الله محمد رضا مهدوی کنی در انقلاب و تاسیس جمهوری اسلامی اما بی گمان محدود به 15 برش پیش گفته نیست. بی هیچ تردید و اغراقی آن مرحوم را می توان و باید یکی از چهره های رده اول دانست که نام او با تاریخ جمهوری اسلامی گره خورده است.
 
عصر ایران

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 توسط hosein

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 توسط hosein

کابینه آیت‌ الله مهدوی کنی در سال 60 +عکس

آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی از ۱۱ شهریور تا ۷ آبان ۱۳۶۰ نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران بود.
در پی بمب‌گذاری در دفتر نخست‌وزیری در ۸ شهریور همان سال به دست منافقین و شهادت محمدعلی رجایی، رئیس‌جمهور و دکتر محمدجواد باهنر نخست‌وزیر، شورای موقت ریاست‌جمهوری به عضویت آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس و آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس دیوان عالی تشکیل شد.برای انتخاب نخست‌وزیر نام مهندس سید محمد غرضی، سید علی‌اکبر پرورش (که اعضای حزب جمهوری اسلامی بیشتر موافق با او بودند) و آیت‌الله مهدوی کنی (که نمایندگان مجلس عمدتاً با او موافق بودند) مطرح بود که نهایتاً شورای ریاست‌جمهوری در ۱۰ شهریور آیت‌الله مهدوی کنی را که عهده‌دار سمت وزارت کشور در کابینه شهید باهنر بود به نخست‌وزیری برگزید. وی در ۱۱ شهریور ۱۳۶۰ کابینه خود را تشکیل داد و وزرا را به مجلس معرفی کرد. همه پست‌ها مشابه کابینه شهید باهنر بود، تنها حجت‌الالسلام علی‌اکبر ناطق نوری جایگزین مهدوی کنی در وزارت کشور شده و برای پست وزارت راه هادی نژادحسینیان معرفی شد. کابینه با ۱۷۰ رأی موافق، ۱۳ رأی ممتنع و ۴ رأی مخالف رأی اعتماد گرفت.

دولت آیت‌الله مهدوی کنی پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به ریاست جمهوری و معرفی مهندس میرحسین موسوی به‌عنوان نخست وزیر در ۷ آبان ۱۳۶۰ به فعالیت خود خاتمه داد.

اعضای کابینه

1- علی اکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش 2- معادیخواه وزیر ارشاد اسلامی 3- حسین نمازی وزیر اقتصادی و دارایی 4- میر حسین موسوی وزیر امور خارجه 5- حبیب الله عسگری اولادی مسلمان وزیر بازرگانی 6- هادی منافی وزری بهداری 7- مرتضی نبوی وزیر پست و تلگراف و تلفن 8- سید محمد اصغری وزیر دادگستری 9- سید موسی نامجو وزیر دفاع 10- هادی نژاد حسینیان وزیر راه و ترابری 11- مصطفی هاشمی خراسگانی وزیر صنایع 12- محمد علی نجفی وزیر فرهنگ و آموزش عالی 13- محمد میر محمد صادقی وزیر کار و امور اجتماعی 14- سلامتی وزیر کشاورزی 15- سید کمال الدین نیک روش وزیر کشور 16- شهاب گنابادی وزیر مسکن و شهرسازی 17- بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی 18- محمد تقی بانکی وزیر مشاور و سرپرست سازمان برنامه و بوجه 19- محمود روحانی وزیر مشاور و سرپرست سازمان بهزیستی 20- سید حسین موسویان وزیر مشاور و سرپرست شرکت ملی فولاد ایران 21- محمد غرضی وزیر نفت 22- حسن غفوری فرد وزیر نیرو.
 
عصرایران
اکونومیست
و اما همه چیز می گذرد .. آه ای دنیای پر رمز و راز ..
سرانجام آیه الله مهدوی کنی پس از شرکت در مراسم سالروز امام خمینی در چهاردهم خرداد امسال و مراجعت به خانه دچار کسالت شد و متعاقب آن به کما رفت و تا امروز در بیمارستان بستری بود و صبح امروز به لقاء حق پیوست. زندگی تشکیل شده است از نگاه انسان با انسان همنوع و تشکیلاتی مهمتر بنام خاطره و همیشه ایشان اغلب دوست داشتی بود و این دوستی هاست که سودمند است.برای شادی روح آن انسان متواضع و با صداقت و یار امام و رهبری و یاور انقلاب و شهیدان همواره دعا می کنیم.  ح محمدی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مهر 1393 توسط hosein

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393 توسط hosein


رویترز: ميخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، هشدار داده رهبران غرب و ولادیمیر پوتین جهان را به سمت نوع جدیدی از جنگ سرد می‌کشانند.جنگی که گورباچف مدعی است با کمک او ربع قرن پیش پایان یافته بود. گورباچف که به‌تازگی در بیمارستان بستری شده بود، در مصاحبه با یک روزنامه از رویارویی پیش‌آمده بر سر مساله اوکراین ابراز نگرانی کرده است.





گورباچف در گفت‌وگو با روزنامه روسیسکایا گاتزتا:
جنگ سرد جدیدی در حال شکل‌گیری است


او گفت این موضوع باعث شد آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم‌هایی را علیه روسیه وضع کنند و در مقابل مسکو نیز واردات بسیاری از مواد غذایی از غرب را ممنوع اعلام کرد. میخائیل گورباچف آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی که حالا ۸۳ سال دارد در مصاحبه با روزنامه روسی روسیسکایا گفت: «به‌عنوان قدم اول، باید منطق اتهام‌زنی و تحریم کردن کنار گذاشته شود. نباید دوباره به سمت یک جنگ سرد جدید کشیده شویم. این تهدیدی مشترک علیه امنیت ماست که هنوز از بین نرفته است.»
مصاحبه اخیر این رهبر سابق بلوک شرق حرف‌هایی معتدل بود در میان بسیاری از رسانه‌های طرفدار کرملین در مسکو که معمولا ایالات متحده را به‌عنوان خطری برای بی‌ثباتی روسیه معرفی می‌کنند. او معتقد است در صورت ادامه این روند اختلافات، چالش‌های مشترک بیشتری پیش روی شرق و غرب خواهد بود.او با نام بردن از ابولا و گروه «داعش» به‌عنوان خطراتی که جهان را تهدید می‌کنند، افزود: «این مسائل می‌تواند دو طرف اختلاف را به هم نزدیک‌تر کند.» رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق در این مصاحبه با اشاره به نزدیک شدن به بیست و پنجمین سالگرد سقوط دیوار برلین در نهم نوامبر تصریح کرد: «در رویارویی با چالش‌های مشترک، ما می‌توانیم به زبان واحدی دست پیدا کنیم. این کار آسانی نخواهد بود، اما چاره دیگری نیست.» سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ میلادی، از آنجا شروع شد که حکومت کمونیستی شوروی به رهبری آقای گورباچف تصمیم گرفت دموکراسی‌سازی را به‌عنوان یک اصل در کشورهای اروپای شرقی تحت نفوذ خود دنبال کند. سخنگوی بنیاد گورباچف در مسکو گفته قرار است او برای یادبود روز سقوط دیوار برلین به پایتخت آلمان سفر کند.میخائیل گورباچف در بیشتر زمان بحران اوکراین اظهارنظری نکرده بود. بحرانی که در آن روسیه شبه‌جزیره کریمه در دریای سیاه را ضمیمه خاک خود کرد و اتهاماتی نیز در مورد ارسال سلاح و نیروی نظامی برای تجهیز جدایی‌طلبان طرفدار روسیه در شرق اوکراین متوجهش شد. دولت روسیه این اتهامات را رد کرده و پوتین روز جمعه به آمریکا هشدار داد: «یک منازعه میان قدرت‎های هسته‌ای» می‌تواند جهان را بی‌ثبات کند.گورباچف به دلیل اصلاحات دموکراتیک‌اش که باعث فروپاشی مسالمت‌آمیز کمونیسم در اروپای شرقی و اتحاد آلمان شرقی و غربی شد، در سال ۱۹۹۰ جایزه نوبل صلح را به خود اختصاص داد. او به همین دلیل در غرب از احترام ویژه‌ای برخوردار است، اما در روسیه اقبال عمومی چندانی ندارد. چرا که بسیاری او را به خاطر فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و هرج و مرج‌های ناشی از آن سرزنش می‌کنند. او امسال به‌تازگی به دلیل نقش‌اش در پایان دادن به دوران ابرقدرتی شوروی به خیانت متهم شده است. گورباچف و دیگر مقامات عالی‌رتبه شوروی سابق براساس یک درخواست هفت صفحه‌ای برای تحقیق که توسط قانون‌گذاران روسیه تهیه و به دادستان عالی کشور ارسال شده، متهم شده‌اند با سرپیچی از قانون، مردم را به سمتی هدایت کرده‌اند که اجازه دهند جمهور‌ی‌خواهان از شوروی اعلام استقلال کنند و با این کار باعث فروپاشی آن شوند. گورباچف این درخواست را یک حرکت تبلیغاتی قلمداد کرده و گفته است هیچ اتهامی در این خصوص متوجه او نیست.

دنیای اقتصاد


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 توسط hosein

بعد از شرکت در کنفرانس افق نو در تهران

ایران از زبان "کالب تی ماوپین" خبرنگار آمریکایی

من به ‌عنوان شخصی که در نیویورک زندگی می‌کند، به این کنفرانس مهم آمدم چراکه صهیونیسم را به عینه لمس کرده‌ام و از آن بیزارم. صهیونیسم برابر است با نژادپرستی؛ صهیونیسم همان ایدئولوژی ساکنان سفیدپوست تازه‌ازراه‌رسیده و استعمارگری است که قربانیانشان را دون پایه و حقیر می‌شمارند. صهیونیسم برابر است با نفرت؛ صهیونیسم یعنی "انسان‌زدایی" و سرکوب مردم به خاطر عقاید مذهبی یا قومیت‌شان. آن‌چه در ایران دیدم با آن‌چه در رسانه‌های آمریکایی از ایران به تصویر کشیده می‌شود، زمین تا آسمان فرق داشت. ایران یک کشور توتالیته و آخوندسالار نیست. ایرانیانی را می‌دیدم که علناً و آزادانه از دولت و مسئولین گلایه می‌کردند. ایران کشور مالامال از مردم سزاوار نفرت و غضبناک نیست، بلکه تشکیل شده از مردمانی که همان‌چه ما می‌خواهیم می‌خواهند؛ یعنی یک زندگی ساده و آرام به همراه خانواده.انقلاب اسلامی از رهگذر یک انقلاب قهرمانانه که یک ظالم وحشی تحت حمایت آمریکا را به زیر کشید، پایه‌گذاری شد. هرچند دولت ایران، اسلامی است اما سایر ادیان دیگر نظیر یهودیت، مسیحیت و زرتشتی نیز اجازه فعالیت دارند. دولت این مذاهب را سرکوب نمی‌کند، درعوض ادیان یکتاپرست آزادانه حضور داشته و مورد احترامند.رسانه‌های آمریکایی وضعیت حقوق زنان در ایران را وخیم جلوه می‌دهند، اما این فرافکنی‌ها صحنت ندارد. در همین همایشی که بنده در آن شرکت کرده بودم، زنان نقش عمده‌ای ایفا کردند. بیش از 60 درصد پذیرش دانشگاه‌ها را در ایران زنان تشکیل می‌دهد، هم‌چنین بانوان ایرانی در ارتش نیز حضور دارند، طوری‌که یکی از زنان دارای درجه سرتیپی ارتش است.برعکس نیویورک، تهران مملو از بیلبوردهای تبلیغاتی نیست که تصاویر برهنه و مستهجنی از زنان برای فروش کالا به نمایش می‌گذارند. با هرزه‌نگاری و پورنوگرافی تلوزیون و سینما که از هالیوود می‌آید، از طریق سینمای و رسانه ایرانی مورد حمایت دولت مبارزه می‌شود. سینمای ایران مروج ارزش‌هایی هم‌راستا با انقلاب اسلامی است.


مشرق


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 توسط hosein

 با توجه به فتنه بزرگ 88 آیا شده مردم از شما بپرسند دو نفری که از شورای نگهبان تائید شدند و عامل فتنه بودند به چه دلیل تائید شدند؟

 من اینجا بحث زیادی دارم. این افراد به اتفاق آرا تائید نشدند و اختلاف رای وجود داشت؛ تائید این فرد بر اساس اکثریت رأی بود؛ اتفاق نبود بلکه اکثریت بود. همان موقع نیز عده ای نظر مخالف داشتند منتهی اکثریت رأی دادند. دوم این که مبنای رای اکثریت این بود که از این افراد سابقه ای آن چنانی نداشتیم. مسائلی که بعد پیش آمد قبلا سابقه این چنینی نبود که دلیل بر رد صلاحیت باشد. زمان آقای موسوی و کروبی سوابقی که از آن ها سلب صلاحیت کند و نشان بدهد که شرایط موجود در قانون اساسی را ندارند، ما نداشتیم. طبیعی است این افراد مانند بقیه تائید شوند؛ برخی مسائلی در جنب کار وجود داشت که نمی خواهم متعرض شوم.

به هر حال این اتفاقات بعد آمد و بعد هم ما ناراحت شدیم که چرا این ها را تأیید کردیم. اما نمی توانستیم تأیید هم نکنیم. اگر تائید نمی کردیم خود این ها و دیگران اعتراض می کردند که به چه دلیلی این ها را تأیید نکردید در حالی که شرایط موجود در قانون اساسی را دارا بودند؛ به اعتراض آن ها نمی توانستیم جواب روشنی بدهیم.

 برخی عنوان می کنند به چه دلیل این دو نفر در حصر هستند و نظام دوست دارد فقط یک نظام در رابطه با فتنه شنیده شود و این ها بیرون بیایند. شما چه پاسخی در این خصوص دارید؟

 این گونه افراد نه درک سیاسی دارند و نه درک انقلابی دارند و نه در امام و رهبر تسلیم هستند. این امر را به صراحت عنوان می کنم که این مشکلات را دارند. این گونه افراد این مسئله را که عوام الناس کوچه بازار ما دریافتند درک نکردند و آن این که حرکت آن ها با حمایت و پشتیبانی جدی آمریکا و اسرائیل بوده است.

اسرائیلی ها یکی از حرف هایی که گفتند این بود که حرکت سبز این افراد از سرمایه های بزرگ ما است. این عین مطالبی است که اسرائیلی ها گفتند و اسناد این مسائل موجود است؛ بعد هم حرکتی که شد به عنوان تقلب مطرح کردند که دروغ محض هم بود باید برای همین ادعا مجازات می شدند یعنی اگر باقی مسائل را در نظر نگیریم اما این دو نفر باید برای ادعای تقلب در انتخابات که دروغ محض بود مجازات می شدند.

دادگاه باید این ها را احضار کند و بگوید دلیل تقلبی که می گویید چیست دلیل اذعای تقلب در انتخابات را از این دو نفر جویا می شد؛ شما دارید نظام، شورای نگهبان، وزارت کشور، هیات اجرایی را متهم می کنید ادعای تقلبتان چه بوده است.
بعدش هم دو چیز مشخص شد؛ یکی این که از بیرون کشور حمایت می شدند و دلایل فراوانی مبنی بر این امر وجود دارد؛ دیگر این که در خیابان ها خود را نشان دادند؛ در خیابان ها مسجد به آتش کشیدند، عکس امام (ره) را پاره کردند، این ها گفتند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر دادند، در خصوص ولایت فقیه اعلام نظر منفی کردند، و ضد ولایت فقیه فقاهتشان را اعلام کردند. آدم کشتند آتش سوزی کردند و یک نقطه سفید ندارند و همه کارنامه‌شان سیاه است. مسئله براندازی نظام بود به اسم تقلب. بعضی این‌ها که نام نمی خواهم ببرم و افرادی بودند که زندان بودند و بعد آزاد شدند و الان هم آزاد هستند و در تشکیلات ریاست جمهوری قبلی هم بودند خودشان گفتند این تقبل رمز حرکت ضد انقلابی ما بود.

بر سر این عوامل منت گذاشته شده است؛ اگر بنا به محاکمه این ها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آن ها صادر نمی کرد؛ در هیچ کشوری با افرادی که در مقابل نظام می ایستند( نه در مقابل رئیس جمهور یا وزیر یا قاضی بلکه در مقابل نظام ایستادند)این گونه رفتار نمی شود؛ بنابراین منت سرشان گذاشتند و به هر دلیل که هر اسمی رویش بگذارند از جمله به دلیل لطف و مهربانی اسلامی تخفیف قائل شدند. و الا هر جای دیگر این ها را درجا اعدام می کردند.
زمانی که ما در دادگاه انقلاب فعالیت می کردیم، بعضی را شک می کردیم که باید اعدام کنیم یا نه امام (ره) می فرمودند در خصوص کسی که جرم او مسلم است نباید معطلش کرد؛ زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند قاضی پرسید اسمت چیست جواب که داد دستور اعدام او را صادر کردند چرا که جرم وی مسلم بود؛ تنها نیاز به شناسایی بود که فرد را اشتباهی نیاورده باشند. نظر امام این گونه بود. این گونه باید همان موقع اعدام می شدند اما نشدند.

من تعجب می کنم از این ها که این حرف ها را می زنند. چرا این ها سوال نمی کنند دو نفر دیگر از سران فتنه باید آزاد باشند؟ یکی از آن ها که همین طور دارد راه می رود  و زیرآبی می رود و راه دو نفر دیگر را ادامه می دهد. باید اعتراض شود که چرا این افراد دستگیر نشدند نه این که چرا آن دو نفر در حصر هستند. این اعتراض به جا است و حق هم هست و جوابی ندارد.

یکی دیگر از سران فتنه هم به من گفتند بیست هزار صفحه پرونده دارد و جرم او هم واضح واضح است و مدتی فراری بود،و بعد هم برگشت. چرا این تا حالا مونده است. اعتراض به این مسائل به جا و درست است؛ خدا می داند رسیدگی به این پرونده تا چه زمانی قرار است ادامه یابد. تا زمان ظهور ادامه پیدا می کند.

 

منبع: اعتدال

 

روز شنبه علی مطهری نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای سرگشاده به آیت‌الله جنتی سخنان وی در مورد حصر و اعدام آقایان موسوی و کروبی را فاقد توجیه قانونی، شرعی، اخلاقی و خلاف اصول متعدد قانون اساسی عنوان کرده است.


 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و ششم مهر 1393 توسط hosein
کوچک‌ترین پسر جو بایدن به دلیل مثبت شدن آزمایش استفاده از کوکائین از نیروی دریایی اخراج شد. خبر اخراج جانتر بایدن را نخستین بار روزنامه وال استریت ژورنال روز پنجشنبه منتشر کرد.
اخراج پسر معاون رئیس جمهور آمریکا از ارتش
 
به گزارش اسوشیتد پرس، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد هانتر بایدن بهمن ماه پارسال از بخش ذخیره این نیرو اخراج شد. وی کمتر از یک سال بود که به عنوان کارمند بخش روابط عمومی در این بخش کار می‌کرد. نیروی دریایی با استناد به مقررات حفظ حریم شخصی از اعلام دلیل اخراج هانتر بایدن خودداری کرد. هانتر بایدن در بیانیه‌ای گفت عمیقاً متاسف و خجل هستم که کارهایم منجر به اخراج من شد. دفتر معاون رئیس جمهور در این زمینه اظهار نظر نکرده است. با این حال، منابع آگاه می‌گویند هانتر بایدن که ۴۴ ساله است، به دلیل مثبت شدن آزمایش مواد مخدر اخراج شد.
24

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم مهر 1393 توسط hosein

5 روز از فیلتر شدن سایت انتخاب می‌گذرد

5 روز از فیلتر شدن این سایت پربیننده می گذرد و خبری از واکنش مقامات دولتی نیست، دولتی که همین سایت خبری در شمار حامیان تمام عیارش بود.

به گزارش گیل خبر ، سایت انتخاب یکی از مهمترین رسانه های حامی دولت شامگاه چهارشنبه هفته گذشته فیلتر شد. بسیاری ابتدا تصور کردند این فیلترینگ نیز مانند دفعات قبل است ، اما مدیرمسئول سایت انتخاب در مصاحبه ای اعلام کرد که این اتفاق، به خاطر شکایت چند مقام دولتی افتاده و پس از آن، دادستان به دلیل «تعدد شکایات» دستور فیلتر شدن سایت انتخاب را داده است.

با وجودی که این دستور، کمی بی نظیر به نظر می آید و تا به امروز، سابقه نداشته رسانه ای به دلیل شکایات خصوصی توقیف یا فیلتر شود، اما پیگیری های خبرنگار ما نشان می دهد انتشار اخباری در سایت انتخاب در مورد حمید پورمحمدی گل سفیدی و دوستان نزدیک به وی باعث این اتفاق شده است. این سایت از جریانی مرموز در سیستم بانکی کشور سخن می گفت که به اسانی قابلیت جا به جایی نیروهای ارشد اقتصادی و بانکی کشور را دارا هستند.

این سایت خبری طی هفته های اخیر، اخباری در مورد حمید پورمحمدی گل سفیدی منتشر می کرد. این فرد ، قائم مقام بانک مرکزی دولت احمدی نژاد بود که به اتهام مشارکت در فساد سه هزار میلیاردی ، 45 روز بازداشت بود و تا به امروز نیز برای وی ، از سوی قوه قضاییه قرار منع تعقیبی صادر نشده است. پورمحمدی در حال حاضر معاون معاونت برنامه ریزی رییس جمهور (محمدباقر نوبخت) است و چند پست دیگر نیز در دست دارد.

همین ماجرا، عنوان آخرین مطلب سایت انتخاب، لحظاتی پیش از توقیف بود. این سایت خطاب به دکتر نوبخت نوشته بود که بر چه اساسی، چنین فردی باید به عنوان معاون جنابعالی در دوست یازدهم فعال باشد و روز به روز ، تعداد مشاغالش بیشتر شود؟!

«انتخاب» پرسیده بود: چرا فردی که هم اینک، متهم دستکاه قضاست، معاون شماست؟ چرا روزگاری که این فرد قائم مقام بانک مرکزی دولت احمدی نژاد بود و از قضا ارتباط نزدیکی نیز با مشایی داشت ، اینک با حمایت شما مشاغل متعددی گرفته است؟ چرا در شرایطی که خود جنابعالی در سایت خود (آفتاب) تندترین حملات را به احمدی نژاد به خاطر به کار گیری از حمید پورمحمدی می کردید، اینک شما به حامی ششدانگ وی بدل شده اید؟!

«انتخاب» در پایان خطاب به دکتر نوبخت گفته بود که این ماجرا، آزمون قانونگرایی شماست!

همین خبر کافی بود تا آزمون قانون گرایی برخی مشخص شود ، «انتخاب» فیلتر شد !

پس از فیلتر شدن سایت ، مصطفی فقیهی مدیرمسئول سایت انتخاب طی اظهاراتی ، خواستار واکنش فوری مقامات دولتی شد ، چرا که به گفته ی وی ، تنها آنها می توانند مشکل را برطرف کنند.

اینک اما 5 روز از فیلتر شدن این سایت پربیننده می گذرد و خبری از واکنش مقامات دولتی نیست، دولتی که همین سایت خبری در شمار حامیان تمام عیارش بود. این سایت ، از همان ابتدای فعالیت های انتخاباتی و روزهایی که هنوز گزینه ها جدی نشده بودند ، از حسن روحانی حمایت می کرد و در ایام انتخابات نیز ، به حمایت تام و تمام از دکتر روحانی ادامه دادند. همین اتفاق ، تا کنون نیز افتاده است ، با این حال ، این دولت هنوز تلاشی برای پس گرفتن شکایات نکرده است./نامه نیوز


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 توسط hosein

محسن رضایی: مدل رقابت‌های سیاسی در کشور باید تغییر کند/ نباید مثل گذشته عمل شود

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:

رقابت‌های سیاسی امروز نباید به تضعیف انسجام ملی جامعه منجر شود بلکه باید در راستای تقویت انسجام و اتحاد ملی باشد.محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص نشست هم‌اندیشی اصولگرایان گفت: امروز کشور ما نیازمند وحدت است؛ چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی. امروز توطئه‌های بسیار زیادی برای تفرقه، اختلاف‌افکنی، درگیری و کشمکش در جهان اسلام و در داخل کشور ما به‌وجود آمده است.او گفت: جلسات وحدتی که اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تشکیل می‌دهند، باید در جهت وحدت ملی باشد و به‌گونه‌ای باشد که وحدت جامعه ما حفظ شود. ما امروز با تهدیدات جدی در سطح جهان اسلام و مواجه هستیم و همان‌طور که در زمان انقلاب و جنگ همه با هم بودیم، در شرایط فعلی نیز باید در کنار یکدیگر باشیم.دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص آرایش سیاسی احزاب و برخی از چهره‌ها برای حضور در انتخابات مجلس گفت: وضعیت جامعه و بین‌المللی ما تغییر کرده است و رقابت‌های سیاسی در این وضعیت نباید مانند گذشته باشد. رقابت‌های سیاسی که در گذشته به‌وجود آمد در شرایطی بود که ما در وضعیت عدم تهدید به سر می‌بردیم؛ در حالی‌که امروز با تهدیدات جدی مواجه هستیم.محسن رضایی گفت: رقابت‌های سیاسی امروز نباید به تضعیف انسجام ملی جامعه منجر شود بلکه باید در راستای تقویت انسجام و اتحاد ملی باشد.

خبرانلاین

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 توسط hosein
استاد مجید سمیعی پرافتخارترین جراح ایرانی است که ده ها جایزه و مدال علمی بین المللی را درزمینهٔ گسترش مرزهای دانش در حیطه علوم مغز اعصاب به دست آورده است.
آکادمی جهانی جراحان مغز و اعصاب، پروفسور مجید سمیعی، چهره ماندگار پزشکی ایران و جهان را به عنوان برترین دانشمند و جراح مغز و اعصاب جهان و برنده جایزه این آکادمی در سال 2014 انتخاب کرد.

به گزارش ایرنا از آکادمی جهانی جراحان مغز و اعصاب، این جایزه طی یک مراسم رسمی روز 11 اکتبر سال 2014 میلادی، در شهر وین و با حضور مقامات رسمی کشور اتریش و اساتید تراز اول جهان در رشته جراحی مغز و اعصاب به پروفسور مجید سمیعی اعطاء شد.آخرین جایزه برترین جراح مغز و اعصاب در سال 2011 به پروفسور «جان ای جین» تعلق گرفت.ماه گذشته نیز طی یک مراسم رسمی نشان علمی کشور قزاقستان و استادی افتخاری دانشگاه آستارا خان به استاد سمیعی اعطاء شد و از وی برای آموزش جراحان مغز و اعصاب این کشور دعوت به عمل آمد.استاد مجید سمیعی پرافتخارترین جراح ایرانی است که ده ها جایزه و مدال علمی بین المللی را درزمینهٔ گسترش مرزهای دانش در حیطه علوم مغز اعصاب به دست آورده است.پروفسور سمیعی در سال 2013 نیز از سوی نشریه معتبر «ورلد نوروسرجری» به عنوان برترین جراح مغز اعصاب جهان در سال 2013 انتخاب شد و در شماره ویژه این نشریه که به مناسبت انتخاب این جراح ایرانی به عنوان جراح برتر جهان انتشار یافت، ده ها استاد و جراح تراز اول جهانی در خصوص خدمات شایان توجه وی به رشته جراحی مغز و اعصاب مقالات متعددی را به چاپ رساندند.پروفسور مجید سمیعی استاد افتخاری دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده و هم اکنون با همکاری دانشگاه علوم پزشکی تهران رهبری و هدایت ساخت بزرگ ترین مرکز بین المللی علوم مغز و اعصاب جهان را در ایران دنبال می کند که در این برنامه، نخبگان جوان پزشکی کشور دوره های آموزشی فوق تخصصی را در قالب بورسیه مشترک پروفسور سمیعی و دانشگاه علوم پزشکی تهران طی می کنند.
ایران اکونومیست

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 توسط hosein
دکتر محمود سریع القلم
عصرایران - مهم ترین مشکل کشور چیست؟ این موضوعی است که دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی در یادداشتی برای عصرایران بدان پرداخته است که در زیر می آید:مهم‌ترين مشكل كشور چيست؟

به سه مورد زير، توجه فرماييد:

 .1 كشورهاي عربي حوزة خليج فارس حدود 2 تريليون دلار صندوق دخيرة ارزي (خارج از بودجه جاري خود) دارند كه در سال چند صد ميليارد دلار از طريق سرمايه‌گذاري در غرب و آسيا، براي اين كشورها و نسل‌هاي آتي آنها سود حاصل مي‌كند؛

.2 منطقه سي لي كان ولي (Silicon Valley) كه مهم‌ترين منطقه فن‌آوري جهان در شمال كاليفرنياست با جمعيتي معادل 6.828.617 نفر در ماه جاري، درآمد سرانة 63.288 دلار كه جزء بالاترين در جهان است را رقم زد؛

.3 چيني‌ها اخيراً موشك زمين به درياي 1100 كيلومتري (DF-21D) با هزينة 11 ميليون دلار با موفقيت آزمايش كردند.

معاني صريح و تلويحي اين تحولات عظيم در سطح همسايه‌هاي ما و در مقياس جهاني چيست؟ همة كشورها به فكر توسعه و افزايش توان‌مندي هستند حتي قطر با جمعيت 250 هزار نفري معادل يك محلة تهران. اعراب جنوب خليج فارس به‌تدريج در حال خريد روزافزون سهام شركت‌هاي نفتي بزرگ جهان هستند و اگر ما در آينده بخواهيم به‌منظور دستيابي به فن‌آوري نفت و گاز، با شركت‌هاي بزرگ جهان همكاري كنيم چه‌ بسا با دستور كار سياسي همسايگان سهامدار خود نيز روبرو شويم. آيا مي‌توان عنصر فن‌آوري و تكنيك را از فرآيند توليد ثروت و قدرت ناديده گرفت؟ چيني‌ها به دو دليل وارد عرصة جهاني شده‌اند: اول فروش كالا و خدمات و دسترسي به پول و ثروت و دوم همكاري‌هاي مربوط به دستيابي فن‌آوري. از قديم روس‌ها و چيني‌ها علاقة وافري به منطقة سي‌لي‌كان‌ولي داشته‌اند به‌طوريكه آمريكا، اين منطقه را از مناطق كليدي امنيت ملي خود تلقي مي‌كند.

آيا مي‌توان به جز افزايش توان‌مندي‌هاي اقتصادي، توليدي، مالي و فن‌آوري هدف ديگري براي يك كشور در اين منظومة موجود جهاني تصور كرد؟ هر هدف سياسي و هر افق فرهنگي كه يك كشور براي خود درنظر بگيرد، تابع توليد امكانات و ثروت است. وقتي روزنامه‌ها و رسانه‌ها را مطالعه مي‌كنيم، هر فردي، هر نهادي و هر جمعيتي، اشكالات كشور را از زاويه ديد و منافع خود مي‌بيند:‌ يكي مي‌گويد مهمترين مشكل، آلودگي هواي تهران است. ديگري اظهار مي‌دارد بالا بودن تعداد سارقان و معتادان مسئله اصلي ماست.

باز ديگري تصور مي‌كند كه مسئله اصلي ما ايرانيان، تحولات عراق است. آن طرف‌تر، مطرح می شود هدف اصلي زندگي ما ايرانيان تغییر جهت و ماهیت نظام بین المللی است. همينطور مسايل ديگر: فساد، رانت‌خواري، فرسوده بودن ناوگان هوايي، بوروكراسي ناكارآمد، جاده‌هاي ناامن، بنزين ناسالم، لبنيات آلوده، بحران کمبود آب، تعداد پرونده‌هاي قضايي، نبود امكانات براي عامه مردم براي رسيدگي به بهداشت دندان، رسانه‌هاي ضعيف و عمدتاً تبليغاتي و غيره
.

آيا با وجود صدها مؤسسه تحقيقاتي و هزاران محقق در كشور، تا بحال "درخت مسائل و مشكلات كشور" را ترسيم كرده‌ايم؟ آيا نبايد تقدم و تأخر مشكلات را طراحي كنيم؟ اگر افزايش توان‌مندي را به‌عنوان كليدي‌ترين هدف كشور بپذيريم، مشكلات و موانع تحقق چنين هدف كانوني كدام است؟ امروز چینی ها در بازارهای مالی آمریکا حضوری فعال دارند. امروز تحولات سياسي خاورميانه به سمتي مي‌رود كه سرنوشت جريان‌ها و كشورهاي شمال آفريقا و خاورميانه و حتي پاكستان و افغانستان با امكانات مالي كشورهاي عربي خليج فارس تعيين خواهدشد. قدرت و تأثيرگذاري وزارت خزانه‌داري آمريكا امروز با وزارت دفاع آن كشور هم‌طرازي مي‌كند. در تحولات اخير مربوط به اوكراين، ظرفيت‌هاي فكري و سياسي خانم مرکل صدراعظم آلمان نه تنها 6200 شرکت آلمانی بلکه مجموعه اتحادیه اروپا را در رابطه با تحريم‌هاي روسيه، اقناع كرد. در جهان امروز، اقناع سياسي و اقناع فرهنگي، به پشتوانه قدرت اقتصادي نياز دارد.

در كشور ما، تعداد همايش‌ها بسيار فراوان است. معمولاً، مسئولان در دو ـ سه ساعت اول حضور دارند. همايش‌ها بعضاً دو روز و حتي سه روز برگزار مي‌شوند. اگر بخاطر بياوريم در اواخر دهة 60 و اوايل 70، تنها يك فصلنامه تخصصي در متون سياسي و اقتصادي در كشور وجود داشت. اما امروز نزديك به سيصد فصلنامه در اين موضوعات در كشور توليد و منتشر مي‌شود. علي رغم رشد كمي در اين‌گونه ادبيات و متون، آيا ما هرم علت و معلولي مشكلات كشور را توانسته‌ايم طراحي كنيم؟ 

مشكل 1 و 2 و 3 كشور كدامند؟ طبعاً نمي‌توان گفت كشور 245 مشكل دارد زيرا كه مجموعه مشكلات در يك شبكة علت و معلولي معنا پيدا مي‌كنند. نمي‌توان در هر سخنراني، مشكل يك كشور را تغيير داد و يا به تناسب مخاطبان، اولويت‌هاي جامعه را تنظيم نمود. منطقي نخواهد بود كه بعضي معلول‌ها را مشكلات اصلي بدانيم و يا 20 اولويت مساوي داشته باشيم. كشورداري و حكمراني مطلوب به يك نظام فهم دقيق مسايل، علت‌ها و معلول‌ها، هرم مشكلات و طراحي درخت اولويت‌ها نياز دارد. اتاق فكر بررسي ماتريس مسايل كشور كجاست؟ بخشی ديدن مسايل كشور، غرق شدن در حل و فصل مسايل يك سازمان و ناديده‌گرفتن كل سيستم اجتماعي ـ سياسي ـ اقتصادي ـ فرهنگي ـ خارجي، ما را همچنان مشغول بحث‌هاي بديهي، كلي با حواشي فراوان كرده و خواهد كرد. اگر با نگاه سيستمي و منظومه‌وار به كل مسايل ايران ننگريم، نمي‌توانيم مشكلات را و 1 و 2 و 3 كشور را تشخيص دهيم
.

اگر مجموعة مشكلات كشور را يكجا ببينيم، بنظر مي‌رسد كانون ماهوي اين مسايل در ناكارآمدي است. از خراب‌شدن آسفالت يك هفته پس از تكميل گرفته تا تأخير پروازها، از نرخ دو رقمي تورم گرفته تا اول بودن ايران در فرار مغزها، از كشته شدن 22 هزار نفر در جاده‌ها گرفته تا وضعيت درياچه اروميه و سایر تالاب ها و رودخانه ها از رتبه بسيار پايين فضاي كسب و كار در ايران گرفته تا بيكاري 65 درصد از زنان تحصيل‌كرده، از سقوط مكرر هواپيماها گرفته تا تعداد محدودروز های هوای پاک در شهر ها. مجدداً تكرار مي‌كنم: اتاق فكر بررسي ماتريس مسايل كشور كجاست؟ آيا ما در مديريت كشور به تئوري سيستم‌ها قائل هستيم؟ هر چند تمامي خلقت تابع تئوري سيستم‌هاست. 

بر اساس همين منطق، اگر ريشه مشكلات را در ناكارآمدي بدانيم كه صدها مصداق مي‌توانيم براي آن مطرح كنيم، پس بايد بپرسيم علت‌العلل ناكارآمدي ايران در كدام عنصر و عامل قابل جستجوست؟ علمي و منطقي است كه در اتاق فكر كانوني كشور، پاسخ‌هاي متعددي به اين سئوال داده شود. طي 26 سال گذشته، به يك پاسخ در رابطه با اين سئوال، پايبندي علمي و استدلالي داشته‌ام: علت‌العلل ناكارآمدي در ايران، فقدان ارتباطات بين‌المللي است.
اگر ما در حد تركيه با جهان ارتباط داشتيم، تخصص را گرامي مي‌داشتيم و به يك نفر، بیش از ده حكم اجرايي نمي‌داديم. 
اگر ارتباطات جدي بين‌المللي داشتيم، سريع آلودگي هواي تهران، ايمني جاده‌ها، ترافيك شهري، نظام اداري و دهها مورد را مجبور مي‌شديم حل و فصل كنيم.
اگر ارتباطات وسيع بين‌المللي داشتيم، نمي‌توانستيم نرخ دو رقمي تورم را براي دهه‌ها حفظ كنيم.
اگر بين‌المللي بوديم، در دانشگاههاي ما، از اساتید کره ای و ژاپنی گرفته تا محققان مصری و برزیلی حضور پيدا مي‌كردند، تدريس مي‌كردند، آموزش مي‌دادند و مي‌آموختند و افراد دانشگاهی در داخل کشور، خود را محك مي‌زدند. 
اگر بين‌المللي بوديم، قبول نمي‌كرديم درصد قابل توجهي از مردم ايران از اتومبيل پرايد استفاده كنند. 
اگر بين‌المللي عمل مي‌كرديم، روبروي شاخص ارزي ايران در صرافي‌هاي خارجي، معادل های بسیار ضعیف را نمي‌ديديم
.

منظور از بين‌المللي‌شدن چيست؟ سه اصل است:‌ رقابت، كيفيت و استاندارد. تصور نكنيد كه مقصود تعامل صرفاً با غرب است. يكي از بهترين مصاديق براي فهم بين‌المللي‌شدن، كشور كره جنوبي است. هم پيشرفت خارق‌العاده‌اي كرده‌اند و بدون منابع طبيعي نزديك به يك تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. هم زبان و فرهنگ و ادبيات خود را حفظ كرده‌اند و هم مي‌توانند با سيستمي رقابتي و جهاني كه بپا كرده‌اند، همساية شمالي خود را تهديد اقتصادي كنند. كرة شمالي نگران بازشدن است چون تضادهاي دروني آن برملا مي‌شود و نظمي كه ايجاد كرده‌اند را متزلزل مي‌كند. 

آيا من و شما مي‌توانيم سه نفر از مقامات كره جنوبي را نام ببريم. احتمالاً خير. چون كره جنوبي سيستم است و نه فرد. اما همين كه در جهان گفته مي‌شد ونزوئلا يا ليبي، همه مي‌دانستند نام كدام افراد را بايد مطرح كنند. اول شرط توسعه‌يافتگي اين است كه همه بپذيرند، سيستم‌سازي مبناي تحول است و افراد صرفاً سيستم را مديريت مي‌كنند. مباني پيشرفت و فرآيندهاي تحول كيفي در حد عمومي و سهل‌الوصول شده‌اند و مصاديق آن در آسيا و آمريكاي لاتين پيدا مي‌شود كه مي‌شود آنها را در گوگل جستجو كرد و نيازي به اين همه جلسه، همايش، سخنراني، ميزگرد، صدها سايت و جدول‌هاي نافرجام نيست. بنظر مي‌رسد از اوايل سلطنت ناصرالدين شاه تاكنون در كشور ما بحث مي‌شود كه پيشرفت خوب است يا بد.

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، ترتب، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند
.

در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود. 

در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد
.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 توسط hosein

جنگ ؟؟؟

حسین محمدی

اصولا جنگ واژه دلهره آوریه .. تمام ساخته های بشری در جنگ از بین میره و به جای آن حتما معلوم نیست بهترش ساخته بشه.. جنگ دلهره آوره و بخصوص عوارض زیادی بعد از خودش تحمیل میکنه مانند غم از دست دادن دوستان و معلولیت ها ..  اما در شرایطی انسان چاره ای جز آن نداره .. مگر زندگی آخرش مردن نیست پس ترس برای چی؟ هیچ منطقی قبول نمیکنه وقتی جنگی شروع بشه آدم آن موقع بشینه از عوارضش صحبت کنه و بگه جنگ بده .. بله جنگ بد هستش اما اگه تحمیل شد دیگه باید بپذیری که باید از پسش بربیایی .. 

این زمانی که ما در آن قرار داریم زمان کاملا مجهولیه دوستان! و ممکنه امروز که این آرامشو داریم فردا خدای نکرده بهم بخوره و فردا بلند شیم ببینیم دشمن علنا قصد از بین بردن ثروت و امکانات و جان ما را کرده و مانند سوریه و عراق بخوان به کشور ما حمله کنند. تمامی حوادث و رویدادها از یکی دو سال پیش داره اینو میگه.. این یک یادداشت معمولی نیست و می توان گفت مانند نوشته های یک کهنه سربازه ..


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مهر 1393 توسط hosein
عباس کیارستمی:
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حبيب احمدزاده داستان‌نويس، فيلمنامه‌نويس و مستندساز معاصر ايراني بعد از اين كه فيلمي از عباس كيارستمي در دانشگاه سيراكيوز منتشر شد و صحبت‌هاي او مجادلات زيادي در فضاي سينماي ايران منتشر كرد، باگله‌مندي گفتگوي تلفني‌اي با او انجام مي‌دهد. آن چه مي‌خوانيد ماحصل اين تماس تلفني است كه با رضايت عباس كيارستمي منتشر شده است.

حبيب احمدزاده : آقاي كيارستمي من به عنوان رزمنده‌يي كه تمام سال‌هاي جنگ در جبهه بودم، چند روز پيش نقل‌قولي از شما شنيدم كه به‌شدت آزرده‌ام كرد. شما با ناديده گرفتن جانفشاني‌هاي رزمنده‌هايي كه هشت سال از زندگي و عمرشان را براي دفاع از ناموس و خاك اين مملكت صرف كردند، از جنگ ما به عنوان جنگي كه هيچ مفهومي نداشت ياد مي‌كنيد. من خواستم كه از شخص خودتان در مورد اين مساله بپرسم و نظر واقعي و قلبي‌تان را در اين مورد بدانم.

كيارستمي: من نمي‌دانم چطور بايد اين سوال شما را پاسخ بدهم؛ چون با وجود تماس‌هاي مكرري كه با من گرفته شد، خيال نداشتم به اين اتهامي كه به من وارد شده اعتنايي بكنم. اما سوال عزيزي مثل شما كه خودتان از رزمنده‌هاي جنگ هستيد را نمي‌توانم بي‌جواب بگذارم و اگر كسي حق داشته باشد از من درباره اين موضوع سوال كند شما هستيد كه مستقيما با جنگ درگير بوديد، . ببينيد ما همه‌ نسبت به رزمندگان دين داريم، من تصور نمي‌كنم حتي كساني كه ضد انقلاب‌ هستند چه داخل و چه خارج ايران، بتوانند در اين دين شك بكنند. چند شب پيش در تلويزيون ديدم كه متاسفانه مجري با لحن هيجاني كه همه را تحريك مي‌كرد، مي‌گفت كه من نسبت به حماسه‌يي كه اين جوانان خلق كردند، وفاداري نداشتم و پيشنهاد كرد كه اگر كيارستمي پوزش بخواهد و بگويد كه اين يك اشتباه لفظي بوده، قضيه به سرانجام خواهد رسيد. ولي من نفهميدم بابت چه بايد پوزش بخواهم وقتي چيزي نگفتم كه در نفي اين حماسه‌آفرينان باشد.

احمدزاده: اما شما صراحتا از جنگ ما به عنوان جنگي كه هيچ مفهومي نداشت ياد مي‌كنيد.

كيارستمي: من جنگ را اساسا بيهوده مي‌دانم و به اين نمي‌شود شك داشت. اما مسوول جنگ كسي است كه آغازش مي‌كند نه كسي كه دفاع مي‌كند. اين جنگ به ما تحميل شد و نمي‌خواستيم درگير اين جنگ شويم.

احمدزاده: آقاي كيارستمي اينها بحث‌هاي فردي هستند كه پيش مي‌آيند اما موضوع مهم‌تر اين است كه از صحبت‌هاي شما استنباط ديگري مي‌شود. اينكه در يك جشنواره خارجي شما به يك‌باره به فيلم‌هاي جنگي ايراني مي‌پردازيد و در پايان صحبت‌هاي‌تان جنگ ايران را جنگي بي‌مفهوم مي‌ناميد؟

كيارستمي: فكر مي‌كنم لازم است كه درباره اين موضوع كمي توضيح بدهم. همان‌طور كه مي‌دانيد من در كشورهاي زيادي از دنيا كارگاه فيلمسازي دارم كه همين هم به اعتبار فيلم‌هايي است كه متعلق به سينماي ايران است. در اين كارگاه موردنظر كه در دانشگاه سيراكيوز برگزار شد - و نمي‌دانم چگونه فيلمبرداري شده و چرا به يك‌باره بعد از شش ماه فيلمش منتشر شد- من از روش ساخت فيلم‌هايي مي‌گويم كه ضد هاليوودي هستند و به مسائل انساني مي‌پردازند و روابط انساني در آنها در اولويت است و از سينماي صرفا سرگرم‌كننده و ويران‌كننده دور هستند. در اين ورك‌شاپ‌ يا كارگاه فيلمسازي من به موضوع جالبي برخوردم؛ كه در كشوري كه خودش مسبب بسياري از جنگ‌ها در دنيا است، فيلم‌ها را طبقه‌بندي كرده و در آن دوره سه ماهه به شركت‌كننده‌ها مي‌گفتند كه هر فيلمي را چطور بايد ساخت. اينها حتي در مورد فيلم‌هاي پورنوگرافي هم دستورالعمل دارند يعني هر كس، هر جور كه دلش بخواهد نمي‌تواند فيلم بسازد. در مورد فيلم‌هاي جنگي هم يادم است كه يك نوع (ده فرمان) داشتند كه بعضي از آنها هنوز در خاطرم هست، مثلا نخستين نكته اين بود كه فيلم جنگي نسازيم و اگر مي‌سازيم چه ضوابطي را بايد در آن رعايت كنيم. وقتي مي‌گويند فيلم جنگي، بايد بدانيم كه فيلم جنگي با فيلم در مورد دفاع فرق دارد. دفاع را بايد از جنگ جدا كنيم. ديگر اينكه به هيچ عنوان در آثاري كه با موضوع جنگ ساخته مي‌شود، هيجان كاذب ايجاد نكنيد. قهرمان‌پروري نكنيد و در نبردهاي تن به تن و نزديك كسي را كه با آن مواجه مي‌شويد مورد اصابت گلوله قرار ندهيد و در كل چه چيزهايي را بايد رعايت كنيد تا فيلم جنگي شما سلامت باشد و دنيا را به جنگ دعوت نكند. در آن دستورالعمل درواقع فيلم‌هاي جنگي و فيلم‌هاي خشن بايد با نوعي هزل و شوخي آميخته مي‌شدند. كاري كه تارانتينو در فيلمي مثل «قصه‌هاي عامه پسند» كرد و توانست نخل طلا را از جشنواره كن دريافت كند. يعني با شوخي بخش عمده‌يي از خشونت را در اين فيلم خشن زايل كرد. اينها چيزهايي بود كه در آن دانشگاه در مورد آنها صحبت مي‌شد، كه البته بخش‌هاي گزينش شده آن در فضاي مجازي منتشر شد.

احمدزاده: آيا شما جديدا فيلم‌هاي جنگي ايراني را ديده‌ايد و فكر مي‌كنيد در اين فيلم‌ها اين موضوعات رعايت نشده است؟

كيارستمي: متاسفانه سال‌هاست كه فيلم جنگي ايراني نديده‌ام. آن فيلم‌هاي اوليه را كه ديدم يادم است كه همه آنها خارج از اين دستورالعمل و قاعده‌يي بود كه گفتم. آنها فيلم‌هايي بودند كه بيشتر قهرمان‌پردازي مي‌كردند؛ درهيچ كدام از آنها فرضا بچه‌هاي زعفران‌كار خراساني را كه من درباره آن با تو صحبت كردم، نديده‌ام. همان بچه‌هايي كه من بعضي وقت‌ها كه براي خريد خانه بيرون مي‌روم، يك سري هم به آنها در همين امامزاده علي‌اكبر خودمان مي‌زنم. آنها رديف كنار هم آرميده‌اند و عكس‌هاي آنها در جعبه آينه به تو لبخند مي‌زند. من هيچ تصويري از اين بچه‌ها، در فيلم‌هاي جنگي كه آن زمان ساخته‌ شدند هرگز نديدم. متاسفانه تعدادي از فيلم‌هاي جنگي ما كپي‌برداري سخيف و پيش پا افتاده از سينماي امريكا است كه خودشان هم ديگر از آن فرمول‌هاي كهنه‌شده را كنار گذاشته‌اند.

احمدزاده: آيا شما تا به امروز به مناطق جنگي سرزده‌ايد؟ آيا حماسه‌آفريني اين جوانان را ديده‌ايد؟

كيارستمي: راستش من نفهميدم چرا بايد به بديهيات پاسخ بدهم. مگر كسي مي‌تواند مدعي باشد كه آنها حماسه نيافريدند. من بعد از فتح خرمشهر وقتي به اين شهر رفتم به دوستاني كه نيامده بودند گفتم يك تابلوي راهنمايي ديدم كه آنقدر گلوله خورده بود كه معلوم نبود ورود ممنوع است، گردش به چپ ممنوع است، گلوله‌هاي متعدد اين تابلو را لوله كرده بود. مگر مي‌توان ارادتمند كساني نبود كه در آن جنگ شهيد شدند و اين رفاه نسبي را براي ما فراهم كرده‌اند. اظهار علني اين چيزها به قول شما ريا محسوب مي‌شود. چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است. آن رزمنده‌ها كار انساني خودشان را انجام دادند و من چرا بايد حركت آنها را زير سوال ببرم. همين الان هم خجالت مي‌كشم وقتي مي‌گويم نسبت به اينها مديونم. خجالت‌آور است چون مي‌رود در باب ديگري كه من مثلا ترسيده‌ام و از روي ترس اين حرف‌ها را مي‌زنم. اما من چه موقعيتي دارم كه به خاطرش بترسم؟ من كجا مورد عنايت و لطف اين دوستان قرار گرفتم؟ من چه وقت عزيز كسي بوده‌ام؟ لطفا به اينها پاسخ بدهيد.

احمدزاده: چرا نبايد اين رشادت‌ها را يادآوري كرد و چرا احساس مي‌كنيد از رزمندگان حرف زدن ريا محسوب مي‌شود؟ آن رزمنده وظيفه خودش را درست انجام داده اما ممكن است مثل خيلي چيزهاي ديگر، از كار او سوءاستفاده‌هايي صورت بگيرد...

كيارستمي: من در حال حاضر و در زمان صلح به هيچ عنوان دوست ندارم در مورد جنگ حرف بزنم. ما همين الان در ايران، هم موزه جنگ داريم، هم موزه صلح. در اين موزه، فيلم «دو راه براي حل يك مساله» -كه من آن را پيش از انقلاب و در سال 1354ساختم - به صورت مستمر به نمايش درمي?آيد و به تازگي هم مديريت اين موزه از من خواسته كه فيلم «جاده‌ها» را براي نمايش به آنها بدهم. به هر حال در مورد موزه صلح اگر اطلاعاتم درست باشد، چند سال پيش با همكاري صلح‌طلبان ژاپني‌ ساخته شد، به دليل اينكه بعد از حادثه بمب اتمي در هيروشيما، آنها وظيفه خودشان مي‌دانستند، معلوليني كه از جنگ باقي مانده‌اند به يك شكلي درمان شوند و به زندگي برگردند، چون جنگ چيزي نيست كه جهان طالب آن باشد. ما حتي مي‌بينيم كه به محض شروع يك جنگ، آدم‌هايي كه خيرخواه هستند يا حتي تظاهر به خيرخواهي مي‌كنند، تلاش مي‌كنند كه يك جوري جنگ را تمام كنند و آتش‌بس اعلام كنند. بار ديگر اعلام مي‌كنم من در زمان صلح، خيلي طرفدار حرف زدن درباره جنگ نيستم.

احمدزاده: قبول دارم كه ادامه كينه از جنگِ‌تمام‌شده، اتفاق خوبي نيست، كما اينكه ما در حال حاضر از كشور عراق به عنوان كشور دوست و همسايه نام مي‌بريم. اما فكر نمي‌كنيد درباره اين حماسه‌ها و رنج‌ها صحبت نكردن، يك جور به فراموشي سپردن رشادت‌هاي رزمندگان ماست.

كيارستمي: بستگي دارد چه كسي ما را به حرف زدن دعوت كند. در ضمن من از شما هم گله دارم كه به من شك كرديد، چون ما قبلا هم در مورد سينماي جنگ با هم حرف زده بوديم و نظرات من را درباره جواناني معصومي كه در يك جنگ نابرابر شركت كردند، مي‌دانستيد...

احمدزاده: من به شما و رويكردتان در سينما شك ندارم، فقط خواستم اين موضوع را از زبان خود شما به مردم منتقل كنم و اگر اين‌طور فكر نمي‌كردم كه به شما زنگ نمي‌زدم و گله نمي‌كردم. من مي‌خواهم موضوع براي شخص خودم و همه شفاف شود.

كيارستمي: من ممنونم كه به من زنگ زديد و گله‌تان را شخصا از من پرسيديد. اما‌ اي كاش من هم مي‌توانستم مثل شما به كسي زنگ بزنم و سوالم را از او بپرسم و جواب صريح و صحيح بگيرم.

احمدزاده: سوال شما چيست؟

كيارستمي: عده‌يي معتقدند من بايد عذرخواهي كنم اما اصلا نمي‌دانم چرا بايد پوزش بخواهم و از چه كسي بايد پوزش بخواهم. ما در اين مملكت رهبر داريم. مجمع تشخيص مصلحت داريم. شوراي نگهبان داريم. مجلس داريم. رييس‌جمهور داريم. وزارت ارشاد داريم اما حالا تلويزيون با هيجان تمام مي‌آيد و مي‌گويد كه من عليه اين حماسه بزرگ بشري حرف زدم. باز هم مي‌گويم كه من از هيچ جنگي دفاع نمي‌كنم اما بحث دفاع و تنبيه متجاوز چيز ديگري است.

*اعتماد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مهر 1393 توسط hosein
کیارستمی و حرف‌های جنجالی‌اش

عباس کیارستمی چندی پیش در حاشیه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه سیراکیوز آمریکا گفته بود: «یک هفته قبل از اینکه اینجا بیایم یکی از فیلمسازانی که سال‌ها فیلم جنگی ساخته (اشاره به ابراهیم حاتمی کیا) فیلم‌های پرهزینه جنگی و البته با مخاطب کمتر- برای اینکه مخاطب ایرانی دیگر حوصله جنگ نداشت، بنابراین بودجه‌های خیلی سنگین می‌گیرد و فیلم‌های جنگی می‌سازد، گوش من را پیچانده بود که زمانی که ما داشتیم می‌جنگیدیم کیارستمی داشت دنبال دفترچه دوستش می‌گشت. «خانه دوست کجاست» یکی از پربیننده‌ترین فیلمهایی بود که من ساختم، درواقع همه جای دنیا آن را می‌شناسند. «خانه دوست کجاست» ماندگار شد چون راجع به یک ارزش انسانی صحبت می‌کرد اما فیلم‌های تو نماند چون تو راجع به یک پریودی از تاریخ ایران حرف زدی که تازه آن پریود هم به هیجان اورد بچه ها را. احمدپور (شخصیت اصلی فیلم خانه دوست کجاست) رفت پس داد دفترچه را، اما تو به هیجان آوردی و احمدپورهای دیگر رفتند در جنگ و کشته شدند و حالا پس از سال‌ها می‌شود راجع به آن‌ها فکر کرد که آن‌ها چطوری از بین رفتند. در یک جنگی که هیچ مفهومی نداشت.»

و اما حاتمی‌کیا چه گفته بود؟

او اسفندماه سال گذشته در سخنانی اشاره کرده بود: «بین آنچه که مردم می‌خواهند و آنچه بچه‌های سینما می‌گویند فاصله است. سینما برای من بت نیست. فرش قرمز برای ما مسیر خون است. ما با چیزهای عجین بودیم که نمی‌توانیم از آن دست بکشیم. کجاست قلم‌هایی که با قدرت پای این بحث‌ها بایستد. زمانی زیادی است که مجله و روزنامه نمی‌خوانم چون احوالشان با من یکی نیست. اگر دیر اقدام کنیم و توجه‌ای نداشته باشیم اوضاع بدتر می‌شود. اوایل انقلاب فیلم‌های خانواده‌ای داشتیم و مسئله جامعه در آن بود اما الان کاملا پاکسازی شده است. استاد اعظم این جنس نگاه آقای کیارستمی است و تأسی از این نوع نگاه تا دلتان بخواهد وجود دارد و عده‌ای می‌توانند در کشوری که 1200 کیلومتر در آن جنگ می‌شود را نبینند و دنبال دفترچه‌ مشقشان بروند.»

تابناک


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم مهر 1393 توسط hosein

در روایتی است که امام صادق (ع) فرمود:

محال است انسان به حق بودن باطل و باطل بودن حق یقین کند..

 جمله زیبایی است . به تفسیر این حقیر و فهم اندکم معنی اش  شاید این است که چنین یقینی حاصل نمیشود چون حق مشخص و روشن است و قابل معرفی به دیگران و باطل هم مشخص است.ممکن است بتوانیم بارها حق را وارونه به دیگران معرفی کنیم و سال ها داد بزنیم حق با منه ولی ممکن نیست یقین کنیم راست می گوییم. این کمک خدا به همه بندگانش است که یک سیستمی در درونمان طراحی نموده است و می توانیم با سنگین و سبک کردن بفهمیم و راه را پیدا کنیم. مثل ترازو است، حتی زمانی که پای منافعمان در میان باشد. چطور خداوند در پرندگان راهیاب طراحی کرده یا در ماهی ها که از غرب به شرق می روند و بر می گردند آنوقت در ما معرفی نکرده که به قول خودمان اشرف همه مخلوقات عالم هستیم؟! نمی دانم شاید اشرف نباشیم.. (نویسنده وبلاگ)

و اما آن حضرت ده شاخص اخلاقی یک مسلمان را چنین فرمود:

او براي شيعيان خود از مکارم اخلاق سخن مي گفت. زيرا پيامبر اسلام براي آن مبعوث به رسالت شده بود. مي فرمود: "من براي کامل کردن مکارم اخلاق مبعوث شدم." امام صادق(ع) مي فرمايد: "مکارم ده تا هستند پس اگر مي تواني که در تو باشد بايد باشد – در تو اي مؤمن – پس به درستي که اين مکارم – يعني مکارم اخلاقي – ممکن است در مرد باشد و در فرزند او نباشد- ممکن است مرد اين ارزش اخلاقي را داشته باشد و در فرزند او نباشد – و در فرزند باشد و در پدر او نباشد و در برده باشد و در آزاد نباشد – زيرا مسأله مکارم اخلاقي مسأله باور جنبه اخلاقي است و هيچ ارتباطي با مسأله پدر و فرزند و برده و آزاد ندارد. زيرا مسأله انساني است که مي خواهد به شکل انساني با اخلاق زندگي نمايد – گفته شد: اين مکارم اخلاقي کدامند؟ فرمود: نااميدي درست – نااميدي از آن چه که در دست مردم است. اين يعني اين که انسان تمام نيازمنديهاي خود را به درگاه خداوند ببرد و از مردم نااميد شود. در حديث آمده است: "ديدم که تمام خوبيها در قطع درخواست از مردم جمع شده است."

چرا نااميدي از مردم مورد تحسين قرار گرفته است؟ زيرا ممکن است که همين نيازمنديها انسان را به بردگي بکشاند و براي تأمين نيازهاي مالي و قدرتي يا زيبايي و يا هر چيز ديگري، انسان را تابع اين و آن نمايد. بدين ترتيب وقتي انسان مي بيند که نيازهايش نزد ديگر وجود دارد و جز اين طريق برآورده نمي شود، اسير ديگري گردد. وقتي هم که تابع او گرديد، اين خضوع ممکن است به چيزي شبيه عبوديت تبديل شود. بدين ترتيب انسان کم کم از حقيقت توحيد فاصله گرفته و گمان مي نمايد که اين انسان در تمام نيازمندهاي او در زندگي همه چيز او است. در حالي که توحيد اين است که همه چيز در دست خدا قرار دارد. همان گونه که خداوند مي فرمايد: «وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ» (نحل/53) پس اين خداوند است که تدبير کننده همه چيز است. اوست که در آسمانها و زمين به شما روزي مي دهد. او همان کسي است که مي گويد: «اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقَدِرُ» (رعد/26) پس او مالک هستي است و داراي همه علم است و ذلت و عزت و مرگ و زندگي همه به دست اوست. توحيد انسان را به اين سمت سوق مي دهد که تمام نيازهاي خود را به درگاه خداوند ببرد. دلهاي مردم نيز در اختيار خداوند است. اين خداوند است که اين دلها را تغيير مي دهد تا جايي که خداوند خطاب به پيامبرش مي فرمايد: «وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ – زيرا اين امر در اختيار تو نيست- وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ» (انفال/63) پس روزي بدست خداوند است و در دست هيچ کس ديگري نيست و همينطور دلهاي مردم. «و اعلموا ان الله يحول بين المرء و قلبه» (انفال/24). در دعا نيز مي خوانيم: "يا مقلب القلوب" پس دلها همگي بدست خداوند است و همه چيز زندگي ساخته خداوند است و از آن خداوند مي باشد. به همين دليل مردم نيز آلاتي در دست خداوند و ابزارهايي براي برآورده شدن نيازها هستند و صاحب اختيار اين ابزارها و وسائل نمي باشند و خداوند مالک همه آنها مي باشد. پس مأيوس شدن از مردم اين است که انسان در تمام نيازمنديها متوجه خداوند باشد تا اين که پس از مشکل برايش آساني قرار دهد و نيازهاي خودش را از او بخواهد و از خداوند بخواهد که امورش را بر وي آسان بگرداند و دلهاي مردم را به روي اوبگشايد. زيرا اين خداوند است که همه اينها را براي او فراهم و آماده خواهد کرد. در اين صورت خواسته ها و نيازمنديها سبب سقوط او در برابر ديگران نخواهد شد.

امام زين العابدين(ع) در دعاي انقطاع به سوي خداوند در صحيفه سجاديه مي فرمايد: "پروردگارا! با گسستن به سوي تو خالص گردانيدم و با تمام وجودم به سوي تو روي آوردم و صورتم را از هر کسي که نيازمند عنايت توست برگرداندم و درخواستم را از کسي که خودش از فضل تو بي نياز نيست بازداشتم و ديدم – انديشيدم که – درخواست نيازمند از نيازمند – آيا عقلاني است که بي چيز از بي چيز ديگري در خواست بخشش نمايد؟ - از سبکي نظر و گمراهي عقل اوست - پس هر کسي که به سوي نيازمند روي نمايد جز سبک مغز و گمراه نيست. سپس تبيين مي فرمايد که اين امر يک امر فکري صرف نيست بلکه کاملاً جنبه واقعي دارد – اي خداي من! چه بسيار مردمي را ديدم که از غير تو عزت خواستند و خوار شدند و ثروت را از غير تو خواستند و فقير شدند و بلندي خواستند و پست گرديدند. پس انسان دور انديش بايد با ديدن چنين کساني پند گيرد و آن پند مايه توفيق او شود و او را به گرويدن به راه راست رهنمون گردد."

به بيان امام صادق(ع) بازگرديم. ايشان در ادامه فراز اول سخن خويش مي فرمايند: "و راستي زبان" زيرا راستگويي اساس تعامل را تشکيل مي دهد. راستگويي اين است که انسان جز حقيقت را نگويد. چرا كه انسان دروغگو وجهه خود را نزد ديگران خدشه آلود مي نمايد. وقتي که انسان در رابطه با خبري معين يا شخصي معين يا وضعي معين دروغي را به انسان مي گويد انسان بر اساس همين دروغ عمل مي نمايد. بنابراين اوضاع براي او به هم مي ريزد. بدين ترتيب به خودش و ديگران و حيات پيرامون خود آسيب مي زند. همان گونه که در قرآن کريم آمده است: «يا ايها الذين امنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين» (حجرات/6) يعني به هوشياري عمل نماييد تا حقيقت براي شما روشن شود. در ادامه امام صادق(ع) مي فرمايد: "و بازگرداندن امانت و صله رحم و گرامي داشتن ميهمان" از جمله مکارم اخلاق اين است که انسان ميهمان خود را گرامي بدارد و همين طور از ديگر مکارم اخلاقي اين است: "غذا دادن به فقير و تلافي کردن نيکيها" اگر فردي به فرد ديگري نيکي نمود، بايد در ازاي نيکوييش به او نيکي نمايد و پاسخ نيکي او را به خوبي بدهد. خداوند در اين باره مي فرمايد: «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» (الرحمن/60) امام صادق(ع) مي فرمايد: "دست برداشتن از عيب جويي از همسايه و هم نشين" يعني انسان از بديهاي همسايه و هم نشين خود چشم پوشي نمايد. او را اذيت ننمايد و از او دفاع نمايد و کاري نکند که به همسايه و همنشين او آسيب وارد شود. در پايان هم مي فرمايد: "و در رأس همه اينها حيا قرار دارد." يعني انساني که حيا دارد همين حيايش باعث مي گردد که او کارهايي را انجام ندهد که باعث خجالت او شوند و نزد خداوند شرمنده شود. اعمالي که خداوند از آنها او را نهي کرده است.

 

 منبع :دفتر آیه الله سید مجمد حسین فاضل الله

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم شهریور 1393 توسط hosein

جنبش حماس درربودن سه جوان اسراییلی  که منجر به جنگ غزه شد نقش نداشت

مقدمه: صدا و سیمای ما درباره اینکه جنگ غزه چطور آغاز شد  هیچ اطلاع رسانی نکرد. در حالی که از وظایف ذاتی او بود که دلیل شروع جنگ را تفسیر کند. سخنران های مطرح ما هم درباره شروع جنگ غزه و دلیل (راست یا دروغ) آن چیزی نگفتند.انگار جنگ بدون دلیل آغاز شد که معقول نبود.. من در پست های  آن روزها در این وبلاگ اطلاع رسانی حداقلی  انجام دادم تا به شما خواننده عزیز ادای احترام کرده باشم. اکنون روزها از آن زمان گذشته.. دیروز پنج شنبه خبرگزاری فارس خبر ذیل را انتشار داد:

آفتاب: به گزارش فارس، روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارانوت» نوشت: سرویس اطلاعاتی و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی «شاباک» امروز  اعلام کرد که بر اساس تحقیقات انجام شده، جنبش حماس در عملیات ربایش و قتل سه شهرک‌نشین اسرائیلی که در پی آن جنگ علیه غزه آغاز شده است، نقش نداشت. در ادامه این گزارش ادامه آمده است که هدف از اجرای این ربوده شدن سه شهرک نشین نبوده است بلکه هدف ربودن یک اسرائیلی بود اما ربایندگان به محض ربودن سه شهرک نشین آنها را به قتل رساندند. شاباک در ادامه این گزارش خود که به استناد اعترافات «حسام علی القواسمی» مسئول ادعایی این عملیات تنظیم کرده است، اعلام کرد که « القواسمی ۴۰ ساله دو ماه گذشته از خلیل با برادرش محمد که در غزه ساکن بود، تماس تلفنی برقرار کرد تا برای اجرای عملیات ربایش حدود ۶۱ هزار دلار آمریکا دریافت کند اما وی توجیه نبود که هدف ربایش است نه کشتن». در تحقیقات اطلاعاتی شاباک آمده است که عملیاتی که «حسام القواسمی» برای اجرای آن در الخلیل برنامه ریزی کرده بود به دستور حماس نبوده است. پیش از این «سامی ابوزهری»، سخنگوی حماس در غزه تاکید کرده بود که رژیم اشغالگر داستان ربوده شدن سه جوان اسرائیلی و متهم کردن حماس به دست داشتن در آن را وسیله‌ای برای توجیه جنگ علیه ملت فلسطین و مقاومت اسلامی و جنبش حماس به کار بگیرد. سخنگوی حماس در غزه در گفتگو با شبکه تلویزیونی الجزیره درباره شهرک نشینان مفقود شده اسرائیلی و اتهام وارد شده به فلسطینی ها گفت:داستان ربوده شدن و به دنبال آن کشته شدن این سه شهرک نشین اسرائیلی ساخته شده و بر اساس گفته های اسرائیلی ها است. جنگ ۵۱ روزه رژیم صهیونیستی علیه غزه در پی ربوده شدن سه شهرک‌نشین صهیونیست و کشف اجساد آنها در کرانه باختری آغاز شده است و در این جنگ ۲۱۴۹ نفر از مردم غزه به شهادت رسیدند.

نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم شهریور 1393 توسط hosein

گزارشی خواندنی از برج مراقبت فرودگاه امام
روزنامه جام جم در ضمیمه آخر هفته خود، گزارشی خواندنی از یک روز کاری کنترلرهای برج مراقبت فرودگاه امام خمینی (ره) را منتشر کرده است: 

 

1409396601300_Imam_airport_3.jpg

 

 
 
 
 
 
 
 
 
اینجا برج مراقبت است، جایی که همه خواب سانحه می‌بینند. اینجا اولین اشتباه، آخرینش هم هست، آخرین اشتباه تو و آخرین‌های ده‌ها انسان؛ آخرین نفس‌ها، آخرین خنده‌ها، آخرین نگاه‌ها، آخرین حرف‌ها و ... . اینجا اولین لغزشت می‌تواند مثل چاشنی یک انفجار مهیب عمل کند، ده‌ها زن و مرد و بچه را بفرستد روی هوا، زنده زنده بسوزاندشان، تکه‌تکه‌شان کند. فقط کمی حواس‌پرتی می‌تواند یک عمر عذاب وجدان به بار بیاورد، اولین تصمیم اشتباه می‌تواند زندگی را حرامت کند، می‌تواند از خواب و خوراک بیندازدت، چند ثانیه چُرت می‌تواند با تو کاری کند که یک عمر کابوس ببینی، یک عمر ناله و نفرین پشتت باشد. اینجا اولین غفلت، زندگی‌ات را تباه می‌کند. اینجا برج مراقبت پرواز است، جایی که کسی فرصت اشتباه‌کردن ندارد.گعده کرده‌اند و صحبت‌ها گل انداخته. هر کسی خاطره‌ای رو می‌کند و با هر خاطره لرزه بر اندام‌ ما می‌افتد. خاطره‌ها اینجا همه حول و حوش مرگ پرسه می‌زند. سانحه‌هایی که یا اتفاق افتاده است یا می‌توانست اتفاق بیفتد. اولی‌ها فاجعه شده است و دومی‌ها کابوس. فضا ملتهب است، ملتهبِ سانحه دیروز. بختک شوم سقوط روی واژه‌ها سایه انداخته و همه چیز به مرگ ختم می‌شود. آنتونف 140 دیروز (در زمان تهیه گزارش) افتاده و بحثمان لاجرم با سانحه آغاز می‌شود.یکی‌شان می‌گوید هر سانحه از این نوع، کل بدنه سیستم هواپیمایی کشور را دچار شوک می‌کند و فرقی نمی‌کند شما کنترلر پرواز مورد نظر بوده باشی یا کنترلر فرودگاه زاهدان. دیگری ادامه می‌دهد در پس هر حادثه، یک خروار استرس است که به سمت تو و خانواده‌ات هجوم می‌آورد، تو نگران اینکه نکند همکارت لغزشی کرده باشد و خانواده‌ات نگران اینکه نکند تو هم دخیل بوده‌ای و حالا دچار دردسر شده‌ای.یکی‌شان که پشت میز نشسته و میکروفن به‌دست پاسخ یک پرواز را می‌دهد، چند لحظه‌ای سر برمی‌گرداند و تاکید می‌کند که البته در تاریخ هوانوردی ایران تاکنون هیچ سانحه‌ای به دلیل اشتباه پرسنل مراقبت پرواز رخ نداده است.«هر چند در پس هر سانحه خواه‌ناخواه یقه همکاران ما را هم می‌گیرند تا اینکه اثبات شود بی‌گناه بوده‌اند. برای هواپیمای سی 130، شصت و سه جلسه دادگاه رفتیم تا ثابت کنیم که همکاران ما مقصر نبوده‌اند. بعد از سانحه خرم‌آباد، مسئولی که برای بررسی آمده بود، همین که وارد برج شد گفت تک‌تک شما قاتلید، خلافش را اثبات کنید.»این را یکی دیگر می‌گوید، با تاسفی که در لحنش هست و البته یک نگرانی عمیق؛ نگرانی از اینکه احتمالا همین پروسه برای سقوط آنتونف 140 هم طی شود و همکار کنترلرشان گرفتار دادگاه‌ و دادگاه‌بازی.

توی بغل آسمان

حتی اگر هماهنگی‌ها خیلی خوب انجام شده باشد و راحت از در اصلی وارد شوی، باز هم کار چندان راحتی برای رسیدن به تاج برج پیش رو نداری. برای رسیدن به محوطه آسانسورها باید از دری عبور کنی که فقط با کارت مخصوص پرسنل باز می‌شود. جلوی آسانسورها که برسی تازه چالش دیگری آغاز می‌شود، اولین آسانسور که تا طبقه هشتم می‌بردت باز با کارت کار می‌کند و دومین آسانسور که هیبت عجیبی دارد، اصلا دکمه‌ای برای پایین آمدن اتاقک ندارد، تنها یک آیفون تصویری که بعد از به صدا درآمدنش، پرسنل برج تو را می‌بینند و اگر مشکلی برای ورودت وجود نداشته باشد، آسانسور را پایین می‌فرستند؛ آسانسوری که شکل استوانه‌ای و اتاقک شیشه‌ای‌اش آدم را یاد فیلم‌های علمی - تخیلی می‌اندازد و به دلیل سیستم بالابرنده متفاوتش، بر خلاف دیگر فرودگاه‌ها، اینجا تا آخرین طبقه از برج بالا می‌رود. آسانسور که طبقه دهم را نشان می‌دهد، یعنی به تاج برج رسیده‌ای. کپسول شیشه‌ای استوانه‌ای‌شکل، درست از وسط تاج هشت‌ضلعی برج بیرون می‌زند و دو لنگه در کوچکش - که به سمت طرفین باز می‌شود - تو را به دنیایی می‌برد که تاکنون فقط در فیلم‌ها دیده‌ای. اینجا برج مراقبت فرودگاه امام خمینی‌ (ره) است، ارتفاع 60 متری از سطح زمین.یک فضای حدودا 120 متری به شکل متوازی‌الاضلاع و دور تا دور شیشه. با آدم‌های عینک‌آفتابی‌زده و دستگاه‌هایی که می‌گویند هیچ‌وقت خاموش نمی‌شود. سکوت سنگین فضا را هر از چندگاه رادیوهایی که صدای پروازها و دیگر بخش‌های فرودگاهی را مخابره می‌کنند در هم می‌شکند. مکالمه‌ها اغلب به زبان انگلیسی‌ است و کلیدواژه‌های آشنایی چون «تیک‌آف»، «گراند»، «تاکسی» و ... توجه آدم را می‌دزدد. تک‌وتوک بعضی کلمات و جملات فارسی هم رد و بدل می‌شود که شاید مخاطبشان برخی بخش‌های فرودگاهی‌ باشد.سه نفر پشت میزهاشان در موقعیت کاری مستقرند و از محل استقرارشان به سراسر هر دو باند فرودگاه احاطه دارند. دوربینی هم نصب شده برای روز مبادا که می‌گویند گاهی خیلی به کار می‌آید. طبق اطلاعیه‌ای که آن وسط چسبانده‌اند، ورود به برج تنها با مجوز حراست فرودگاه امکان‌پذیر است، حداکثر تعداد بازدیدکننده پنج نفر است و حداکثر زمان بازدید پنج دقیقه.

مراقبت پرواز؛ نگاه از درون

فرودگاه امام خمینی از حیث ترافیک بعد از «مهرآباد»، «مشهد» و «کیش»، چهارمین فرودگاه شلوغ کشور است و در روزهای عادی عدد 80 معدل تعداد پروازهای یک شبانه‌روز این فرودگاه است. این عدد در تعطیلات عادی به 120 و در تعطیلات مهم همچون نوروز به 200 هم می‌رسد.با این حال ولی 70 درصد پروازها شب انجام می‌شود و روزها خصوصا در ساعات نیمروز، فرودگاه ساعت‌های خلوتی را پشت سر می‌گذارد و همین شاید سبب شده که کنترلرها با فراغ بال گرد ما جمع شوند و از هر دری سخنی گفته شود.اصلا کار شما چیست و مراقبت پرواز به چه کار می‌آید؟ این را که می‌پرسم بعد از کلی تعارف به یکدیگر بالاخره یکی‌شان می‌رود سر اصل مطلب: «اینجا هر پرنده‌ای پیش از پرواز، طرح پروازی خود را که شامل مسیر، ارتفاع و یک‌سری اطلاعات ضروری دیگر می‌شود را به بخش خاصی از فرودگاه ارائه می‌کند. این اطلاعات ثبت می‌شود و به دست ما می‌رسد. مراقبت پرواز سه بخش اساسی دارد؛ بخش اولش که برج باشد ماییم. از لحظه استارت موتور هواپیما کارمان آغاز می‌شود و هواپیما تحت کنترل ماست. شرایط را بررسی می‌کنیم و در صورت خالی بودن باند اجازه پرواز می‌دهیم. تا مسافت و ارتفاع مشخصی هم به کنترل ادامه می‌دهیم تا اینکه نوبت به واحد «تقرب» برسد، آنها که هواپیما را از ما تحویل می‌گیرند تا مسافت 70 مایلی و ارتفاع 27 هزار پایی، کنترلش را به عهده دارند. سخت‌ترین بخش مراقبت پرواز همین بخش است چون پروازها در این محدوده یا در حال کاهش ارتفاع برای فرود هستند یا تازه برخاسته‌اند و در حال اوجگیری. کار واحد تقرب هم که تمام شود، هواپیما تحویل مرکز کنترل فضای کشور می‌شود. تا 70 مایلی فرودگاه مقصد هواپیما توسط این مرکز کنترل می‌شود و پس از آن، عکس فرآیندی که برای پرواز هواپیما شرح داده شد، برای فرودش اتفاق می‌افتد؛ یعنی به ترتیب واحد تقرب و برج مراقبت فرودگاه مقصد هواپیما را کنترل می‌کنند تا به سلامت روی زمین بنشیند.»

گلایه‌های ناتمام

اطلاعات خیلی‌ها در ایران از سیستم مراقبت پرواز در حد همان برج سخنگوی کارتون جیمبو است و این ناشناختگی فصل مشترک گلایه‌های همه کنترلرهای ایرانی است؛ گلایه‌ای که بخشی از آن به‌رسانه‌ها، بخش دیگرش به خودشان و احتمالا بخشی هم به مدیریت سیستم‌ برمی‌گردد.«طبق آماری که گرفته شده، برای اینکه صفر تا صد یک پرواز انجام شود، 220 نفر در درست انجام شدن همه کارها دخیل هستند؛ 220 نفری که شامل خلبان، مهماندار، گارد پرواز، مراقبت پرواز، پرسنل فرودگاهی و ... می‌شوند. از این همه آدم چند نفرشان واقعا به چشم مسافران و مردم می‌آیند؟ پاسخ ساده است؛ به جز خلبان و مهمانداران، هیچ‌کدام.»بحث که به حق‌الزحمه و شرایط زندگی می‌رسد داغ دل همه تازه می‌شود. صحبت‌ها دوباره گل می‌اندازد و فکت‌ها یکی از پس دیگری رو می‌شود. یکی می‌گوید طبق استاندارد بین‌المللی یک کنترلر باید به اندازه یک خلبان بوئینگ 747 حقوق بگیرد اما در ایران کنترلرها به طور متوسط حدود یک‌پنجم خلبان‌ها حقوق می‌گیرند. دیگری ادامه می‌دهد که خودش از زبان پاتریک - سرکشیک مرکز کنترل «یوروکنترل» که گویا چندی پیش برای ارائه سخنرانی به ایران آمده بوده - شنیده که 15 هزار دلار در ماه حقوق می‌گیرد. آن یکی با یک لبخند جواب دوستش را می‌دهد و می‌گوید چرا اصلا راه دور برویم، در همین امارات کنترلرها سالانه 165 هزار دلار حقوق می‌گیرند. یک ضرب و تقسیم سرانگشتی می‌کند و بعد از تبدیل نرخ ارز با یک خنده دیگر ادامه می‌دهد که یعنی حدود 17 برابر ما.بحث حقوق که جمع‌وجور می‌شود، موضوع سلامت را پیش می‌کشند. با همان حرارت و البته کمی تلخ‌تر از بلایی می‌گویند که شیفت شب برسر همه همکارانشان آورده و کلکسیون بیماری‌های گوارشی، قلبی و عروقی که بعد از مدتی کار گریبانگیرشان می‌شود. از چند همکاری می‌گویند که به خاطر همین شرایط حتی هنگام کار، زندگی‌شان را از دست داده‌اند و از اثرات بیماری‌هایی که حتی بعد از اتمام کار و بازنشستگی نیز از بین نمی‌رود. در همین اثنی یکی صدایش را صاف می‌کند و جمله‌ای می‌گوید که بحث خود به خود جمع می‌شود؛ «بی‌اغراق، ما در بخش عملیاتی، هیچ کنترلر سالمی نداریم». بی‌اغراقش را چند بار تاکید می‌کند.

سکانس آخر

می‌گوید اگر در شرایطی قرار بگیرد که مجددا بتواند شغلی را انتخاب کند، به خاطر استرس و مسئولیت بالای این شغل ترجیح می‌دهد کار دیگری انتخاب کند.همین سوال را از سه نفر دیگر هم می‌پرسم. یکی‌شان با همان قطعیت رد می‌کند. دیگری می‌گوید شاید شغل دیگری در سیستم هوانوردی غیر از مراقبت پرواز انتخاب کند و آخری هم بعد از کمی فکر سر را پایین می‌اندازد. سکوتی کشدار فضا را فرا می‌گیرد. صدای خلبان سکوت برج را در هم می‌شکند. میکروفن را برمی‌دارد، چند جمله‌ای انگلیسی رد‌ و‌ بدل می‌شود. کمی بعدتر صدای موتور هواپیما به گوش می‌رسد، هواپیما به ابتدای باند می‌خزد و صدای موتور بیشتر می‌شود، می‌رود و می‌رود تا اینکه از زمین کنده می‌شود. نگاهش هواپیما را تعقیب می‌کند و در پس آن به نقطه‌ای از آسمان خیره می‌شود. سکوت همچنان ادامه دارد..

ایسنا


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم شهریور 1393 توسط hosein
در چهار ماه نخست امسال 43 مورد فوت ناشی از سلاح سرد به مراکز پزشکی
 
قانونی استان تهران ارجاع شده اند.

به گزارش مهر به نقل پزشکی قانونی تهران ، این رقم در مقایسه با مدت مشابه در سال 92 که تعداد فوت ناشی از سلاح سرد 34 نفر بوده است رشد 26.5 درصدی را نشان میدهد.از کل فوت ناشی از سلاح سرد 4 ماه نخست امسال 41 نفر مرد و 2 نفر زن بوده اند.در تیر ماه سال جاری نیز تعداد فوت ناشی از سلاح سرد 10 نفر گزارش شده است که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 16.7 درصد کاهش داشته است.

منبع تابناک

 
خبر بالا برای من خواننده واقعا تکان دهنده است و چندین بار به آمار آن فکر کردم.ثبت این خبرها به لحاظ  زمان و تاریخی که درآن قرار داریم مهم است. منظورم به این دوره و دولت محترم نیست که مجبور شده بار قبل را بر دوش بکشد  . توجه داشته باشید علاوه بر تصادفات و آلودگی بنزین درسالهای گذشته و محیط زیست و کارخانه های آلوده که روزانه جان تعداد قابل توجهی از هموطنانمان را گرفت و همچنان می گیرد و قتلهای بیصدا که توسط ویزیت  سرسری یا جراحی پزشکان برای رسیدن به درآمد بیشتر و دور نماندن از غافله های پول پارو کنی اتفاق می افتد! که ریشه در بی برنامگی و توجهی به موضوعات مهم ملت و  به جای آن پرداختن به موضوعات غیر ضروری و مشغول شدن به جر و بحث با این و اون توسط مدیران ارشد طی سالهای گذشته دارد ، آن هم طی چند ماه بسی از کشتار اسراییل خبیث در غزه فراتر می رود. خبر کشته شدن هموطنانمان بدست خودشان با چاقو که ناشی از فقر فرهنگی و اقتصادی کشورمان است چقدر دردناک و زجر آور تراست. تازه این فقط درتهران اتفاق افتاده و  به کسانی که با چاقو زخمی شدند و ممکن بود بمیرند در این آمار اشاره نشده .. آمار شهرستانها را حساب کنیم چقدر میشود؟!!

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393 توسط hosein

رییس جمهور چپگرای اروگوئه با انتقاد صریح از وضعیت جهان گفت ، دنیا در دوران جنگ سرد دارای قاعده و قانون بود ولی اکنون دنیا در هرج و مرج است و همه جا بوی خون و کشتار می دهد.

فقیر ترین رییس جمهور جهان : این چه دنیایی است / جایزه صلح نوبل را جمع کنند



به گزارش عصر ایران "خوزه موخیکا" رییس جمهور 79 ساله اروگوئه در مصاحبه با روزنامه اسپانیایی " ال موندو" با انتقاد صریح از نظام بین الملل ، آمریکا را مسبب بحران های منطقه ای در خاورمیانه دانست.موخیکا با اشاره به اینکه جهان در دوران جنگ سرد وضعیت بهتری داشت و او آرزوی بازگشت به آن دوران را دارد، گفت: آن موقع رهبران جهان قواعدی را رعایت می کردند با یک تلفن می شد جلوی یک جنگ را گرفت اما الان دنیا در هرج و مرج است از اوکراین و لیبی گرفته تا سوریه و عراق و فلسطین (غزه) همه جا کشت و کشتار و هرج و مرج است.

او با دفاع از صحبت های اخیر خود درباره ارتکاب نسل کشی از سوی اسراییل علیه مردم غزه گفت: من هنوز بر این باورم و معتقدم اسراییل در غزه نسل کشی می کند و مقصر اصلی این نسل کشی نیز آمریکاست. چرا آمریکایی ها در جایی که منافع شان در خطر است اقدام به گسیل نیروهای خود در چارچوب نیروهای سازمان ملل می کنند، اما در غزه از این اقدام سرباز می زنند؟موخیکا افزود: برای اینکه این جنگ به نفع آمریکا است . این جنگی است که مایه اصلی آن نفرت و کینه است و برای همین ادامه می یابد.موخیکا در پاسخ به سوالی درباره نامزدی او برای دریافت جایزه نوبل صلح گفت: وقتی همه جای دنیا در آشوب و جنگ و خونریزی است چه جایزه صلحی می خواهند بدهند؟ باید این بساط را جمع کنند. من اگر برنده این جایزه بشوم آن را دریافت نخواهم کرد.موخیکا از سال 2010 به سمت ریاست جمهوری اروگوئه برگزیده شد. او و همسرش 90 درصد از حقوق ماهانه خود را خرج امور خیریه می کنند. همسر موخیکا سناتور است.رییس جمهور سوسیالیست اروگوئه به دلیل ساده زیستی و اهدای حقوق ماهانه خود به امور خیریه و فقرا به رییس جمهور فقیر مشهور شده است. او در خانه ای ساده و روستایی زندگی می کند و خودرویی قدیمی متعلق به 30 سال پیش دارد.او در یک مزرعه قدیمی متعلق به همسرش که در کنار جاده خرابه‌ای بیرون از شهر "مونته‌ویدئو" (پایتخت) ‌است، زندگی می‌کند. این خانه بسیار ساده است و حتی لباس‌های شسته شده خانه رییس جمهور در بیرون محوطه خانه از بند رخت آویزان می شود. آب خانه از چاهی که در حیاط است تأمین می‌شود و تنها محافظان موخیکا دو مأمور پلیس و یک سگ سه پا بنام "مانوئلا" هستند.
طبق اعلام سازمان شفافیت بین المللی فساد اداری و مالی در اروگوئه از زمان به قدرت رسیدن موخیکا به حداقل خود کاهش یافته است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393 توسط hosein

بهای گزاف یک تصمیم

حامد سعیدی

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
پس از شنیدن خبر سقوط هواپیمای «ایران 140»، از همان ساعت‌های اول در محل حضور یافتم تا از نزدیک در جریان ماجرا باشم، البته برای تهیه گزارش فنی ابتدا باید جعبه‌های سیاه هواپیما به هواپیماسازی اصفهان رفته و پس از بازشدن فایل‌ها، مکالمات، دما، فشار، ارتفاع و... بررسی ‌شود. در این حالت، خیلی علمی می‌توان به علت سانحه پی برد، با این‌همه باید تاکید کرد این حادثه برای هیچ‌یک از صاحبان فناوری هوایی یا خلبان‌ها غیرقابل پیش‌بینی نبوده است. نکته جالب ماجرا این است که پس از سقوط هواپیما، تا حوالی ظهر، نامی از هواپیما و خط هوایی برده نشد. در هرکجای جهان وقتی هواپیمایی سقوط می‌کند، ابتدا نام هواپیما و اسم خط هوایی گفته می‌شود. یک لابی پرقدرتی در جریان است که توانست تا ظهر جلو انتشار خبر درست درباره سانحه‌ای که درون شهر تهران به‌وقوع ‌پیوست را بگیرد و از اسم هواپیما و خط هوایی سخنی به میان نیاید تا سر فرصت تصمیم بگیرد که چه بگوید و خبر چگونه باید منتشر شود.این لابی همان لابی‌ای است که 15سال است در مقابل عیب این هواپیما مقاومت می‌کند. علاوه بر این هواپیمایی که سقوط کرد، «ایران140» نام دارد که در شرکت هواپیماسازی ایران «هسا» تولید می‌شود، اما پس از سقوط، آن را «آنتونوف» اوکراینی معرفی کردند. در زمان گرفتن لوح تقدیر و جایزه، همه‌چیز ملی است و محصول خودکفایی، اما به‌محض وقوع حادثه این نام به «آنتونوف» تغییر می‌کند. پس از بستن قرارداد با اوکراین، تحمیل‌هایی از جانب این کشور به ایران صورت گرفت، از جمله اینکه موتور این هواپیما موتور هلیکوپتر است که باعث می‌شود هواپیما توان کافی برای پرواز نداشته باشد. طبق قوانین جهانی، همه هواپیماهای مسافربری جهان باید دست‌کم دو موتور داشته باشند، علاوه بر این، موتور هواپیما باید به‌قدری قدرتمند باشد که در صورت ازکارافتادن یک موتور، موتور باقیمانده بتواند هواپیما را به سلامت به زمین بنشاند. اما از آنجایی که موتور این هواپیما توان کافی نداشت، پس از وقوع نقص‌فنی در این هواپیما، موتور دوم نتوانست آن را سالم به زمین بنشاند. نکته بسیار مهم دیگر آن است که این هواپیما برای وضعیت آب و هوای سرد اوکراین طراحی شده و تاب تحمل هوای گرم تهران را ندارد. به گفته کارشناسان، این هواپیما حتی اگر به سلامت فرودگاه تهران را ترک می‌کرد، حوالی ظهر که هوا گرم است، به طبس (که در منطقه گرمسیری است) می‌رسید و به احتمال بسیار در آنجا دچار مشکل می‌شد. علاوه بر این، هواپیمای یادشده برای 30 مسافر طراحی شده بود.اما از آنجا که پرواز با این تعداد مسافر به لحاظ اقتصادی به‌صرفه نیست، سازندگان، تعداد صندلی‌ها را به 50 صندلی افزایش دادند که با توجه به ضعف موتور هواپیما، ضریب خطر را افزایش داده است. گذشته از این، هواپیمای «ایران 140» برای مسیرهای کوتاه مانند تهران- اصفهان مناسب است نه مسیرهای طولانی مانند تهران- تبریز یا تهران- طبس. جمیع این عوامل باعث شده که این هواپیما به یک تابوت پرنده تبدیل شود. با توجه به همین مشکلات بود که بسیاری از کارشناسان نسبت به تولید این هواپیما در داخل کشور، ابراز نگرانی کردند اما وقتی سخنانشان شنیده نشد، پیشنهاد کردند لااقل تا مدتی از هواپیمای یادشده، به‌عنوان هواپیمای باری استفاده کنند و اگر این هواپیما توانست کارآیی و ایمنی خود را در پروازها به شکل عملی اثبات کند، آن‌گاه آن را وارد خطوط هواپیمایی مسافربری کنند.

*عضو هیات‌مدیره اتحادیه صنایع هوافضای ایران/منبع: شرق


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط hosein

ارتباط گرما و توفان ماههای اخیر تهران با زلزله احتمالی

 زمين‌لرزه‌‌ بامداد ديروز در دماوند كه با بزرگي 3/4 ريشتر، شرق تهران را به‌صورت خفيف تكان داد، بار ديگر پرسش‌ها درباره زمان احتمالي زلزله‌بزرگ پايتخت را در كانون توجه قرار داد.آنچه باعث جلب توجه زلزله صبح روز گذشته دماوند شد، تفاوت شدت آن با «خردلرزه»ها و «ريزلرزه‌»هايي است كه روزانه يا هفتگي در اطراف تهران رخ مي‌دهد. اين زلزله به لحاظ شدت دو رتبه بالاتر بود و جزو زلزله‌هاي كوچك به شمار مي‌رود. همچنين ثبت دو پديده جوي فوق‌العاده كم‌سابقه در تهران طي ماه‌هاي اخير كه به ترتيب با وقوع توفان مهيب در خردادماه و گرماي شديد در نيمه اول تابستان، بروز كرد و هم‌اكنون با زلزله دماوند همراه شده است، برخي زلزله‌شناسان را به تجزيه و تحليل درباره رابطه فرضي بين اين سه رخداد با زلزله‌بزرگ تهران واداشته است. اما محققان پژوهشگاه زلزله‌شناسي ايران روز گذشته در اين باره اعلام كردند: اگر چه در دو زمين‌لرزه كه در سال‌هاي 1960 و 2011 به ترتيب در شيلي و ژاپن اتفاق افتاد، يك هفته قبل از حادثه در اين دو محل تغييرات جوي ديده شد اما به لحاظ علمي هيچ شواهدي بين گرما و توفان با زلزله وجود ندارد. يكي از پژوهشگران اين موسسه همچنين درباره زلزله روز گذشته دماوند نيز تاكيد كرد: منشا اين زمين‌لرزه، گسل لار بوده كه از گسل‌هاي فعال محسوب مي‌شود و تنها درصورتي مي‌توان آن را نشانه احتمالي از زلزله بزرگ تهران دانست كه طي چند روز تكرار شود.دانشیار پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، در خصوص تاثیر دو تغییر جوی بی‌سابقه در پایتخت به عنوان علائم زلزله احتمالی تهران گفت: در خصوص توفان خردادماه در تهران و گرمای بی‌سابقه‌ای که تابستان امسال در پایتخت تجربه شد، هیچ مستند علمی وجود ندارد که ارتباط آن را با زلزله احتمالی تهران تایید کند و در واقع به جز دو مورد، هیچ شاهد علمی زلزله‌شناسی وجود ندارد که ارتباط گرما و توفان با زلزله را تایید کند. مهدی زارع ادامه داد: این دو زلزله مربوط به سال 1960 در شیلی و 2011 در ژاپن است که هر دو به بزرگی بیش از 9 ریشتر اتفاق افتادند و از حدود یک هفته پیش از آن در محل وقوع زلزله تغییرات جوی ایجاد شده بود. وی در مورد سابقه وقوع زمین لرزه‌های بزرگ در تهران گفت: آمار موجود از وقوع زمین‌لرزه‌های بزرگ در پایتخت نشان می‌دهد هر 200 سال یکبار، از مرکز تهران تا شعاع 100کیلومتری زمین لرزه‌ای در حدود 7 ریشتر اتفاق افتاده است به این صورت که در این دوره 200ساله تغییر شکلی در پوسته زمین اتفاق افتاده که از تبعات علمی و منطقی آن وقوع چنین زمین‌لرزه‌ای بوده است. زارع ادامه داد: اما اینکه گفته می‌شود زمین لرزه در تهران تاخیر داشته است باید گفت برای مشخص کردن این تاخیر باید دید که این موضوع به کدام گسل و کدام قطعه از آن گسل برمی‌گردد؟ و اگر بخواهیم سابقه زمین شناختی و همچنین ادوار وقوع زلزله در تهران را ملاک قرار دهیم بروز چنین زلزله‌ای هر 200 سال یکبار علمی و منطقی به نظر می‌رسد. وی ادامه داد: در گسل شمال تهران در 30 هزار سال گذشته 6 مورد زمین لرزه بزرگ در حدود 7 ریشتر اتفاق افتاده که دو مورد از آن مربوط به هشت هزار سال گذشته است. بنابراین می‌توان گفت به‌طور میانگین، حدودا هر 3500 سال یک‌بار، گسل شمال تهران تولید یک زمین لرزه کرده است. زارع گفت: اما در مورد سال‌های فعالیت مابقی گسل‌های تهران همچون مشاء، کهریزک، پیشوا و ایوانکی سنجش‌های دقیقی صورت نگرفته و فعالیت این گسل‌ها مانند گسل شمال تهران تعیین سن نشده است. وی ادامه داد: آخرین زمین لرزه بزرگ تهران که در شعاع 100 کیلومتری اتفاق افتاده است، مربوط به سال 1830 بوده است. 

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد     


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 توسط hosein

من تنها مسافري بودم كه سوار هواپيماي 140 نشده بودم.
اسمم را در میان قربانیان140 دیدم+عکس

 

به گزارش تهران پرس،35سال دارد، زماني كه با او تماس برقرار مي‌شود، پشت فرمان در جاده كرج به تهران است. مي‌گويد: از صبح به خانه همكارانم كه در اين پرواز آنها را از دست داده‌ام رفتم و هنوز در شوك هستم.

او ادامه مي‌دهد: مهندس صنايع هستم و 10سالي مي‌شود كه در گروه سرمايه‌گذاري صنايع و معادن فلات ايرانيان مشغول به‌كارم. من و 3همكارم در چندين پروژه در شهرستان طبس كار مي‌كرديم و زياد طبس مي‌رفتيم و معمولا يك هفته درميان و درنهايت ماهي يك‌بار راهي طبس مي‌شديم و به تناسب كاري كه داشتيم آنجا مي‌مانديم.

پاكتي براي مناقصه

او ادامه مي‌دهد: از هفته پيش هماهنگ شد تا براي شركت در جلسه‌اي با پيمانكار نصب پروژه كك طبس به اين شهر برويم. ما 4نفر براي 9صبح يكشنبه 19مرداد بليت تهيه كرديم و قرار شد كه با يك پرواز همه با هم برويم و من چون عضو اصلي كميسيون بودم بايد حتما در اين جلسه حاضر مي‌شدم. قرار بود ما 3روز در شهرستان طبس بمانيم و روز سه‌شنبه 21مرداد به تهران برگرديم كه همه برنامه‌ها به‌هم ريخت. شب قبل از مناقصه پاكت مناقصات كه از سوي پيمانكاران فرستاده شده بود به‌دست ما رسيد و ما را متعجب كرد.

مهندس جوان هرگز تصور نمي‌كرد كه اين پاكت مناقصه سرنوشت او را عوض كند و در مسيري قرار دهد كه چيزي شبيه به معجزه باشد؛ چراكه به محض رسيدن اين پاكت از مهندس جوان خواسته شد كه مسافرتش را كنسل كند و در تهران بماند.
مهرجو مي‌گويد: همكارم با من تماس گرفت و گفت شما فردا به شهرستان طبس نيا و در تهران بمان تا به شركت‌كنندگان در مناقصه امتياز فني بدهي.

براي من خيلي عجيب بود كه مهندس از من اين تقاضا را كرد، چراكه كميسيون مناقصه حدود 5عضو داشت و حضور من در اين مناقصه آنچنان ضروري نبود و بدون من هم برنامه‌ها انجام مي‌شد. خيلي تعجب كردم، اما از طرفي ته دلم خوشحال بودم چرا كه دخترم تازه به دنيا آمده است و با كنسل شدن اين برنامه مي‌توانستم بيشتر كنار دخترم بمانم. دخترم 7ماهه است و واقعا من براي ديدنش بي‌قرار هستم و اين مسئله هر چند تعجب‌آور بود اما براي من خوشحال‌كننده بود.

حضور در فرودگاه

مهندس مهرجو مي‌گويد: طبق قرار 3همكارم ساعت 7صبح روز يكشنبه 19مرداد راهي فرودگاه شدند تا به شهرستان طبس بروند. من هم به جاي فرودگاه راهي شركت شدم كه با فرودگاه فاصله چندان دوري نداشت. اما چند دقيقه بعد از طريق دوستانم باخبر شدم كه هواپيما سقوط كرده است. با عجله خودم را به فرودگاه رساندم. وقتي وارد فرودگاه شدم و فهميدم كه هواپيمايي كه قرار بوده سوار آن شوم با زمين برخورد كرده است، ليست پرواز را ديدم. در ليست پرواز اسم 40مسافر خط خورده بود و من تنها مسافري بودم كه سوار هواپيماي 140 نشده بودم.

تنها كساني كه مي‌دانستند مهندس جوان مسافرتش را كنسل كرده است همسر و دختر 7ماهه او بودند، اما افراد خانواده، دوستان و آشنايان تصور مي‌كردند كه مهرجو سوار هواپيما شده و حادثه‌اي دلخراش براي او رخ داده است. او مي‌گويد: پس از حادثه تماس‌ها شروع شد. دوستان و آشنايان كه گمان مي‌كردند در اين پرواز باشم با تلفن همراهم تماس مي‌گرفتند و وقتي صدايم را مي‌شنيدند تعجب مي‌كردند كه من زنده هستم و با آنها حرف مي‌زنم. زماني كه مادرم از ماجراي سقوط هواپيما باخبر شده بود، با من تماس گرفت، وقتي صدايم را شنيد هيچ نگفت جز گريه.

به خاطر دخترم

مهندس جوان مدام به حادثه‌اي فكر مي‌كرد كه براي او رخ داده بود. حادثه‌اي كه هنوز نمي‌داند چطور رخ داده است و چرا همكارش از او خواست تا در اين سفر آنها را همراهي نكند. او مي‌گويد: در يكي از سايت‌ها اسم خودم را در ليست قربانيان اين حادثه ديدم، اسم من چهارمين نفر در ليست بود؛ محمد ابراهيم مهرجو. من هم مي‌توانستم يكي از آنها باشم، يكي از آن 39نفر. اما خدا به من عمري دوباره داد. وقتي اين اتفاق افتاد پيگير ماجرا شدم و تمامي عكس‌ها و فيلم‌هايي را كه از اين حادثه گرفته شده بود، ديدم. حس اينكه مي‌توانستم در آن پرواز باشم خيلي تلخ است. شايد خداوند به دختر و همسر و مادرم رحم كرد كه من آن روز سوار هواپيما نشدم و مسافرتم كنسل شد.

مرد جوان ادامه مي‌دهد: از دست دادن همكارهايم شوك بزرگي براي من بود. من با آنها 10سال كار كردم و برايم از همكار نزديك‌تر بودند. نمي‌توانم بگويم خوشحالم يا ناراحت؟ خوشحالم چون زنده هستم و خداوند به من فرصتي دوباره داده است، اما ناراحتم چون همكاران و دوستان عزيزي را از دست داده‌ام. از زماني كه اين اتفاق افتاده نگاهم به دنيا عوض شده است. دنيا و مسائل آن بي‌ارزش است و عمر آدمي و لحظه‌هاي آن غيرقابل بازگشت و دست‌نيافتني هستند.

منبع:همشهری


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 توسط hosein

شادروان ایزدپناه خلبان هواپیمای ایران ۱۴۰ (هواپیمایی که سه روز پیش دراطراف فرودگاه مهرآباد سقوط کرد و وی و 37 نفر دیگر جان به جان آفرین تسلیم کردند) در ایامی که به عنوان خلبان نیروی هوایی ارتش کشورمان مشغول خدمت بود. احتمالا او خیلی او تلاش کرد هواپیما را در منطقه ای کم تردد سالم فرود بیاورد اما نتوانست. میان همه توانستن های قبلی و یک نتوانستن حکمتی است. 

تصویر دوتن از ماموران (گارد پرواز ) که صبح امروز باحضور گروهان های

نمونه نیروی هوایی ارتش و نیروی انتظامی و فرماندهی حفاظت هواپیمایی سپاه

بااحترام نظامی  خاص تشیع و به زادگاهشان (اصفهان) منتقل شدند.

تصویر استاد خلبان ایزدپناه و کروی پروازی هواپیمای ایران 140 که تنها چند دقیقه پس از بلند شدن هواپیمایشان

سقوط  کردند و  روح آنان به آسمان حقیقی پرواز کرد.

  

این حادثه شبیه حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران و به مانند آن تاثر برانگیز بود . شاید به این خاطر که فاصله زندگی مسافران و مرگ آنان به هم نزدیک بود و تنها چنددقیقه بود.روح ادر گذشتگان قرین رحمت خداوند باد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 توسط hosein
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک